X
تبلیغات

welcome to ROZEGARE NAMARD به دنیای نامردو بیرحم خوش آمدید

داستان های قرآنی

   عزیر؛ بنده مخلص خدا
داستان های قرآنی

عزیر چون وارد باغ خود شد، دید درختها سبز و سایه آنها گسترده است و زمان برداشت میوه آنها نزدیک شده است، نغمه بلبلها گوش را می نوازد و پرندگان به طرب آمده اند. عزیر ساعتی در این باغ بیاسود و از نسیم جان پرور آن بهره مند و از تماشای سبزه و چمن و طراوت یاس و یاسمن غرق در نشاط شد، آنگاه سبدی از انگور و سبد دیگری از انجیر و مقداری نان به همراه برداشت، سوار بر الاغ خود شد و راه منزل خویش را در پیش گرفت.

عزیر در بازگشت خود غرق در اسرار آفرینش و عظمت موجودات بود و آنچنان در فکر فرو رفت، که راهش را گم کرد. چند لحظه بعد خود را در میان ویرانه ای دید که از دهکده خرابی حکایت می کرد، ...



 "او کالّذی مرّ علی قریة وهی خاویة علی عروشها قال انّی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثمّ بعثه قال کم لبثت قال لبثت یوماً او بعض یوم قال بل لّبثت مائة عام فانظر الی طعامک و شرابک لم یتسنّه و انظر الی حمارک و لنجعلک آیة لّلنّاس وانظر الی االعظام کیف ننشزها ثمّ نکسوها لحما فلمّا تبیّن له قال اعلم انّ الله علی کلّ شی  قدیر."( بقره/ 259)

یا چون آن کس که به شهری که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد؛ [و با خود می] گفت: "چگونه خداوند، [اهل] این [ویرانکده] را پس از مرگشان زنده می کند؟" پس خداوند، او را [به مدّت] صد سال میراند. آنگاه او را برانگیخت، [و به او] گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا پاره ای از روز را درنگ کردم. "[نه] بلکه صد سال درنگ کردی، به خوراک و نوشیدنی خود بنگر [که طعم و رنگ آن] تغییر نکرده است، و به دراز گوش خود نگاه کن [که چگونه متلاشی شده است. این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم] و هم تو را [در مورد معاد] نشانه ای برای مردم قرار دهیم. و به [این] استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند می دهیم؛ سپس گوشت برآن می پوشانیم." پس هنگامی که [چگونگی زنده ساختن مرده] برای او آشکار شد، گفت: "[اکنون] می دانم که خداوند بر هر چیزی تواناست."

 

"و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولهم بافواههم یضاهؤن قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله انّی یوفکون."( توبه/ 30)

و یهود گفتند: "عزّیر، پسر خداست." و نصاری گفتند: "مسیح، پسر خداست." این سخنی است [باطل] که به زبان می آورند، و به گفتار کسانی که پیش از این کافر شده اند شباهت دارد. خدا آنان را بکشد؛ چگونه [از حق] باز گردانده می شوند؟

 

صد سال خواب!

عزیر چون وارد باغ خود شد، دید درختها سبز و سایه آنها گسترده است و زمان برداشت میوه آنها نزدیک شده است، نغمه بلبلها گوش را می نوازد و پرندگان به طرب آمده اند. عزیر ساعتی در این باغ بیاسود و از نسیم جان پرور آن بهره مند و از تماشای سبزه و چمن و طراوت یاس و یاسمن غرق در نشاط شد، آنگاه سبدی از انگور و سبد دیگری از انجیر و مقداری نان به همراه برداشت، سوار بر الاغ خود شد و راه منزل خویش را در پیش گرفت.

عزیر در بازگشت خود غرق در اسرار آفرینش و عظمت موجودات بود و آنچنان در فکر فرو رفت، که راهش را گم کرد. چند لحظه بعد خود را در میان ویرانه ای دید که از دهکده خرابی حکایت می کرد، پراکندگی خانه های ویران، سقفها و دیوارهای فرو ریخته، وجود استخوانهای پوسیده و اسکلتهای متلاشی شده در سکوتی مرگبار، منظره وحشتناکی را ایجاد کرده بود.

عزیر از الاغ خود پیاده شد و سبدهای میوه را کنار خود گذاشت و حیوان خود را بست و به دیوار خرابه ای تکیه داد، تا خستگی خود را بر طرف سازد و نیروی جسم و فکر خود را باز یابد. سکوت مطلق و نسیم ملایم فکر عزیر را آزاد ساخت تا درباره مردگان و وضع رستاخیز ایشان بیندیشد. عزیر با خود فکر می کرد که این بدنهای متلاشی شده که طعمه خاک گشته اند و ابرهای فراوان بر آنها باریده و جریان سیل آنها را به هر سو رانده، چگونه در روز قیامت بار دیگر زنده می شوند؟!

با ادامه این تفکر و تامل، کم کم چشمهای عزیر گرم شد و پلکهایش به آرامی روی هم آمد عضلاتش سست گشت و در خواب عمیقی فرو رفت، آنچنان که گویا به مردگان ملحق شده است.

صد سال تمام گذشت، کودکان پیر شدند و عمر پیران پایان یافت، نسل ها تغییر کردند، قصرها عوض شدند ولی عزیر هنوز به صورت جسدی بی روح در خواب بود، استخوانهای او پراکنده و اعضایش از هم گسیخته، تا اینکه خداوند اراده کرد برای مردمی که در موضوع قیامت حیران و از درک آن عاجزند و در بیان آن اختلاف دارند، حقیقت را به نحوی آشکار سازد تا آن را با چشم ببینند و با لمس احساس کنند تا به آن یقین پیدا کنند. خدا استخوانهای عزیر را فراهم و آنها را مرتب ساخت و از روح خود در آن دمید، ناگهان عزیر با بدنی کامل و نیرومند از جای برخواست بر روی پای خود ایستاد. عزیر با خود اندیشید که از خوابی سنگین بیدار شده است. سپس به جستجوی الاغ خود پرداخت و به دنبال آب و غذا روان شد.

فرشته ای به سوی او آمد گفت: فکر می کنی چقدر در خواب بوده ای؟ عزیر بدون دقت و تفکر در اوضاع گفت: یک روز یا کمتر از آن خوابیده ام.

فرشته گفت: تو صد سال است که مانند این اجساد در این زمین بوده ای، بارانهای نرم و رگبارهای شدید بر بدنت باریده و بادهای بسیار بر تو وزیده، ولی با گذشت این سالهای طولانی و حوادث مختلف می بینی که خوراکت سالم مانده و آب آشامیدنی تو تغییر نکرده است.

ای عزیر! نگاهی به استخوانهای پراکنده الاغ خویش بیانداز، می بینی که اعضایش از هم پاشیده شده و خدا به زودی به تو نشان خواهد داد که چگونه این استخوانهای پراکنده جمع و زنده می شوند و روح در آن دمیده می شود. اکنون شاهد این جریان باش تا به روز قیامت یقین پیدا کنی و بر ایمانت به رستاخیز بیفزایی و خدا تو را آیتی از قدرت خود قرار داد تا شک و تردید به رستاخیز را از ذهن مردم پاک کنی و بر اعتقاد آنها بیفزایی و آنچه را از درک آن عاجز بودند بر ایشان شرح دهی.

عزیر دقت کرد، دید الاغ وی با تمام شرایط و علائم روی دست و پای خود ایستاد و آثار زندگی در آن هویدا شد. عزیر با مشاهده این منظره گفت: "من می دانم که خدا بر هر چیز قادر است."

 

صد سال فراق!

عزیر بر حیوان خود سوار شد و به جستجوی راه منزل خویش پرداخت. در راه متوجه شد که اوضاع مسیر و خانه ها تغییر کرده و تصویر گذشته فقط به صورت رویایی در ذهن او وجود دارد، با دقت در مسیر و تداعی خاطرات بالاخره به خانه خود رسید. بر درب خانه پیرزنی را دید با کمر خمیده و اندامی لاغر که گذشت ایام پوست بدنش را چروکیده و بینایی چشمانش را فرو کاسته است. ولی با این حال در برابر مصائب دوران و جریان ماه و سال هنوز رمقی در بدن دارد. این پیرزن مادر عزیر است که عزیر او را در ایام جوانی و بهار زندگی رها کرده و رفته است.

عزیر از پیرزن پرسید: آیا این خانه منزل عزیر است؟

پیرزن گفت: آری این منزل عزیر است و به دنبال این سخن صدای گریه او بلند و اشکش روان شد و گفت: عزیر رفت و مردم او را فراموش کرده اند و سالیان متمادی است که غیر از تو، نام عزیر را از کسی نشنیده ام.

عزیر گفت: من عزیرم، خدا صد سال مرا از این جهان به وادی مردگان برد و اکنون بار دیگر مرا به صحنه وجود آورده و زنده نموده است.

 

عزیر آزمایش شد

پیرزن از گفته عزیر مضطرب شد و در اولین برخورد، ادعای عزیر را منکر شده، سپس گفت: عزیر مرد صالح و شایسته ای بود و دعای او همواره مستجاب می شد. هر چیزی را که از خدا می خواست حاجتش بر آورده می شد، برای هر بیماری واسطه می شد، شفا می گرفت. اگر تو عزیر هستی از خدا بخواه بدن من سالم و چشم من بینا گردد. عزیر دعا کرد و ناگهان مادر او بینایی و سلامت و شادابی خود را باز یافت. مادر به همسالان وی که روزگار استخوانشان را فرسوده و جوانی آنان را گرفته بود، اطلاع داد و گفت: عزیری را که صد سال پیش از دست داده اید، خدا بار دیگر او را به ما باز گردانده است. وی به همان صورت و سن و سال جوانی نزد ما باز گشته است.

عزیر همان مرد نیرومند با بدن سالم و قوی نزد بستگان خود حاضر شد ولی اقوام عزیر او را نشناختند و منکر وی شدند و ادعای او را دروغی بزرگ شمردند و در صدد آزمایش او بر آمدند، یکی از فرزندان عزیر گفت: پدر من خالی در کتف خود داشت و با این نشان شناخته می شد و به این صفت معروف بود. بنی اسرائیل شانه او را باز کردند، دیدند خال هنوز باقی است و با همان اوصافی که به خاطر داشتند و یا شنیده بودند تطبیق می کند.

بنی اسرائیل تصمیم گرفتند که برای اطمینان قلبی و رفع هر گونه شک و تردید او را مورد آزمایش دیگری قرار دهند، لذا بزرگترشان گفت: ما شنیده ایم زمانی که بخت النصر به بیت المقدس حمله کرد و تورات را سوزاند، فقط افراد انگشت شماری و از آن جمله عزیر تورات را از حفظ بودند، اگر تو عزیری، آنچه از تورات محفوظ داری برای ما بخوان.

عزیر تورات را بدون هر گونه تغییر و انحراف و کم و زیاد از حفظ خواند، در این موقع بود که بنی اسرائیل، ادعای او را تصدیق و تکریم کردند و با او پیمان بستند و به وی تبریک گفتند ولی گروهی از بنی اسرائیل که در نهایت بدبختی بودند با این وجود ایمان به حق نیاوردند، بلکه به کفر خود افزودند و گفتند: "عزیر پسر خداست".

 

 

 

 

قرآنی: قصه گاو کشتن بنى اسرائیل و زنده شدن آن
داستان های قرآنی

قـصـه گـاو کـشـتـن بنى اسرائیل و زنده شدن آن به امر الهى

در تفسیر حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام مذکور است که در تفسیر قول حق تعالى و اذ قال موسى لقومه ان الله یاءمرکم ان تذبحوا بقرة (476) امام علیه السلام فرمود: حق تعالى به یهود مدینه خطاب فرمود که : یاد آورید آن وقت را که موسى به قوم خود گفت : بدرستى که خدا امر مى کند شما را ذبح نمائید بقره اى را که بزنید بعضى از آن را بر این شخصى که در میان شما کشته شده است تا زنده شود به اذن خدا و شما را خبر دهد کى او را کشته است ، این در وقتى بود که کشته اى در میان ایشان افتاده بود.
موسى علیه السلام به امر خدا بر اهل آن قبیله که آن کشته در میان آنها پیدا شده بود لازم گردانید که پنجاه نفر از اشراف ایشان سوگند یاد کنند به خداوند قوى شدید که خداى بنى اسرائیل و تفضیل دهنده محمد و آل طیبین اوست بر همه خلق که ما او را نکشته ایم و کشنده او را نمى دانیم که کیست ، اگر قسم بخورند دیه کشته شده را بدهند و اگر قسم نخورند کشنده او را نشان دهند تا به عوض او بکشند، و اگر نکنند ایشان را در زندان تنگى حبس کنند تا یکى از این دو کار را بکنند. ...



آن قبیله گفتند: اى پیغمبر خدا! ما هم قسم بخوریم و هم دیه بدهیم ؟ حکم خدا چنین نیست !
و این قضیه چنان بود که زنى بود در بنى اسرائیل در نهایت حسن و جمال و فضل و کمال و شرافت و حسب و نسب و خدارت و نزاهت ، جماعت بسیارى او را خواستگارى مى کردند، و او را سه پسر عم بود، پس او راضى شد به یکى از ایشان که عالم تر و پرهیزکارتر بود و خواست که به عقد او درآید، و آن دو پسر عم دیگر که ایشان را قبول نکرد بر آن پسر عم پسندیده حسد بردند و او را به ضیافت طلبیده و کشتند و انداختند در میان قبیله اى که از همه قبائل بنى اسرائیل بیشتر بودند، چون صبح شد آن دو پسر عم که قاتل بودند گریبانها چاک کردند و خاک بر سر کرده به نزد موسى به دادخواهى آمدند، پس حضرت آن قبیله را حاضر ساخت و از ایشان سؤ ال فرمود از احوال آن کشته شده .
ایشان گفتند: ما او را نکشته ایم و علم هم نداریم که کى او را کشته است .
موسى علیه السلام فرمود: حکم الهى این است که شما پنجاه نفر قسم بخورید و دیه بدهید یا قاتل را نشان دهید.
ایشان گفتند: هرگاه با قسم خوردن ما را دیه باید داد، پس قسم خوردن چه فایده دارد؟ و هرگاه با دیه دادن ما را سوگند باید خورد، پس دیه چه فایده دارد؟
موسى علیه السلام فرمود: همه نفعها در فرمان بردارى و اطاعت حق تعالى است ، آنچه فرموده است بعمل باید آورد.
گفتند: اى پیغمبر خدا! این غرامت و جریمه گرانى است و ما جنایتى نکرده ایم و سوگند غلیظى است و حقى بر گردن ما نیست ، پس از درگاه خدا استدعا کن که ظاهر گرداند بر ما قاتل را که آنکه مستحق است او را جزا دهى و ما از جریمه و سوگند رهائى یابیم .
حضرت موسى علیه السلام فرمود: حق تعالى حکم این واقعه را براى من بیان فرموده است و مرا نیست که جراءت کنم و غیر آن امرى بطلبم ، بلکه بر ما لازم است که گردن نهیم فرمان او را و بر خود لازم دانیم حکم او را و اعتراض نکنیم بر او، آیا نمى بینید که چون بر ما حرام فرموده است کار کردن در روز شنبه و گوشت شتر را؟ ما را نیست که تصرف کنیم در حکم او و تغییر بدهیم بلکه باید اطاعت کنیم .
و خواست که آن حکم را بر ایشان لازم گرداند. پس حق تعالى وحى فرستاد بسوى او که اجابت نما سؤ ال آنها را و از من سؤ ال کن تا قاتل را ظاهر نمایم و دیگران از جریمه و تهمت بیرون آیند، زیرا که مى خواهم در ضمن اجابت ایشان روزى را فراخ گردانم بر مردى که از نیکان امت توست و اعتقاد دارد به صلوات فرستادن بر محمد و آل طیبین او صلوات الله علیهم اجمعین و تفضیل دادن محمد صلى الله علیه و آله و سلم و على علیه السلام بعد از او بر جمیع خلایق ، و مى خواهم به سبب این قضیه را غنى گردانم در دنیا تا بعضى از ثواب او باشد بر تفضیل دادن محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل او.
موسى علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! بیان فرما براى ما کشنده او را.
پس خدا وحى فرستاد بسوى موسى که : بگو بنى اسرائیل را که خدا بیان قاتل مى کند براى شما به آنکه امر مى نماید شما را که ذبح کنید بقره اى را و عضوى از آن بقره را بر مقتول بزنید تا من او را زنده گردانم ، اگر انقیاد مى کنید فرمان الهى را آنچه گفتم بعمل آورید، و الا حکم او را قبول کنید.
پس این است معنى قول خدا که و اذ قال موسى لقومه ان الله یاءمرکم ان تذبحوا بقرة یعنى : ((موسى به ایشان گفت : خدا بزودى شما را امر خواهد کرد که بکشید بقره را)) اگر مى خواهید که مطلع شوید بر قاتل آن مقتول ، و بزنید بعضى از بقره را بر مقتول تا زنده شود و خبر دهد که قاتل او کیست .
قالوا اتتخذنا هزوا قال اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین (477) فرمود که یعنى : ((گفتند: اى موسى ! آیا استهزاء مى کنى نسبت به ما که مى گویى قطعه میتى را به میت دیگر بزنیم یکى از آنها زنده مى شوند؟)). موسى فرمود: به خدا پناه مى برم از آنکه بوده باشم از جاهلان و بیخردان که نسبت دهم به خدا چیزى را که نفرموده باشد یا فرموده خدا را به قیاس باطل خود و به استبعاد عقل ناقص خود انکار کنم چنانچه شما مى کنید، پس فرمود: آیا نیست نطفه مرد، مرده ، و نطفه زن مرده ، و چون هر دو در رحم بهم رسیدند خدا از هر دو شخص زنده مى آفریند؟ آیا نه چنین است که حق تعالى از ملاقات تخمها و هسته هاى مرده با زمین مرده آن را به انواع گیاهها و درختان زنده مى کند؟
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ماهى فرمود: چون حجت موسى علیه السلام بر ایشان تمام شد ((گفتند: اى موسى ! دعا کن تا حق تعالى بیان فرماید براى ما صفت آن بقره را تا بدانیم چگونه گاوى مى باید)) قال انه یقول انها بقرة لا فارض و لا بکر عوان بین ذلک فافعلوا ما تؤ مرون (478) پس موسى از حق تعالى سؤ ال کرد ((و به ایشان گفت : خدا مى فرماید: آن بقره اى است که پیر نباشد و بسیار جوان نباشد بلکه در میان این دو حال باشد، پس بکنید آنچه به آن ماءمور خواهید شد)).
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما لونها ((گفتند: اى موسى ! سؤ ال کن از پروردگار خود تا بیان کند از براى ما که آن بقره به چه رنگ باشد)) قال انه یقول انها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرین (479) آن حضرت بعد از سؤ ال از حق تعالى ((فرمود: خدا مى فرماید که آن بقره اى است زرد که زردى آن خالص و نیکو باشد، نه کم رنگ باشد که به سفیدى زند و نه بسیار رنگین باشد که به سیاهى زند، و مسرور و خوشحال گرداند نظرکنندگان را بسوى او را از حسن و نیکوئى و خوش رنگى )).
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ماهى ان البقر تشابه علینا و انا ان شاء الله لمهتدون (480) ((گفتند: دعا کن براى ما پروردگار خود را تا بیان فرماید براى ما که چه صفت دارد آن بقره زیاده از آنچه گفته شد، بدرستى که مشتبه شده است بر ما، زیرا که گاو به آن صفات بسیار است ، بدرستى که ما اگر خدا خواهد هدایت خواهیم یافت به آن بقره که ما را امر به ذبح آن فرموده است )).
قال انه یقول انها بقرة لا ذلول تثیر الارض و لا تسقى الحرث مسلمة لا شیة فیها(481) ((موسى گفت از جانب خدا که : آن بقره اى است که آن را ذلول و نرم نکرده باشند به شخم کردن زمین و نه به آب دادن زراعت و از این عملها آن را معاف کرده باشند، و مسلم از عیبها باشد که عیبى در خلقت آن نباشد، و غیر رنگ اصلش رنگ دیگر در آن نباشد)).
قالوا الآن جئت بالحق فذبحوها و ما کادوا یفعلون (482) ((گفتند: الحال آوردى آنچه حق و سزاوار بود در وصف بقره ، و نزدیک نبود که ایشان این را بکنند)) از گرانى قیمت آن بقره ، اما لجاجت ایشان و متهم داشتن موسى به آنکه قادر نیست بر این چیزى که آنها سؤ ال مى کنند باعث شد ایشان را بر کشتن بقره .
پس امام علیه السلام فرمود: چون این صفات را شنیدند گفتند: اى موسى ! آیا پروردگار ما، ما را امر کرده است به کشتن این بقره که این صفات داشته باشد؟

 

فرمود: بلى ، موسى علیه السلام در اول به ایشان نگفت که خدا شما را امر کرده است به کشتن بقره ، زیرا که اگر اول به ایشان چنین گفته بود هر بقره اى که مى کشتند کافى بود، پس ‍ بعد از سؤ ال ایشان در کار نبود که از خدا سؤ ال کند از کیفیت آن بقره بلکه بایست در جواب ایشان بفرماید که هر بقره اى بکشید کافى است .
چون امر بر چنین گاوى قرار گرفت ، تفحص کردند نیافتند آن را مگر نزد جوانى از بنى اسرائیل که حق تعالى در خواب به او نموده بود محمد و على و امامان از ذریت ایشان علیهم السلام را و به او گفته بودند که : چون تو دوست مائى و ما را بر دیگران تفضیل مى دهى مى خواهیم بعضى از جزاى تو را در دنیا به تو برسانیم ، پس چون بیایند که بقره تو را بخرند مفروش مگر به امر مادرت ، اگر چنین کنى خدا مادرت را الهام خواهد فرمود به امرى چند که باعث توانگرى تو و فرزندان تو گردد. پس آن جوان شاد شد از دیدن این خواب .
چون صبح شد بنى اسرائیل آمدند که گاو را از او بخرند و گفتند: به چند مى فروشى گاو خود را؟
گفت : به دو دینار طلا، و مادرم اختیار دارد.
گفتند: ما به یک دینار مى خریم .
چون با مادر خود مصلحت کرد گفت : به چهار دینار بفروش .
چون به بنى اسرائیل گفت : مادرم چهار دینار مى گوید، گفتند: ما به دو دینار مى خریم . چون با مادر خود مصلحت کرد گفت : بلکه به صد دینار بفروش . پس ایشان گفتند: به پنجاه دینار مى خریم .
همچنین آنچه ایشان راضى مى شدند، مادر مضاعف مى کرد، و آنچه مادر مضاعف مى کرد ایشان به نصف راضى مى شدند تا آنکه رسید قیمت آن گاو که پوستش را پر از طلا کنند! پس به آن قیمت گاو را خریدند و کشتند.
استخوان بیخ دم آن را که آدمى از آن مخلوق مى شود در اول و در قیامت نیز اجزاى آدمى بر آن ترکیب مى یابد گرفتند، پس بر آن کشته زدند و گفتند: خداوندا! به جاه محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل طیبین او که این مرده را زنده گردان و به سخن درآور تا خبر دهد که کى او را کشته است .
پس ناگاه برخاست صحیح و سالم و گفت : اى پیغمبر خدا! این دو پسر عم من حسد بردند بر من براى دختر عم من ، مرا کشتند و بعد از کشتن در محله این جماعت انداختند تا دیه مرا از ایشان بگیرند.
پس موسى علیه السلام آن دو نفر را کشت .
در اول مرتبه که جزء گاو را بر میت زدند، زنده نشد، بنى اسرائیل گفتند: اى پیغمبر خدا! چه شد آن وعده اى که با ما کردى !
حق تعالى وحى فرستاد بسوى موسى که : در وعده من خلف نمى باشد اما تا پوست این گاو را پر از اشرفى نکنند و به صاحبش ندهند این مرده زنده نخواهد شد.
پس اموال خود را جمع کردند و حق تعالى پوست گاو را گشاده گردانید تا آنکه از مقدار پنج هزار دینار پر شد، چون زر را تسلیم آن جوان کردند و آن عضو را بر میت زدند زنده شد، پس بعضى از بنى اسرائیل گفتند: نمى دانیم کدام عجیب تر است ، زنده کردن خدا این مرده را و به سخن آوردن او، یا غنى کردن خدا این جوان را به این مال فراوان ؟!
پس خدا وحى نمود به موسى که : بگو بنى اسرائیل را: هر که از شما مى خواهد که من عیش او را در دنیا طیب و نیکو گردانم و در بهشت محل او را عظیم گردانم و او را در آخرت هم صحبت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل طیبین او گردانم پس بکند چنانچه این جوان کرد، بدرستى که آن جوان از موسى علیه السلام شنیده بود یاد محمد و على و آل طیبین ایشان را و پیوسته صلوات بر ایشان مى فرستاد و ایشان را بر جمیع خلایق از جن و انس و ملائکه تفضیل مى داد، به این سبب من این مال عظیم را براى او میسر گردانیدم تا تنعم نماید به روزیهاى نیکو و دوستان خود را بنوازد و دشمنان خود را منکوب گرداند.
پس جوان به موسى علیه السلام گفت : اى پیغمبر خدا! من چگونه حفظ کنم این مالها را و چگونه حذر کنم از عداوت دشمنان و حسد حاسدان ؟
موسى علیه السلام فرمود: بخوان بر این مال صلوات بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل طیبین او را چنانچه پیشتر مى خواندى به اعتقاد درست ، و به برکت آن این مال گرانمایه به دست تو آمد تا خدا این مال را براى تو تو حفظ نماید، و هر دزدى یا ظالمى یا حاسدى اراده بدى کند خدا به لطایف احسان خود ضرر او را دفع نماید.
در این وقت آن جوانى که زنده شده بود، چون این سخنان را شنید عرض کرد: خداوندا! سؤ ال مى کنم از تو به آنچه این جوان از تو سؤ ال کرده است از صلوات فرستادن بر محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل طاهرین او و توسل به انوار مقدسه ایشان که مرا باقى بدارى تا برخوردار شوم از دختر عم خود، و خوار گردانى دشمنان و حاسدان مرا و مرا خیر بسیار به سبب او روزى فرمائى .
پس حق تعالى به موسى علیه السلام وحى فرستاد که : این جوان را به برکت توسل به انوار مقدسه ایشان صد و سى سال عمر دادم که در این مدت صحیح و سالم باشد و در قواى او ضعفى حادث نشود و از همسر خود بهره مند گردد، و چون این مدت منقضى شود هر دو را با هم از دنیا ببرم و در بهشت خود جا دهم که در آنجا متنعم باشند.
اى موسى ! اگر از من سؤ ال مى کرد آن قاتل بدبخت به مثل سؤ الى که این جوان نمود و متوسل به انوار مقدسه آن بزرگواران مى گردید با صحت اعتقاد، هر آینه او را از حسد نگاه مى داشتم و قانع مى گردانیدم او را به آنچه روزى کرده بودم به او، و اگر بعد از این عمل توبه مى کرد و متوسل به ایشان مى شد و سؤ ال مى کرد که من او را رسوا نکنم هر آینه او را رسوا نمى کردم و خاطر بنى اسرائیل را از معلوم شدن قاتل مى گردانیدم ، و اگر بعد از رسوائى توبه مى کرد و متوسل به انوار مقدسه مى شد کار او را از خاطرهاى مردم فراموش ‍ مى کردم و در دل اولیاى مقتول مى افکندم که عفو کنند از قصاص او، و لیکن محبت و ولایت بزرگواران و توسل به آنها فضیلتى است به هر که مى خواهم به رحمت خود عطا مى کنم ، و از هر که مى خواهم به عدالت خود به سبب بدیهاى اعمالشان منع مى کنم ، منم خداوند عزیز حکیم . پس آن قبیله بنى اسرائیل به فریاد آمدند بسوى موسى و گفتند: ما به لجاجت ، خود را به پریشانى مبتلا کردم و قلیل و کثیر اموال خود را به بهاى گاو دادیم ، پس دعا کن حق تعالى روزى ما را فراخ گرداند.
فرمود: واى بر شما! چه بسیار کور است دلهاى شما! مگر نشنیدید دعاى این جوان را و دعاى این مقتول زنده شده را و ندیدید چه ثمره اى بر دعاى ایشان مترتب شد؟ پس شما نیز مثل آنها به انوار مقدسه بزرگواران متوسل شوید تا خدا رفع فاقه و احتیاج شما بکند و روزى شما را فراخ گرداند.
پس ایشان عرض کردند: خداوندا! بسوى تو ملتجى شدیم و بر فضل تو اعتماد کردیم ، پس فقر و احتیاج ما را زایل فرما بجاه محمد و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و آل طیبین ایشان .
پس حق تعالى وحى فرستاد: اى موسى ! بگو به آنها که بروند به فلان خرابه و فلان موضع را بشکافند که در آنجا ده هزار هزار دینار هست بردارند، و از هر کس آنچه گرفته اند براى قیمت گاو به او پس بدهند، زیادتى را میان خود قسمت کنند تا اموالشان مضاعف شود به جزاى آنکه متوسل شدند به ارواح مقدسه محمد صلى الله علیه و آله و سلم و آل طیبین او، و اعتقاد کردند به زیادتى فضل و کرامت ایشان بر جمیع مخلوقات .
پس اشاره به این قصه است قول حق تعالى (و اذ قتلتم نفسا فادار اءتم فیها) یعنى : ((به یاد آورید آن وقت را که کشتید شخصى را پس اختلاف کردید در کشنده او، و هر یک گناهان را از خود دفع کرده به دیگرى نسبت دادید)) (والله مخرج ما کنتم تکتمون )(483) ((و خدا بیرون آورنده و ظاهر کننده است آنچه شما پنهان مى کردید)) از اراده تکذیب موسى به گمان اینکه آنچه شما سؤ ال کردید از او که آن مرده را زنده گرداند، خدا اجابت او نخواهد فرمود.
(فقلنا اضربوه ببعضها) ((پس گفتیم بزنید به کشته شده بعضى از بقره را))، (کذلک یحیى الله الموتى ) ((چنین خدا زنده مى گرداند مردگان را)) در دنیا و آخرت به ملاقات مرده اى با مرده دیگر، اما در دنیا پس آب مرد با آب زن ملاقات مى کند و خدا از آن زنده مى کند آنچه در رحمهاى زنان است ، اما در آخرت پس از بحر مسجور که در نزدیک آسمان اول است که آب آن مانند منى مرد است بعد از دمیدن اول در صور که همه زندگان مرده باشند، پیش از دمیدن دوم در صور بارانى مى فرستد بر بدنهاى پوسیده خاک شده که همه از زمین مى رویند و به دمیدن دوم صور زنده مى شوند، (و یریکم آیاته ) ((و مى نماید به شما سایر آیات و علامات خود را)) که دلالت مى کند بر یگانگى او و پیغمبرى موسى علیه السلام و فضیلت محمد و على و آل طیبین ایشان صلوات الله علیهم بر همه خلایق و آفریدگان ، (لعلکم تعقلون )(484 ) ((شاید شما تعقل و تفکر نمایید)) که آن خداوندى که این آیات عجیبه از او ظاهر مى گردد امر نمى کند خلق را مگر به چیزى که صلاح ایشان در آن باشد، و برنگزیده است محمد و آل طیبین او صلوات الله علیهم اجمعین را مگر براى آنکه از همه صاحبان عقول افضل و برترند.(485)
على بن ابراهیم به سند حسن از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده است که : شخصى از نیکان و علماى بنى اسرائیل خواستگارى کرد زنى از ایشان را، و آن زن قبول کرد، و آن مرد را پسر عمى بود بسیار فاسق و بدکردار و او خواستگارى کرده بود و زن قبول نکرده بود؛ پس پسر عم او حسد برد و در کمین او نشست تا او را کشت و کشته را به نزد موسى علیه السلام آورد و گفت : این پسر عم من است که کشته شده است .
فرمود: کى کشته است او را؟
گفت : نمى دانم .
و امر کشتن در میان بنى اسرائیل بسیار عظیم بود. پس جمع شدند بنى اسرائیل و گفتند: چه مصلحت مى دانى در این باب اى پیغمبر خدا؟
در بنى اسرائیل شخصى بود که گاوى داشت و پسرى داشت بسیار نیکوکار و مطیع او، و آن پسر متاعى داشت ، جمعى آمدند که متاع او را بخرند و کلید موضعى که متاعها در آنجا بود در زیر سر پدر او بود و پدر هم در خواب بود، پس رعایت حرمت پدر کرده و او را از خواب بیدار نکرد و مشتریان را جواب گفت ! چون پدرش از خواب بیدار شد از او پرسید: چه کردى متاع خود را؟
گفت : در جاى خود هست ، آن را نفروختم ، براى آنکه کلید در زیر بالین تو بود نخواستم تو را بیدار کنم .
پدر گفت : من این گاو را به تو بخشیدم در عوض آن ربحى که از تو فوت شد به سبب نفروختن متاع .
پس خدا را خوش آمد از آنچه او با پدر خود کرد و رعایت حق او نمود، و به جزاى عمل او امر کرد بنى اسرائیل را که گاو او را بخرند و بکشند.
چون به نزد موسى علیه السلام جمع شدند گریستند و استغاثه کردند در باب مقتول که در میان ایشان ظاهر شده بود.
آن حضرت فرمود: خدا امر مى کند شما را که بقره اى بکشید.
بنى اسرائیل تعجب کرده گفتند: آیا ما را ریشخند مى کنى ؟! ما مقتول را به نزد تو آورده قاتل او را مى خواهیم تو مى گوئى بقره اى بکشیم ؟!
موسى فرمود: پناه مى برم به خدا از آنکه از جاهلان باشم و استهزاء به شما بکنم .
پس دانستند که خطا کردند و بى ادبى در خدمت موسى کرده اند، گفتند: دعا کن تا حق تعالى بیان فرماید چگونه گاوى باشد.
گفت : خدا مى فرماید آن گاوى است که نه فارض باشد و نه بکر - و فارض آن است که نر آن جهانیده باشند و آبستن نشده باشد و بکر آن است که هنوز نر بر آن نجهانیده باشند - بلکه در میان این دو حال باشد.
گفتند: سؤ ال کن از پروردگار خود تا بیان کند به چه رنگ باشد؟
فرمود: خدا مى فرماید آن بقره اى است زرد که زردى آن نیکو باشد و مسرور گرداند نظر کنندگان را.
گفتند: دعا کن بیان فرماید براى ما که چه صفت دارد آن بقره ؟
فرمود از جانب خدا که : آن بقره اى است که کار نفرموده باشند به شخم زدن زمین و نه به آب دادن زراعت ، و از این عملها آن را معاف کرده باشند و مسلم از عیبها باشد که عیبى در خلقت آن نباشد و غیر رنگ اصلش رنگ دیگر در آن نباشد.
گفتند: الحال آوردى آنچه حق و سزاوار بود در وصف بقره ، این گاو مال فلان مرد است - یعنى گاوى که آن مرد به پسر خود بخشیده بود به پاداش نیکى او -، چون به نزد آن پسر رفتند که بخرند گفت : نمى فروشم مگر به آنکه پوستش را براى من پر از طلا کنید!
پس به نزد موسى آمده گفتند چنین مى گوید.
فرمود: شما را چاره اى نیست جز خریدن آن ، مى باید همان گاو کشته شود، به آنچه مى گوید بخرید.
پس آن گاو را به همان قیمت خریدند و کشتند و گفتند: اى پیغمبر خدا! الحال چه کنیم ؟ حق تعالى وحى فرستاد به موسى علیه السلام که : بگو به ایشان که بعضى از آن گاو را بر آن مقتول بزنند و بپرسند کى تو را کشته است ؟ پس دم آن گاو را گرفته بر آن زدند و پرسیدند: کى تو را کشته است ؟
گفت : فلان پسر فلان ، یعنى آن پسر عمى که به دعوى خون او آمده بود.(486)
در حدیث صحیح از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که : شخصى از بنى اسرائیل یکى از خویشان خود را کشت و او را بر سر راه بهترین اسباط بنى اسرائیل انداخت و به نزد موسى آمد به طلب خون او.
بنى اسرائیل گفتند: اى موسى ! براى ما ظاهر گردان قاتل او را.
فرمود: گاوى بیاورید.
اگر هر گاوى را مى آوردند، کافى بود، پس سخت گرفتند در هر مرتبه که سؤ ال کردند، و خدا بر ایشان سخت گرفت تا آنکه منحصر شد در گاوى که نزد جوانى از بنى اسرائیل بود، چون از او طلب کردند گفت : نمى فروشم مگر به آنکه پوستش را براى من پر از طلا کنید، پس به ناچار به آن قیمت خریده و کشتند.
امر کرد موسى علیه السلام که دم آن را بریده بر آن میت زدند تا زنده شد و گفت : اى پیغمبر خدا! پسر عمم مرا کشته است ، نه آنها که بر ایشان دعوى مى کند.
پس شخصى به موسى علیه السلام گفت : این گاو را قصه اى هست .
گفت : آن قصه چیست ؟
گفت : آن جوان که صاحب این گاو بود بسیار نیکوکار بود نسبت به پدر خود، روزى متاعى خریده بود، چون آمد که قیمت متاع را بدهد دید پدرش در خواب است و کلیدها در زیر سر اوست نخواست او را از خواب بیدار کند به این سبب از ربح آن سودا گذشت و متاع را پس داد، و چون پدرش بیدار شد و این خبر را به او نقل کرد گفت : خوب کردى ، من این گاو را به تو بخشیدم به عوض آن ربحى که به سبب من از تو فوت شد.
پس حضرت موسى علیه السلام فرمود: نظر کنید که نیکى به پدر و مادر اهلش را به چه مرتبه اى مى رساند.(487)
و بر این مضامین احادیث بسیار وارد شده است ، چون مکرر مى شد به همین اکتفا نمودیم .

 

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:39 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

داستان های قرآنی

موسى و دختر شعیب

فجاءته احداهما تمشى على استحیاء قالت ان ابى یدعوک لیجزیک اجر ما سقیت لنا فلما جاءه و قص علیه القصص قال لا تخف نجوت من القوم الظلمین
ناگهان یکى از آن دو ( دختر ) به سراغ او آمد در حالى که با نهایت حیا گام بر مى داشت و گفت: پدرم از تو دعوت مى کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان براى ما را به تو بپردازد هنگامى که موسى نزد او سرگذشت خود را شرح داده او گفت: نترس از قوم ظالم نجات یافتى ( سوره قصص/ 25 )

شرح ماجرا

حضرت موسى على نبینا و آله و علیه السلام بعد از اینکه به نهایت رشد و بلوغ جسمى خود رسید، مردى نیرومند و قوى هیکل شد. روزى ناگهان صداى کمک خواهى فردى مظلوم را شنید، به طرف صدا رفت و دید یکى از عمال فرعون در حال زور گویى به فرد مظلومى است. او نیز از موسى کمک خواست موسى نیز با آن شخص در گیر شد و در اثر مشتى که بر سینه ى او کوبید آن شخص مرد. به همین خاطر مجبور شد سرزمین مصر را ترک گفته و به مدین برود
این جوان پاکباز چندین روز در راه بود، راهى که هرگز از آن نرفته بود و با آن آشنایى نداشت. براى رفع گرسنگى از گیاهان بیابان و برگ درختان استفاده مى نمود و تنها به لطف پروردگار امیدوار بود و از اینکه از چنگ فرعونیان رهایى یافته خوشحال . کم کم دور نماى مدین در افق نمایان شد و موجى از آرامش در قلب او نشست. نزدیک شهر رسید، اجتماع گروهى نظر او را به خود جلب کرد. به زودى فهمید اینها شبان هایى هستند که براى آب دادن به گوسفندان خود اطراف چاه آب جمع شده اند. هنگامى که موسى در کنار چاه آب مدین قرار گرفت گروهى از مردم را در آنجا دید که چارپایان خود را سیراب مى کنند و در کنار آنها دو زن را دید که از گوسفندان خود مراقبت مى کنند، اما به چاه نزدیک نمى شوند. وضع این دختران با عفت که در گوشه اى ایستاده بودند و کسى به داد آنها نمى رسید و یک مشت شبان گردن کلفت تنها در فکر گوسفندان خود بودند و نوبت به دیگرى نمى دادند، نظر موسى را جلب کرد. نزدیک آن دو آمد و گفت: کار شما چیست؟ چرا پیش نمى روید و گوسفندان را سیراب نمى کنید؟
دختران در پاسخ او گفتند: ما گوسفندان خود را سیراب نمى کنیم تا چوپانان همگى حیوانات خود را آب دهند و خارج شوند و ما از باقیمانده ى آب استفاده مى کنیم و براى اینکه این سؤال براى موسى بى جواب نماند که چرا پدر این دختران عفیف آنها را به دنبال این کار مى فرستد ، افزودند: پدر ما پیرمرد شکسته و سالخورده مى باشد، نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادرى داریم که این کار را انجام دهد، براى اینکه سربار مردم نباشیم، چاره اى جز این نیست که این کار را خودمان انجام دهیم
موسى از شنیدن این سخن، سخت ناراحت شد، چه بى انصاف مردمى هستند که فقط در فکر خویشند و کمترین حمایتى از مظلوم نمى کنند. جلو آمد، دلو سنگین را گرفت و در چاه افکند، دلوى که مى گویند چندین نفر مى بایست آن را از چاه بیرون مى کشیدند، با قدرت بازوان نیرومندش یک تنه از چاه بیرون آورد و گوسفندان آن دو را سیراب کرد،مى گویند: هنگامى که نزدیک آمد و جمعیت را کنار زد به آنها گفت: شما چه مردمى هستید که به غیر خودتان نمى اندیشید؟ جمعیت کنار رفتند و دلو را به او دادند و گفتند: بسم الله ! اگر مى توانى آب بکش! چرا که مى دانستند دلو به قدرى سنگین است که تنها با نیروى 10 نفر از چاه بیرون مى آید. آنها موسى را تنها گذاردند ولى موسى با اینکه خسته و گرسنه و ناراحت بود، نیروى ایمان به کمک او آمد و بر قدرت جسمیش افزود و با کشیدن یک دلو از چاه همه ى گوسفندان آن دو را سیراب کرد سپس به سایه روى آورد و به درگاه خدا عرض کرد .
فقال رب إنى لما أنزلت إلى من خیر فقیر
خدایا هر خیر و نیکى بر من فرستى من به آن نیازمندم
سوره قصص آیه24
موسى در حال استراحت بود ، دید یکى از آن دو دختر که با نهایت حیا گام بر مى داشت و پیدا بود که از سخن گفتن با یک جوان بیگانه شرم دارد به سراغ او آمد و تنها این جمله را گفت: پدرم از تو دعوت مى کند تا پاداش و مزد آبى را که از چاه براى گوسفندان ما کشیدى به تو بدهد  

 

 

 

 

 

 

 

حضرت یونس (ع)

دعوت یونس(ع) به توحید

در شهر نینوا و در اوج بت پرستی و در تاریکی جهل و شرک، یونس نور ایمان را شعله ور ساخت و پرچم توحید را بر کف گرفت و به قوم نادان خود گفت: عقل شما عزیزتر از آنست که بت را عبادت کند و جبین- پیشانی- شما گرامی تر از آن است که بر این جمادات بی روح سجده کند، به خود آیید و از خواب غفلت بیدار شوید و به چشم دل بنگرید تا ببینید که در ورای این جهان بدیع، خدایی بزرگ وجود دارد که یگانه و بی نیاز است و تنها ذات کبریایی او شایسته عبادت و ستایش است. او مرا برای راهنمایی شما فرستاده و از در رحمت، مرا بر شما مبعوث کرده تا شما را به سوی او راهنمایی و ارشاد کنم، زیرا پرده های جهل و نادانی عقل و دیده شما را پوشانده و از درک حقایق عاجزید. قوم یونس با شنیدن این سخنان تازه و صحبت از خدای یگانه، دچار حیرت و وحشت شدند و چون از خدایی شنیدند که تاکنون او را نشناخته اند، بر ایشان گران آمد که ببینند یک نفر از خودشان بر آنان برتری یابد و ادعای پیغمبری و رسالت نماید، لذا به یونس گفتند: این مهملات چیست که می بافی؟! این خدایی که ما را به سوی آن دعوت می کنی کیست؟ ما خدایانی داریم که پدرانمان سالیان سال آنها را پرستش می کرده اند و ما هم اکنون آنها را می پرستیم. چه چیز تازه ای در جهان به وجود آمده و چه حادثه جدیدی اتفاق افتاده که ما باید دین اجدادمان را کنار بگذاریم و به دین ابداعی و تازه تو روی آوریم؟ یونس گفت: پرده های تقلید را از چشم های خود بردارید و عقل خود را از حجاب خرافات برهانید، اندکی فکر کنید و قدری بیاندیشید. آیا این بت هایی را که صبح و شب مورد توجه قرار می دهید، در برآوردن حاجات و یا دفع شر و بلیات می توانند شما را یاری کنند، برای شما نفعی دارند و یا می توانند شری را از شما بر طرف گردانند؟! آیا این بت ها می توانند چیزی را خلق و یا مرده ای را زنده نمایند، بیماری را شفا دهند و یا گمشده ای را هدایت کنند؟! آیا اگر من بخواهم به آنها ضرری برسانم می توانند از این امر جلوگیری کنند؟ و یا اگر آنها را بشکنم و ریز ریز کنم می توانند دوباره خود را استوار سازند!

آخرین هشدار یونس(ع)

یونس گفت: چرا از دینی که شما را به سوی آن دعوت می کنم روی می گردانید و از آن اعراض می کنید، در حالی که این دین به شما قدرت می دهد امور خود را اصلاح کنید، وضع جامعه خود را سامان دهید و اجتماع خود را تقویت و بهسازی کنید. دین من شما را امر به معروف و نهی از منکر می نماید، ستمگری را مغضوب و صلح و عدالت را تایید و تمجید می کند، امنیت و اطمینان را بین شما به وجود می آورد، شما را توصیه می کند که نسبت به مستمندان مهربانی و به بینوایان لطف روا دارید، گرسنگان را اطعام و اسیران را آزاد سازید. به عبارتی، دین من، شما را به سعادت و صلابت رهبری می کند. یونس پیوسته از سر خیر خواهی و مهربانی قوم خود را پند و اندرز داد ولی در پاسخ غیر از عناد و استدلال های جاهلانه چیزی نمی شنید. مردم نینوا در پاسخ به استدلال یونس گفتند: تو نیز مانند ما بشری و یکی از افراد اجتماع ما هستی، ما نمی توانیم روح خود را آماده پیروی از تو کنیم و گوش به سخنان تو بسپاریم و دعوتت را تصدیق بنماییم. دست از دعوت خود بردار و ما را به حال خود واگذار! آنچه تو از ما می خواهی برای ما قابل پذیرش نیست. یونس گفت: من با زبان خوش و مسامحه با شما سخن گفتم، و با منطق شما را به خیر و صلاحتان دعوت کردم، اگر گفتار من در اعماق روح شما اثر کند به هدفی که به آن امیدوار و به ایمانی که طالب آن بوده ام، رسیده ام؛ ولی اگر دعوت مرا رّد کنید باید بدانید که بلایی سخت بر شما نازل می گردد و هلاکت شما نزدیک است. به زودی پیش درآمد عذاب را می بینید و باید منتظر عواقب آن باشید. قوم به یونس گفتند: ای یونس، ما دعوت تو را نمی پذیریم و از تهدید تو نیز هراسی نداریم، اگر راست می گویی آن عذابی که ما را از آن می ترسانی بر ما نازل کن! صبر یونس لبریز شد، عرصه بر او تنگ آمد و چون از بحث خود نتیجه ای نگرفت، از آنان ناامید گشت و با خشم و ناراحتی دست از آنان شست و شهر و قوم خود را رها کرد، زیرا هر چه مردم را دعوت کرد، آنان ایمان نیاوردند و حجت و برهان او را نپذیرفتند و در آن تفکر و تامل نکردند. بدین ترتیب یونس فکر کرد که مسئولیت او به پایان رسیده است و آنچه انجام داده کفایت می کند، در صورتی که اگر یونس بر دعوت خود پافشاری و اصرار می کرد و با صبر بیشتر آن را پی گیری می کرد شاید در میان مردم نینوا افرادی پیدا می شدند که به او ایمان آورند و دعوت او را لبیک گویند و دل به حقیقت بسپارند، از کرده خود پشیمان گشته و توبه کنند، ولی یونس تاب نیاورد و به استقبال قضاء و نزول کیفر الهی از شهر خارج شد.

نزول عذاب بر قوم یونس(ع)

هنوز یونس از نینوا دور نشده بود که مردم اعلام خطر عذاب و پیش درآمد هلاکت خود را دیدند. هوای اطرافشان تیره و تار شد، رنگ رخسار آنها دگرگون گشت و اضطراب آنان را فرا گرفت و بیم و هراس بر آنها مستولی شد. در این حال دریافتند دعوت یونس حق و هشدارش صحیح بوده است و بدون تردید عذاب دامنشان را فرا می گیرد و سرنوشت عاد و ثمود و نوح همانگونه که شنیده بودند در مورد آنان نیز تکرار خواهد شد. در این حال دریافتند که باید به خدای یونس پناه ببرند و به او ایمان آورند و از گذشته و گناهان خویش توبه نمایند. به همین منظور سر به کوهستان ها و دره ها و بیابان ها نهادند و با آه و ناله و گریه و تضرع به درگاه خدا شتافتند و بین مادران و اطفالشان، و میان حیوانات و بچه هایشان جدایی افکندند، ناله و فریاد آنان کوه و دشت را پر کرد و شیون مادران و غوغای چهار پایان در نشیب و فراز کوه و دشت پیچید! در این حال خدا بال و پر رحمت خویش را بر سر آنان گشود و ابرهای عذاب خود را از فراز آنان کنار زد، توبه آنان را قبول کرد و به ناله آنان پاسخ داد، زیرا در توبه خود بی ریا و در ایمان خود صادق بودند و خدا هم عقاب را از آنان برداشت و عذاب خود را بر طرف ساخت و مردم نینوا با ایمان کامل و امنیت خاطر به خانه های خود بازگشتند و آرزو کردند که یونس به جمع آنان باز گردد و در بین آنان به عنوان پیغمبر و رسول، و رهبر و پیشوا زندگی کند. اما یونس نینوا را ترک کرده و آن سرزمین را رها نموده بود و به راه خود ادامه داد تا به دریا رسید، آنجا عده ای را دید که قصد عبور از دریا را داشتند، لذا از آنان اجازه خواست که با آنان همسفر گردد و بر کشتی ایشان سوار شود. مردم خواست او را با آغوش باز پذیرفتند و او را ارج نهادند و به وی احترام گذاشتند، زیرا آثار بزرگواری و عظمت روح در سیمای او دیده می شد و پیشانی درخشانش از تقوا و پرهیزکاری او خبر می داد، اما کشتی هنوز از ساحل دور نشده بود و از خشکی فاصله زیادی نگرفته بود که دریا طوفانی شد و امواجی سهمگین کشتی را متلاطم ساخت و سرنشینان کشتی فرجام بدی را برای خود پیش بینی می کردند، چشم ها خیره شده بود و قلب ها به تپش و دست و پای افراد به لرزه در آمده بود و در این حال راهی جز سبک کردن کشتی به نظرشان نمی رسید. مسافرین با یکدیگر مشورت کردند که چه کنند، سپس به توافق رسیدند که قرعه بیاندازند و به نام هر کس افتاد او را به دریا بیافکنند. پس قرعه انداختند و به نام یونس در آمد، ولی به خاطر احترام و ارزشی که برای او قائل بودند، حاضر نشدند او را به دریا اندازند؛ پس بار دیگر قرعه را تجدید کردند، باز هم به نام یونس در آمد، اما این بار هم دریغ کردند که او را به دریا افکنند و برای سومین بار قرعه انداختند و این بار نیز قرعه به نام یونس در آمد.

یونس(ع) در شکم ماهی

یونس چون دید سه بار قرعه به نامش در آمد، دریافت که در این پیشامد سرّی نهفته است و خدا در این حادثه تدبیر و حکمتی دارد. سپس به اشتباه خود پی برد و دریافت که قبل از این که اجازه هجرت و ترک شهر و مردمش را داشته باشد و پیش از صدور امر الهی، قوم و دیار خود را ترک کرده است. به همین جهت خود را در میان دریا انداخت و جان خویش را تسلیم امواج خروشان دریا کرد و در اعماق دریا و در آغوش متلاطم امواج و ظلمت دریا فرو رفت. در این هنگام خدا به ماهی بزرگی دستور داد یونس را ببلعد و او را در شکم خود مخفی سازد ولی نباید گوشت او را بخورد و استخوانش را بشکند، زیرا او پیغمبر خداست که دچار عجله و ترک اولایی شده و از تعجیل خود نادم و پشیمان است. سپس ماهی را وحی کرد یونس امانتی است در شکم تو و هر گاه خدا دستور داد باید او را سالم تحویل دهی. یونس در شکم ماهی قرار گرفت و ماهی امواج را شکافت و در اعماق تیره دریا فرو رفت، عرصه بر یونس تنگ آمد و غم و اندوه وجودش را فرا گرفت و در این حال از درگاه خدای یکتا استمداد طلبید و به یاور مصیبت زدگان و دادرس ستمدیدگان پناه آورد؛ خدایی که رحمان و رحیم، توبه پذیر و بخشنده گناهان است. یونس "در قعر دریا و تاریکی های آن فریاد برآورد: ای معبود سبحان، خدایی غیر از تو نیست. بار خدایا! تو منزهی و من درباره خود از ستمگرانم!" خدا دعای یونس را به اجابت رساند و به ماهی فرمان داد که میهمان خود را در ساحل دریا بگذارد، زیرا که او کیفر مقدر و مدت حبسش را به پایان رساند. ماهی یونس را با بدنی لاغر و نحیف کنار ساحل انداخت، رحمت خدا او را دریافت و بوته کدویی بالای سرش رویید، یونس از میوه آن خورد و در سایه اش آرمید تا نیروی خود را باز یافت و به زندگی امیدوار شد. سپس خدایتعالی به او وحی کرد " به شهر خود باز گرد و به جمع بستگان و طایفه خود بپیوند، زیرا آنها ایمان آورده اند، بت ها را کنار گذاشته و اکنون در جستجوی تو و منتظر بازگشت تو هستند." یونس به شهر خود بازگشت و با تعجب دید آنهایی که به هنگام هجرت یونس به پرستش بت ها کمر بسته بودند، اکنون زبانشان به ذکر خدا باز شده است و خدای یکتا را سپاس و ستایش می کنند.  

 

 

 

 

 

 

 

سرگذشت قوم ثمود

قوم ثمود مردمانی بودند که پس از قوم عاد در منطقه ای میان شام و حجاز میزیستند. حضرت صالح پیامبری بود که خداوند برای هدایت قوم ثمود برگزید.

والى ثمود اخاهم صالحا----- ما به سوى قوم ثمودبرادرشان صالح را فرستادیم .

حضرت صالح قوم خویش را به عبادت و بندگی پروردگار جهانیان دعوت می نمود.قال یا قوم اعبدوا اللّه ما لکم من اله غیره----  گـفت : اى قوم من ! خدا را پرستش کنید که هیچ معبودى براى شما جز اونیست .

مردمان قوم صالح(ع) مردمانی تنومند و قوی بنیان بودند که به عمران و آبادی شهر و دیار خویش رو آورده بودند و از امکانات زمینی به میزان کافی بهره مند بودند.

پیامبر صالح با بیان اینکه خداوند واحد این نعمتها و امکانات را در اختیار شما قرار داده، از قوم گمراه خود می خواست که به سپاس این نعمتها به خداوند ایمان بیاورند.

(او کسى است که ) عمران و آبادى زمین را به شما سپرد و قدرت و وسائل آن را در اختیارتان قرار داد--- واستعمرکم فیها

فاستغفروه ثم توبوا الیه ان ربى قریب مجیب ---  اکنون که چنین است , از گناهان خود توبه کنید و به سوى خدا بازگردید که پروردگار من به بـنـدگـان خود نزدیک است و درخواست آنها را اجابت مى کند

 مردمان قوم صالح که به نافرمانی خود می افزودند با مجادله با حضرت پرداخته و او را به دلیل نکوهش خدایانشان مورد سرزنش قرار دادند و گفتند:

اتنهینا ان نعبد ما یعبد آباؤنا----  راستى تو مى خواهى ما را از پرستش آنچه پدران ما مى پرستیدند نهى کنى ؟

امـا ایـن پـیـامـبر بزرگ الهى بدون آن که از هدایت آنها مایوس گردد, با متانت خاص خودش چنین پاسخ گفت :

قال یا قوم اریتم ان کنت على بینة من ربى وآتینى منه رحمة---- اى قوم من ! ببینید اگر من دلیل آشکارى از پروردگارم داشته باشم , و رحمتى از جانب خود به من داده بـاشـدآیـا مى توانم رسالت الهى راابلاغ نکنم و با انحرافات و زشتیها نجنگم ؟!

سپس براى نشان دادن معجزه و نشانه اى بر حقانیت دعوتش ازطریق کارهایى که از قدرت انـسان بیرون است و تنها به قدرت پروردگار متکى است وارد شد و به آنها گفت :

ویا قوم هذه ناقة اللّه لکم----  اى قوم من ! این ناقه پروردگار براى شما,آیت و نشانه اى است

فذروهاتاکل فى ارض اللّه--- آن را رها کنید که در زمین خدا از مراتع و علفهاى بیابان بخورد

ولا تمسوها بسؤ فیاخذکم عذاب قریب ---- و هرگز آزارى به آن نرسانید که اگر چنین کنید عذاب نزدیک الهى شما را فراخواهد گرفت .

با وجود تاکیدات فراوانی که پیامبر صالح نمود متاسفانه برخی از گمراهان قوم صالح که مانع از هدایت قوم ثمود می شدند تصمیم به قتل ناقه صالح گرفتند و آنرا از پای درآوردند.

سپس، صالح(ع) پس از سرکشى و عصیان قوم و از میان بردن ناقه که معجزه الهی بود، به آنها اخطار کرد و گفت :

فقال تمتعوا فى دارکم ثلثة ایام---- سه روز تمام در خانه هاى خود از هر نعمتى مى خواهید متلذذ و بهره مند شوید--- و بدانید پس از این سه روز عذاب و مجازات الهى فرا خواهد رسید

پس فرمان الهی سر رسید و این ظالمان را صیحه الهی فرو گرفت و تنها مومنین نجات یافتند.

واخذ الذین ظلموا الصیحة فاصبحوا فى دیارهم جاثمین

 ولـى ظـالـمـان را صـیحه آسمانى فرو گرفت , و آن چنان این صیحه سخت و سنگین و وحـشتناک بود که بر اثر آن همگى آنان در خانه هاى خود به زمین افتادند و مردند .

و آن چنان مردند و نابود شدند و آثارشان بر باد رفت که : گویى هرگزدر آن سرزمین ساکن نبودند.

کان لم یغنوا فیها

 

     

داستان عبرت انگیز قوم هود

 

در سرزمین یمن قومی می زیستند که بت پرست بوده و کفران نعمات الهی را امری عادی بر می شمردند. این قوم مردمانی نیرومند داشت که از قوای جسمانی زیادی برخوردار بودند. در میان ایشان پیامبری زندگی می کرد که "هود" نام داشت. هود(ع) به منظور هدایت  ایشان می گفت:

قال یا قوم اعبدوا اللّه ما لکم من اله غیره افلا تتقون .

اى قوم من ! خداوند یگانه را بپرستید که هیچ معبودى براى شما غیر او نیست , آیا پرهیزگارى را پیشه نمى کنید.

اما گنهکاران قوم هود با گستاخی تمام او را به دروغ گوئی متهم می نمودند و به حضرت هود می گفتند:

قال الملا الذین کفروا من قومه انا لنریک فى سفاهة وانا لنظنک من الکاذبین

اشراف کافر قوم او گـفـتـند ما تو را در سفاهت و سبک مغزى مى بینیم و گمان مى کنیم تو از دروغگویان باشى.

هود(ع) نیز به دفاع از خود می پرداخت و ضمن دعوت ایشان به ایمان می فرمود:

ابلغکم رسالا ت ربى وانا لکم ناصح امین

رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى کنم ; و من خیرخواه امینى براى شما هستم

همچنین هود(ع) برای یادآوری نعمات الهی جانشینی ایشان را از نسل نوح بیان می فرمود و همچون دیگر پیامبران به هر طریق ممکن سعی در هدایت قوم خویش داشت. اما متاسفانه قوم لجوج هود ضمن مخالفت با او به پرستش آنچه از نیاکانشان مرسوم بود اصرار می ورزیدند، و نهایتا به هود(ع) گفتند:

فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین

اگر راست مى گویى (و عذابها و مجازاتهایى راکه به ما وعده مى دهى حقیقت دارد) هـر چـه زودتر آنها را به سراغ ما بفرست و ما رامحو و نابودن کن

حضرت هود نیز پس از نومیدی از ایمان آوردن کافرین به ایشان گفت:

قال قد وقع علیکم من ربکم رجس وغضب

اکنون که چنین است بدانید عـذاب و کـیـفـر خـشم خدا بر شما مسلما واقع خواهد شد

و پس از تذکراتی مجدد افزود:

فـانـتـظـروا انـى مـعکم من المنتظرین

اکـنون که چنین است شما در انتظار بمانید من هم با شما انتظارمى کشم

خداوند نیز پس از اتمام حجت هود(ع) به آنچه که مردمان گمراه قوم هود خواسته بودند جامه عمل پوشانید و بر آنان عذابی سخت نازل فرمود.

فانجیناه والذین معه برحمة منا وقطعنا دابرالذین کذبوا بیاتنا وما کانوا مؤمنین

ما هود و کـسـانـى را کـه با او بودند به لطف و رحمت خود, رهایى بخشیدیم , و ریشه کسانى که آیات ما را تـکذیب کردند و حاضر نبودند در برابر حق تسلیم شوند, قطع و نابود ساختیم .

 

     

ماجراى اصحاب کهف

 

در سده های اولیه دین مسیح گـروهى از جوانان مومن که در یک زندگى تجملاتی در میان انواع ناز و نعمت به سـر مى بردند, براى حفظ عقیده خود به همه این نعمتهای دنیوی پشت پا زدند, و بـه غارى از کوه پناه بردند.

خداوند می فرماید:

"اذ اوى الفتیة الى الکهف "- "زمانى را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند"

قرآن در 14 آیه به شرح تفصیلی اصحاب کهف پرداخته است.

"نحن نقص علیک نباهم بالحق "- "ما داستان آنها رابحق براى تو بازگو مى کنیم "

"انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدى "-"آنـهـا جـوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم "

از آیـات قـرآن اینچنین بر می آید  که اصحاب کـهـف در زمانی مى زیستند که بت پرستى و کفر, آنها رااحاطه کرده بود و یک حکومت ظالم ستمگر بر آنان حکمرانی می کرده است.اما این گروه از جوانمردان که به گمراهی ایشان پى بردند تصمیم بر قیام گرفتند و راه هجرت پیش گرفتند.

و لذا با خود به مشورت پرداخته با یکدیگر تصمیم گرفتند که کناره گیری کرده و به غار پناه برند.

در قرآن به زیبائی به توصیف محل زیست آنان در غار اشاره کرده و شواهدی را از آن غار بیان داشته است. همچنین در برخی آیات به چگونگی خواب آنان اشاره شده است.

"وترى الشمس اذا طلعت تزاورعن کهفهم ذات الیمین واذا غربت تقرضهم ذات الشمال "

"و (اگردر آنجا بودى ) خورشید را مى دیدى که به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمایل مى گردد و به هنگام غروب به سمت چپ"

از این آیه بر می آید که دهـانـه غـار رو بـه شـمال باز می شده است و از نور غیر مستقیم برخوردار بوده اند.

در مورد خواب آنها نیز می فرماید که اگر به آنان می نگریستی , "خیال مى کردى آنها بیدارند, در حالى که در خواب فرورفته بودند" "وتحسبهم ایقاظا وهم رقود"

و نیز می فرماید:

"ونقلبهم ذات الیمین وذات الشمال "- "آنها را به سمت راست و چپ مى گرداندیم "

"وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید".- "و سـگ آنـهـا دسـتهاى خود را بر دهانه غار گشوده بودو نگهبانى مى کرد"

خواب اصحاب کهف بر طبق آیات قران 309 سال به طول انجامید.خداوند خواب ایشان را مشابه مرگ می داند.

وقتی از خواب سنگین بلند شدند نمی دانستند چقدر در خواب بوده اند.ولـى بـه هر حال سخت احساس گرسنگى و نیاز به غذا مى کردند . لذا تصمیم گرفتند با سکه هائی که دارند به شهر روند و مقداری غذا و نان تهیه نمایند. و تاکید نمودند مبادا کسی از حضورشان متوجه شود.

وقتی که یکی از آنان برای تهیه غذا به شهر وارد شد، با تغییرات زیادی برخورد نمود که بسیار برایش عجیب می نمود. وقتی که سکه خود را به فروشنده ای داد ، متوجه شدند که سکه به 300 سال قبل مربوط می شود. و آنزمان بود که او نیز متوجه شد که او ویارانش در چه خواب عمیق وطولانى فرورفته بودند.

 آن فرد به سرعت به غار بازگشت و دوستان خود را از ماجرا آگاه ساخت , همگى در تـعـجـب عمیق فرو رفتند,  و تحمل این زندگى براى آنها سخت و دشوار بود و  از خدا خواستند که جان آنان را بگیرد.

بدین ترتیب خداوند قدرت و عظمت خود را بار دیگر به همه تاریخ نشان داد. مردمانی که از این قضیه آگاه شده بودند و ایشان را ملاقات کردند به نشانه احترام به این بندگان برگزیده خداوند بر جایگاه آنان در محل غار، مسجدی را بنا نمودند.

 

 

     

داستان حضرت نوح(ع)

داستان حضرت نوح از قدیمترین داستانهای پیامبران و امتهای گذشته است. قوم نوح به پرستش خدایان ساختگی روی آورده بودند و حضرت نوح بارها و بارها سعی در آگاه نمودن آنان کرده بود ولی هر بار او را تکذیب می نمودند و به بهانه های  مختلف که اوبشری همچون دیگر انسانهاست از وی نافرمانی می کردند. حضرت نوح با دعوت ایشان به اندیشیدن در مورد هفت آسمان، پرتو افشانی خورشید و نور ماه و نیز یادآوری نعمتهای زمین از آنها می خواست که به خدای واحد ایمان آورند اما، آنان هر بار بیش از پیش خداوند را منکر شده و او را دروغگو انگاشتند و می گفتند:

32 هود:

قالوا یـنوح قد جـدلتنا فاکثرت جد‌لنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصـدقین

گفتند: ای نوح براستی با ما مجادله کردی و چه مجادله دور و درازی هم با ما کردی و اگر راست میگوئی هر چه به ما وعده می دهی (هم اکنون بر سر ما) بیاور.

آنگاه به نوح وحی شد که از قوم تو جز کسانی که تاکنون ایمان آورده اند ایمان نخواهند آورد و از آنچه کرده اند اندوهگین مباش.

هود :37

و اصنع الفلک باعیننا و وحینا و لا تخـطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون

و کشتی را زیر نظر ما و وحی ما بسازو درباره کسانی که ستم ورزیده اند سخن مگو،که ایشان غرق شدنی اند.

آنگاه نوح(ع) به دستور خداوند کشتی ساخت و فرمان خداوند نیز سر رسید و آب از چشمه ها فوران کرد و باران عظیمی باریدن گرفت و سیلاب و طوفان شدیدی در گرفت.

سپس به فرمان خداوند مومنان به کشتی سوار شده و از هر جفت جانوری نیز دو تا بر کشتی وارد نمود.

هر لحظه بر میزان آبهای نازله و چشمه ها افزوده میشد و کافرین که پسر نوح نیز همراه ایشان بود به خیال فرار از طغیان آب به کوهها پناه بردند، اما همه آنان به فرمان خداوند در میان آب های خروشان غرق شدند.

44 هود:

و قیل یـارض ابلعی ماءک و یـسماء اقلعی و غیض الماء و قضی الامر و استوت علی الجودی و قیل بعدا للقوم الظـلمین

و گفته شد که ای زمین آبت را فرو ببر، و ای آسمان (بارانت را) فرو بند، و آب فروکش کرد و کار به سر انجام رسید و (کشتی) بر (کوه) جودی نشست.

آنگاه به فرمان خداوند باران قطع شد و کشتی به سلامت بر جودی قرار گرفت و بدین ترتیب گناهکاران و کافرین به مجازات عمل خویش رسیدند.

خداوند در قرآن کریم داستان حضرت نوح(ع) را از اخبار غیبی برشمرده که نه پیامبر و نه قوم او از آن اطلاعی نداشته اند.

49 هود:

تلک من انباء الغیب نوحیها الیک ما کنت تعلمها انت و لا قومک من قبل هـذا فاصبر ان العـقبة للمتقین

این از اخبار غیبی است که بر تو وحی می کنیم، نه تو و نه قومت پیش از این آنها را نمی دانستید ، پس شکیبائی پیشه کن که نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است.

داستان حضرت نوح در قرآن کریم در آیات ذیل بیان شده است:

اعراف(59-64) ، یونس(71-73) ، هود(25-49) ، مومنون(23-31) ، شعرا(106-121) ، عنکبوت(14-15) ، صافات(75-82) ، حاقه(11-12) ، نوح(1-28).

 

 

     

سلام به قرآن پژوهان و کاربران محترم

قرآن ، کتاب حکمت و رحمت است.

نزول قرآن، برای هدایت بشر به سمت تکامل اخلاقی و انسانی است.

آنچه که در قرآن برای ما انسانها بیان شده، همگی به طور مستقیم یا با واسطه در راستای ارتقاء فهم بشری در امور دینی و دنیوی است.

قرآن به انحاء مختلف به بیان پندها و حکمت های الهی پرداخته و در بسیاری موارد با ذکر داستانهای زیبا و شیوائی به نکاتی ارزشمند در راستای  مسائل اخلاقی، دینی و حتی علمی پرداخته است.

انشاءالله از این پس به ذکر داستانهای مختلفی از قرآن کریم می پردازیم. 

ـ و یاد کن آنگاه که فرشتگان گفتند: «ای مریم، خدا تو را به کلمه ای از خود که نامش مسیح، عیسی بن مریم است، نوید می دهد که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهی) و با مردم در گهواره و در بزرگسالی سخن می گوید و از نیکان و شایستگان است. ـ مریم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندی باشد و حال آنگه هیچ بشری به من دست نزده است؟» ـ گفت: «این چنین است، خدا آنچه بخواهد، می آفریند، چون اراده چیزی کند، به او گوید: («باش») پس می شود ... چگونگی تولد ـ ......... و آنگاه که از کسانش درجایگاهی شرقی کناره گزید و میان خود و آنان پرده های کشید؛ پس ما روح خود را نزدش فرستادیم و برای او همچون انسانی درست اندام نمودار شد. ـ مریم گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می برم، اگر پرهیزگار باشی.» ـ (جبرئیل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسری پارسا و پاکیزه ببخشم.» ـ مریم گفت: « چگونه مرا پسری باشد و حال آنکه دست هیچ انسانی به من نرسیده و بدکاره هم نبوده ام؟» ـ گفت: «چنین است، پروردگار تو گفته که: این بر من آسان است و تا او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش کنیم؛ این کاری است حتمی و شدنی.» ـ پس به او عیسی (ع) بار گرفت و باوی به مکانی دور بیرون رفت آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید؛ گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و به فراموشی سپرده شده بودم» پس (کودک) از زیر او ندایش داد: «غمگین مباش، پروردگار تو از زیر پایت جویی روان ساخت، و خرما بن را به سوی خویش بجنبان تا بر تو خرمای تازه چیده فرو ریزد؛ بخور و بیاشام و چشم روشن دار و اگر از آدمیان کسی را دیدی، بگو: «من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کرده ام و امروز مطلقا با هیچ انسانی سخن نمی گویم». پس مریم او را برداشته، نزد کسانش آورد؛ گفتند: «ای مریم، چیزی شگفت آورده ای. ای خواهرهارون، نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زنی بدکاره! » مریم به او اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با کودکی خرد که در گهواره است، حرف بزنیم؟» ـ (کودک) گفت: «من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و پیامبرم گردانیده است و مرا هر جا که باشم، با برکت ساخخته و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش نموده و مرا به مادرم نیکوکار کرده و گردنکشی بد بخت نگردانیده است و درود بر من، روزی که زاده شدم و روزی که بمیرم و روزی که زنده برانگیخته شوم. نبوت عیسی (ع): ـ و چون عیسی با نشانه ها و دلائل روشن آمد، گفت: «همانا برای شما حکمت آورده ام (تا هدایت شوید) و تا برخی از آنچه را که درباره اش اختلاف می کنید، برایتان بیان کنم، پس از خدا بترسید و مرا پیروی کنید. همانا خدای یکتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید، این است راه راست.» ـ اما آن گروهها (فرق مسیحی) میان خود اختلاف کردند؛ پس وای بر ستمکاران از عذاب روزی دردناک! آیا چشم به راه چیزی جز قیامت اند که ناگهان بدیشان فرا رسد در حالی که بی خبرند؟ در آن روز دوستان، برخی دشمن برخی دیگرند، مگر پرهیزگاران. حواریان: ـ و چون عیسی کفر آنان را آشکارا دریافت، گفت: «چه کسانی درراه خدا یاوران من اند؟» حواریان گفتند:ما یاوران خداییم به خدا ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم هستیم. پروردگارا،‌به آنچه نازل کرده ای، ایمان آورده ایم و از این پیامبر پیروی کردیم، پس ما را در شمار گواهی دهندگان بنویس.» پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند. کسانی را که ایمان آوردند، بر دشمنانشان مدد کردیم تا چیره و پیروز شدند. توطئه جهودان: مرگ یا حیات عیسی (ع)؟ ـ آنها (برای کشتن عیسی) مکر کردند، خدا هم مکرکرد و خدا بهترین مکر کنندگان است، آنگاه که خدا گفت: «ای عیسی، من تو را بر می گیرم و به سوی خود بالا می برم و از (آلایش)) کافران پاکت می سازم و تا روز قیامت آنان را که از تو پیروی نمایند، فرادست کافران قرار می دهیم سپس بازگشتشان به سوی من است و من در آنچه اختلاف می کردید، میانتان حکم خواهم کرد.... ـ و (خدا جهودان را) به سبب کفرشان و تهمت بزرگشان برمریم و این سخنشان که: «ما مسیح – عیسی بن مریم، پیامبر خدا – را کشتیم.» و حال آنکه او را کشتند و نه بردار کردند، بلکه برایشان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف نمودند، بی گمان در تردیدتد؛ آنان را به حال او هیچ علمی نیست، تنها پیرو گمانند و به یقین او را نکشته اند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خدا پیروزمند و حکیم است هیچ یک از اهل کتاب نیست، مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان خواهد آورد و او در روز رستخیز بر (ایمان) آنان گواه خواهد بود. ـ پس به کیفر ستمی که یهودیان کردند، ...... چیزهای پاکیزه ای را که برایشان حلال شده بود،‌ حرام کردیم..... و برای کافرانشان عذابی درد آور آماده کرده ایم؛‌ ولی راسخانشان در علم و آن مومنانی را که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده ایمان می آورند، و همچنین برپا دارندگان نماز و دهندگان زکات و مومنان به خدا و روز واپسین را پاداش بزرگی خواهیم داد. ـ همانا داستان عیسی نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاک آفرید، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شک داران مباش.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:36 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

داستان قرآنی

ابراهیم ستاره پرست شد!

{این داستان از سوره انعام آیات 76 تا 83 اقتباس گردیده است}

ابرهیم با عقاید خویش وطن و قومش را ترک کرد تا مردمی را بیابد که به حرف او گوش دهند و با مردمی که رشد فکری پیدا کرده اند وافکارشان پاک است، روبرو گردد. ابراهیم با همین آرزوها وارد شهر حران گردید و به زودی گمراهی مردم را دریافت و انحرافشان را شناخت؛ زیرا ابراهیم دید که مردم این سرزمین خدا را کنار گذاشته و به عبادت ستارگان پرداخته اند. ابراهیم تصمیم گرفت آنان را به اشتباهشان آگاه سازد.

ابراهیم برای این که در هدف خود به نتیجه برسد از راه عقل و طریق برهان وارد شد تا زمانی که حق آشکار می گردد، آن را تعقیب کنند و به دعوت ابراهیم گوش فرا دهند. 

 

 

داستان‌های قرآنی: موریانه و سلیمان

خبرهایی از ارتباط جن با انسان می‌شنیدیم.هر چند عقل موریانه بسیار کوچک است، ولی می‌فهمیدیم که جن، سلاحی در دست انسان است. خداوند، جن را به تسخیر حضرت سلیمان‌‌(ع) درآورد همان‌گونه که سربازان و نوکران را زیر فرمان او درآورده بود. آنان به ژرفای دریاها و اوج آسمان‌ها می‌رفتند و هر آن چه سلیمان می‌خواست، انجام می‌دادند. خانه و کاخ‌ می‌ساختند و راه‌ها را آباد می‌کردند. این رابطه بدین صورت، تنها در زمان سلیمان (ع) رخ داد و بر‌خلاف عادت و قانون قدیمی بود که جن‌ها را از انسان جدا می‌ساخت.

این معجزه‌ی سلیمان (ع)، نشانه‌ای از نشانه‌های پیامبری‌اش بود. مردم آن چه را که جن‌ها انجام می‌دادند و انسان از انجام دادن آن ناتوان بود، می‌دیدند.باید ایمانشان به خداوند مستحکم‌تر می‌شد و قدرت او را بیشتر درک می‌کردند، ولی آن چه رخ داد، انتشار خرافه و خیال‌بافی بود. اعتقاد مردم به قدرت جن افزون گشت تا جایی که نادانان‌ می‌گفتند: جن علم غیب دارد.

من به عنوان یک موریانه نمی‌دانم چه کسی این شایعه‌ی خنده‌دار و مسخره را پخش کرده است؟ نمی‌دانستم مسبب آن، جن بود یا انسان. مهم این بود که این شایعه تا آن جا گسترش یافت که جزو امور بدیهی درآمد. من می‌دانستم که جن علم غیب ندارد.منِ موریانه با همه‌ی این سادگی و کوچکی‌ام که فوتی مرا از جا می‌کند، توانستم این حقیقت را به اثبات برسانم که جن، علم غیب ندارد.جالب این است که من این کار را انجام دادم، بدون این‌که خودم قصدی داشته باشم.گرسنه بودم و نمی‌دانستم چه کار باید بکنم. پس عصا را خوردم، عصای سلیمان را… .

کمی به عقب‌تر برمی گردیم تا ماجرا روشن‌تر شود:

سلیمان، مشهورترین شخص زمان خود بود.او به قدری ثروتمند بود که دیوارهای کاخش را با چوب‌های گران‌بها ساخته و با شمش‌های طلا پوشانده بودند. آه… چقدر دوست داشتیم روزی بتوانیم به کاخ سلیمان دست یابیم و خود را سیر کنیم، ولی با وجود طلاهای سرراهمان، این آرزو خوابی بیش نبود.این تمام آن چیزی است که از سلیمان می‌دانستیم.

ما موریانه‌ها روش مخصوصی در زندگی داریم: زمین را می‌کنیم و لانه‌هایی می‌سازیم که گنجایش ششصد هزار موریانه را دارند. برای تهویه‌ی محل زندگی نیز روش جالبی داریم؛ مثلاً بیست تونل موازی در زیر زمین می‌کنیم. هر تونل درست زیر تونل دیگر قرار دارد.تونل بالا به سطح زمین راه دارد و تونل‌های دیگر به تونل بالاتر می‌پیوندند.با لعاب خود، دیواره‌های خاک و ماسه را سفت می‌کنیم.

پادشاهان ما عمر بسیار درازی دارند. ملکه، مسؤول تخم گذاری است. هر ملکه در طول دوران زندگی خود، حدود ده میلیون تخم می‌گذارد. پس از این که نوزادان به دنیا آمدند، در مشاغل گوناگون به کار می‌پردازند. برخی سرباز و برخی دیگر کارگر می‌شوند. سربازان از نظر جسمی از دیگران بزرگ‌ترند و سرشان نیز بزرگ و سفت است. هنگامی که به سرزمین مورچه‌ها حمله می‌کنیم، سربازانی که به «صاعقه» معروفند، پیش‌تاز دیگر سربازان می‌شوند. این گروه از سربازان، در سر خود بینی بلندی همانند منقار دارند که مادّه‌ای لزج از آن ترشح می‌شود و هنگام رویارویی با دشمن، سبب می‌شود افراد دشمن به یکدیگر بچسبند. بدین گونه دشمن را فلج می‌کنیم. در معده‌ی ما باکتری‌هایی وجود دارد که می‌تواند چوب را هضم کند. چوب، لذیذترین غذای ماست.

ما یک بار در سال مهاجرت می‌کنیم (البته یک بار در عمر). دسته‌ی بزرگی از نرها و ماده‌ها به دنبال لانه‌ای جدید، با یکدیگر به پرواز در می‌آیند.هنگام هجرت، بیشتر افراد دسته را پرندگان می‌خورند یا در اثر عواملی دیگر می‌میرند. تنها یک نر و ماده نجات می‌یابند و لانه‌ی جدیدی حفر می‌کنند. پس از آن ، بال‌هایشان می‌افتد؛ زیرا دیگر فایده‌ای برایشان ندارد. سپس با هم ازدواج می‌کنند و ماده که ملکه است، تخم گذاری می‌کند. بدین گونه یک نر و یک ماده برای ساختن نسلی نو کفایت می‌کند.

به همراه هزاران موریانه‌ی دیگر در حال پرواز بودم که ناگهان به زمین افتادم. یکی از بال‌هایم یکباره جدا شد و من سقوط کردم. بال دیگرم نیز از تنم جدا شد. فکر می‌کنید کجا سقوط کردم؟ من درون محراب سلیمان‌(ع) افتادم که در آن عبادت می‌کند. شناسایی آن جا را آغاز کردم. بسیار گرسنه بودم و کمی هم گیج .عظمت محراب که بیشتر از حدّ تعقل من بود، سبب شد بیشتر گیج شوم. زمین آن از شیشه‌های ضخیم و بر روی آب ساخته شده بود. دیواره‌ها نیز از کریستال بودند و سقف نداشت. صندلی سلیمان‌(ع) از طلا بود.

سلیمان (ع) بر صندلی نشسته بود، در حالی که چانه‌ی خود را بر عصایی گذاشته بود و عصا را در دست گرفته بود. هیچ کس جرأت ورود به محراب را نداشت. گروهی از جن‌ها دور محراب نشسته و منتظر بودند تا سلیمان عبادت خود را به پایان رساند و آنان در خدمت او باشند. تنها موجودی بودم که جرأت یافتم وارد محراب سلیمان شوم… اگر مرا ببیند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

با خود گفتم به او سلام کنم. به همین دلیل گفتم: سلام بر تو‌ای پیامبر خدا،‌ای سلیمان! سرور من! من به اشتباه به این جا آمدم. معذرت می‌خواهم. اگر راه را به من نشان دهی، از این جا می‌روم.

سلیمان (ع) پاسخی نداد.صدایم را بلندتر کردم‌…ولی سلیمان پاسخ نداد. به او نزدیک‌تر شدم. به چهره‌ی نورانی و عظیم او نگریستم. چشمانش باز بود و پلک نمی‌زد و گوشه‌ای‌از زمین را می‌نگریست. با خود گفتم: شاید هنوز در حال نماز است. منتظر شدم، ولی باز حرکتی نکرد. به او نزدیک‌تر شدم و گفتم:سرورم! من گرسنه هستم. چوبی در اتاق به جز عصایت نیست؛ چه کنم؟

سلیمان‌(ع) باز پاسخی نداد. نزدیک‌تر شدم. سخن خود را تکرار کردم، ولی سلیمان (ع) هم چنان ساکت ماند….

شب به پایان رسید. صبح آمد و سلیمان‌(ع) هم چنان بی حرکت نشسته بود. گویی به من الهام شد که او مرده است. لب‌هایش سفید شده بود و صورتش رو به زردی می‌رفت و این سکوت و سکون مهیب… همه و همه بر مرگ او دلالت داشتند. من بر روان پاکش نماز گزاردم. سپس به عصای او نزدیک شدم و به خوردن آن پرداختم؛ چون روزی من بود.

سلام خدا بر تو ای پیامبر بزرگ! بر تو ای پیامبر کریم و بخشنده!

در چندین روز، قسمتی از عصای سلیمان‌(ع) را خوردم. ناگهان روزی تعادل او به هم خورد و بر‌زمین افتاد.البته من قصد این کار را نداشتم.

جن‌ها، افتادن سلیمان را دیدند . خبر در شهر پیچید. سربازان وارد محراب شدند و او را مرده یافتند. جن‌ها از زیر سلطه‌ی سلیمان (ع) رها شده بودند. مردم فهمیدند که سلیمان‌(ع) مدت‌های طولانی بود که مرده است، ولی جن‌ها بدون این که از مرگ او آگاه باشند، در خدمت او کار می‌کردند. مرگ او غیب بود و جن‌ها از آن آگاه نبودند.

فَلَمَّا قَضَینَا عَلَیهِ الْموْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلی مَوتِهِ إلاّ دابّةُ‌الأَرضِ تَأکُلُ‌مِنْسَاَتَهُ فَلَمَّا خَرّ تَبَینتِِ الْجِنُّ أن لّوْ کانوا یعْلَمونَ الْغَیبَ مَا لبِثوا فِی الْعَذابِ الْمُهینِ .1

و چون ما مرگ را بر سلیمان مأمور ساختیم، به مرگ او به جز حیوان چوب خواری (موریانه) که عصای او را خورد و (جسد سلیمان که تا مدت‌های طولانی به آن تکیه داشت) بر زمین افتاد، کس دیگری رهنمون نگشت. پس جن‌ها اگر از غیب آگاه بودند، تا دیر زمان در ذلت و خواری باقی نمی‌ماندند (و از اعمال شاقه‌ای که به اجبار انجام می‌دادند، همان‌دم که سلیمان مرد، دست می‌کشیدند).

آری، منِ موریانه، این حقیقت را اثبات کردم که جن علم غیب ندارد. آری، خرافه را با ساقط کردن عصا، ساقط کردم.

شب ابراهیم را فرا گرفت و تاریکی او را پوشانید. ابراهیم ستاره ای را که پرستش می کردند، مشاهده کرد و در همین موقع در میان عده ای از ستاره پرستان به شب زنده داری پرداخت. ابراهیم برای نتیجه گرفتن از این شب نشینی به صورت ظاهر با آنان هم فکری کرد و گفته ی آنان را تکرار کرد و اشاره به ستاره نمود و گفت: این خدای من است!

این راهی است که در مباحثه، روشی عقلانی است .

" در کار ابراهیم دقت کن که یا عقاید آنان هم صدا می شود. اعلان مخالفت نمی کند. افکارشان را ضایع نمی کند. خدایانشان را تحقیر نمی کند و با این روش، توجه آنان را جلب می کند و به برهان او گوش می دهند؛ سپس بلافاصله به نقص گفتار ستاره پرستان می پردازد و به باطل ساختن عقایدشان باز می گرددولی این کار را از راه غیر معلومی تعقیب می نماید."

این روش ابراهیم دلیل صحت رای و نفوذ بینایی اوست. زمانی که ستاره غروب کرد و در افق پنهان شد، ابراهیم آن را جست و جو کرد اما به دست نیاورد؛ برای به دست آوردن آن تلاش کرد ولی ستاره را نیافت؛ در نتیجه گفت:"خدایی که تغییرپذیر است و وضع آن عوض می گردد و نقل مکان می کند، محبوب من نیست؛ سپس معترض خدایانشان گردید و از آنان عیبجویی کرد و بغض خود را نسبت به این خدایان و بیزاری خویش را از آن ها اعلام نمود.

نه ماه و نه خورشید و نه...

زمانی که ابراهیم مشاهده کرد که ماه طلوع کرد و نور آن از ستاره بیش تر و حجم آن از ستاره بزرگ تر و نفعش زیادتر است، گفت: این ماه پروردگار من است! مقصود ابراهیم این بود که با آنان هماهنگ گردد و قلوب آنان را متوجه خود سازد.

زمانی که ماه نیز غروب کرد و از چشمان پنهان گردید و نور آن پوشیده شد، ابراهیم گفت:" اگر پروردگار من، مرا هدایت نکند، من از قوم گمراهان خواهم بود." ابراهیم که این سخن را گفت، خواست به آنان بفهماند که خداوند یکتا سرچشمه ی هدایت است و موقع شک و سرگردانی، بخشنده ی توفیق می باشد.

آن زمانی که ابراهیم دید آنان از بدگویی نسبت به خدایانشان چشم پوشی می کنند، به روش روشن تری به کنایه زدن به خدایانشان پرداخت و برای آن ها روشن ساخت که روحش متزلزل و فکرش ناراحت است و هنوز راه حق را نیافته است. ابراهیم به آن ها فهماند که در راه به دست آوردن حق ساکت نیست و از خدا می خواهد که از اینگمراهی طولانی نجاتش دهد و شب تاریک وجود او را روشن سازد؛ چرا که آنچه پرستش کرده است، مخلوقی متحرک است و نفع و ضرری را برایش ندارد.

سپس ابراهیم خورشید را در حال نور افشانی دید؛ نورش برق می زد و شعاع آن همه جا را کرده بود. خورشید زمین را سرشار از حیات و درخشندگی ساخته و به سرتاسر جهان نور و روشنایی بخشیده است؛ لذا ابراهیم گفت: "این خورشید خدای من است؛ زیرا خورشید از تمام ستارگان بزرگ تر و نفعش زیادتر و مقامش بالاتر است" اما زمانی که مانند سایر ستارگان ناپدید شد و از چشم عبادت کنندگان خود پنهان گردید، ابراهیم آنان را به شرک متهم ساخت و داغ کفر بر پیشانی آنان نهاد و گفت:"من از آن چه شما برای خداوند شریک قرار می دهید، بیزارم. این ستارگانی که مکانشان عوض می شود و حال آنان تغییر می کند، باید آفریننده ای داشته باشند که آنان را اداره کند. خداوندی وجود دارد که آنان را طلوع و غروب می کند و حرکتشان می دهد. این شتارگان کذایی شایسته ی پرستش و سزاوار احترام و تعظیم نیستند

خداوند تو کیست؟

{این قسمت از داستان برگرفته از آیه 258 سوره بقره می باشد.}

همان شعاعی که فکر مردم بابل را در مورد کار ابراهیم تسخیر کرد، متوجه کاخ نمرود نیز گردید و این موج خطرناک کاخ او را فشار داد و خبر ابراهیم و معجزه ی جاویدان او دهان به دهان به گوش او رسید. نمرود نیز که ستمگری بیش نبود، بر ظلم خود افزود و بهتان زدن به ابراهیم را از سر گرفت. مگر نه این است که وضع خدایانشان با ابراهیم به جایی رسیده است که به عیبگویی و عیبجویی بت می پردازد و قوم را در عبادت بت سرزنش می نماید؟!

نمرود در اثر ناراحتی از پیروزی ابراهیم، او را احضار کرد. زمانی که ابراهیم در مقابل نمرود قرار گرفت، نمرود به چهره ی ابراهیم خیره شد و سپس گفت:

"این چه آشوبی است که به وجود آورده ای؟ این چه آتشی است که روشن کرده ای؟ این خدایی که به سوی او دعوت می کنی چیست؟ مگر خدایی غیر از من می شناسی؟ مگر خدایی که غیر از من شایسته عبادت باشد، یافته ای؟ کیست که مقامش از من بالاتر باشد و ارزشش فوق ارزش من باشد؟!!

ای ابراهیم! مگر نمی بینی که تمام شئون مملکت به دست من است و امور آن را اداره کرده و مشکلات را حل و فصل می نمایم؟ چشم های مردم به من دوخته شده و آرزوهایشان در دست من است. آیا مخالفی برای من یافته ای؟ آیا دیده ای کسی برضد من قیام کند؟ چرا تو از مردم جدا شده ای و برضد خدایانشان کاغرشکنی می کنی؟ خدای تو چیست که به سوی آن دعوت می کنی و مردم را برای عبادت او فرامی خوانی؟"

ابراهیم در پاسخ به نمرود گفت:"خدای من کسی است که زنده می کند و می میراند. تنها خدای من است که جان می دهد و جان می گیرد. موجودات را به وجود می آورد و نابود می سازد. جان های زنده را خلق می کند و نابود می گرداند"

ابراهیم با سنگ استدلال، دهان نمرود را بست و با برهان روشن او را ساکت کرد امّا غرور گناه، نمرود را برانگیخت تا با حرف پوچ خود به مکابره و مجادله با ابراهیم بپردازد. نمرود به ابراهیم گفت:

"من بدکارانی را که مستلزم مرگ هستند، با عفو زنده می کنم و پس از این که سایه مرگ برایشان مجسم شده بود، از نعمت حیات بهره مندشان می سازم و در مقابل او درهای آرزوی حیات را می گشایم. من به همین روش جان هرکه را که بخواهم می گیرم و با امر خود او را نابود می گردانم؛ به زودی روح از جسمش می رود و از زندگی محروم می شود. ای ابراهیم حال بگو ببینم خدایت چه کار تازه انجام داده است؟!"

مشکلات ابراهیم

نمرود در مقابل استدلال ابراهیم و پاسخ او راه حیله را پیش گرفت و در ستیزه جویی خود، راه مجادله را پیمود؛ زیرا از آن چه ابراهیم درباره ی ایجاد روح و آفرینش آن گفته بود و پیرامون بخشش روح و گرفته آن بحث نموده بود، کناره گیری کرد و از طریق حیله وارد شد و ادعای توانایی جان گرفتن و جان دادن نمود امّا آیا این غرور نادانی در مقابل عزم و اراده ی درخشان نبوت چگونه می تواند دوام بیاورد؟

ابراهیم در پاسخ گفت:"ای نمرود خداوند یکتا خورشید را رام کرده و برنامه ای برای حرکت آن قرار داده که نمی تواند از نظر آن برنامه خارج گردد. خداوند من خورشید را از مشرق بیرون می آورد. حال تو آن را از مغرب بیرون بیاور. اگر ادعا داری که قدرت داری و گمان می کنی خدا هستی، این برنامه ی حرکت خورشید را که طبق قانون و اراده ی خداوند می چرخد، مسیرش را عوض کن و آن را از مغرب بیرون بیاور."

نمرود کافر مات و مبهوت ماند؛ چرا که گمراهی او آشکار گردید و دروغش ظاهر شد. بیان شیرین ابراهیم و برهان کامل او، نمرود را کوبید و نادانی او را روشن کرد. نمرود ترسید که تخت سلطنتی او درهم فرو ریزد و ارکان قدرت وی متلاشی گردد؛ لذا ابراهیم در نظر نمرود منفورترین مردم بود و بیش از همه ابراهیم را دشمن می داشت؛ اما با ابراهیم چه می توانست انجام دهد؟ ابراهیم دعوت جدیدی را آغاز کرده که با برهانی درخشان آن را محکم ساخته است.

نمرود از ابراهیم وحشت داشت و می ترسید که ابراهیم حکومت نمرود را ریشه کن سازد. او حتی نمی توانست مخالفت با او را اعلان کند؛ چرا که با آشکار ساختن دشمنی اش با ابراهیم، کرسی ریاستش درهم می ریخت؛ لذا با ابراهیم به ظاهر کاری نداشت ولی در کمین ابراهیم بود و وضع زندگی او را تحت نظر داشت. منتظر فرصتی بود تا انتقام خود را از ابراهیم بگیرد. جاسوسان خود را فرستاد تا مردم را از پیروی او بترسانند و از اطراف ابراهیم دور گردانند.

ابراهیم همانند سایر مصلحان که در زندگی میان مردم، ضررها و فشارها می بینند، ناراحتی و مشکلات زیادی دید و از ماندن میان مردم بابل یه تنگ آمده و به فکر مهاجرت از آن سرزمین افتاد. ابراهیم عقاید خود را برداشته و از این سرزمینی که گیاه شریعت او قابل شکفتن نیست، بیرون رفت. ابراهیم به فکر سرزمینی است که در آن دعوت و رسالت او رشد کند وتخم دین او بارور گردد. ابراهیم وطن و قوم خویش را وقتی رها کرد که شایسته ی عذاب گردیده بودند؛ زیرا پس از این که آنان را راهنمایی کرد، ایمان نیاوردند و بعد از این که برای پیامبری خود معجزه آورد، زیر بار او نرفتند. ابراهیم سرزمین بابل را رها کرده و به سرزمین فلسطین مهاجرت کرد. 

 
 
 

حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌)

آن‌ حضرت‌ در زمان‌ نمرود که‌ در عجم‌ به‌ کیکاوس‌ معروف‌ بود،زندگى‌ مى‌ کرد.نمرود مردى‌ باقوت‌ وحشمت‌ بود.سپاه‌ بسیار داشت‌ ودر سرزمین‌ بابل‌ آن‌زمان‌ وکوفه‌ زمان‌ ما حکومت‌ مى‌ کرد.چهارصد صندلى‌ طلا داشت‌ که‌ برروى‌ هریک‌جادوگرى‌ نشسته‌ وجادو مى‌ نمود.او یکشب‌ در خواب‌ دید که‌ ستاره‌اى‌ در افق‌پدیدار شد ونورش‌ بر نورخورشید غلبه‌ نمود.نمرود وحشت‌ زده‌ از خواب‌ بیدار شدو جادوگران‌ را احضار نموده‌ وتعبیر خواب‌ خود را از آنان‌ جویا شد.گفتند طفلى‌ دراین‌ سال‌ متولد مى‌ شود که‌ سلطنت‌ تو بدست‌ او نابود مى‌ شود.وهنوز آن‌ طفل‌ ازصلب‌ پدر به‌ رحم‌ مادر منتقل‌ نشده‌ است‌.نمرود دستور داد که‌ بین‌ زنان‌ ومردان‌جدایى‌ اندازند و کودکى‌ که‌ در آن‌ سال‌ متولد میشود،اگر پسر است‌،بکشند.واگردختر است‌،باقى‌ بگذارند.تارخ‌ که‌ یکى‌ از مقربّان‌ نمرود بود شبى‌ پنهانى‌ نزدهمسرش‌ رفت‌ ونطفه‌ ابراهیم‌ بسته‌ شد.هنگام‌ تولد کودک‌،مادر ابراهیم‌ (ع‌) به‌ داخل‌غارى‌ رفت‌ وابراهیم‌ (ع‌) در آنجا متولد شد.مادر،کودکش‌ را درغار گذاشت‌ وبه‌ شهرمراجعت‌ نمود.او همه‌ روزه‌ به‌ غار مى‌ رفت‌ وبه‌ فرزندش‌ شیر مى‌ داد وبرمى‌ گشت‌.رشد یک‌ روز آن‌ حضرت‌ مطابق‌ یکماه‌ کودکان‌ دیگر بود.پانزده‌ سال‌ گذشت‌ودراین‌ مدت‌ ابراهیم‌ (ع‌) جوانى‌ قوى‌ شده‌ بود.روزى‌ با مادرش‌ به‌ طرف‌ شهرحرکت‌ کردند .در راه‌ به‌ گله‌ شترى‌ رسیدند.ابراهیم‌ (ع‌)از مادر پرسید:خالق‌ اینهاکیست‌؟گفت‌ آنکه‌ آنهارا خلق‌ کرد و رزق‌ مى‌ دهد وبزرگ‌ مى‌ نماید.ابراهیم‌ (ع‌) درشهر با گروههاى‌ بت‌ پرست‌ وارد بحث‌ مى‌ شد وآنها را محکوم‌ مى‌ نمود.واقرار به‌خداى‌ نادیده‌ کرد.به‌ مصداق‌ آیه‌ شریفه‌ «فلما جن‌ّ علیه‌ اللیل‌ راى‌ کوکباً...» چون‌ مذاهب‌ آنهاراباطل‌ دید وباطل‌ نمود،فرمود: انّى‌ وجهّت‌وجهى‌ ...» بعد ابراهیم‌ (ع‌) را به‌ دربار نمرود بردند.نمرود مرد زشترویى‌ بود ولى‌ دراطرافش‌ غلامان‌ وکنیزان‌ زیبا بودند.ابراهیم‌ (ع‌) از عمویش‌ آذر پرسید:اینها چه‌کسى‌ هستند؟آذر گفت‌ اینها غلامان‌ وکنیزان‌ وبندگان‌ نمرودند! ابراهیم‌ (ع‌) تبسمى‌ کردوگفت‌ چگونه‌ است‌ که‌ بندگان‌ و کنیزان‌ و غلامان‌ از خدایشان‌ زیباترند؟آذر گفت‌از این‌ حرفها نزن‌ که‌ تورا مى‌ کشند.آمده‌ است‌ که‌ آذر بت‌ مى‌ ساخت‌ وبه‌ ابراهیم‌ (ع‌)مى‌ داد تا بفروشدوابراهیم‌ (ع‌) هم‌ طناب‌ به‌ پاى‌ بتها مى‌ بست‌ ومى‌ گفت‌:بیاییدخدایى‌ را بخرید که‌ نمى‌ خورد و نمى‌ بیند و نمى‌ آشامد و نه‌ نفعى‌ مى‌ رساند ونه‌ضررى‌ !با این‌ تعریف‌ ابراهیم‌ (ع‌) کسى‌ بتها را نمى‌ خرید.وبتها را به‌ نزد آذر برمى‌ گرداند.

بت‌ شکن‌ دربتخانه‌

نمرودیان‌ سالى‌ دوبار در فروردین‌ جشن‌ مى‌ گرفتند.در یکى‌ از جشنها موقع‌خروج‌ از شهر،آذر به‌ ابراهیم‌ (ع‌)پیشنهاد نمود که‌ او هم‌ به‌ جشن‌ برودتا شاید جشن‌آنهارا تماشاکرده‌ وزبان‌ از بدگویى‌ بتها بردارد.ولى‌ روز بعد موقع‌ رفتن‌،ابراهیم‌(ع‌)گفت‌ من‌ مریض‌ هستم‌!لذا همه‌ با زینت‌ تمام‌ از شهر بیرون‌ رفتند بجز ابراهیم‌ (ع‌)که‌ تبرى‌ برداشت‌ و به‌ بتخانه‌ رفت‌ وهمه‌ بتهارا شکست‌.سپس‌ تبر را بر دوش‌ بت‌بزرگ‌انداخت‌. «فجعلهم‌ جُذاذاً الاّ کبیراً لهم‌» همه‌ بتهارا خورد کرد مگر بُت‌بزرگ‌ را.وقتى‌ نمرود ونمرودیان‌ باز گشتند وبه‌ بتخانه‌ آمدند تا خود را تبرک‌کنند،همه‌ بتهارا شکسته‌ دیدند غیر از بُت‌ بزرگ‌.به‌ روایتى‌ شیطان‌ به‌ آنها اطلاع‌ دادکه‌ ابراهیم‌ (ع‌)خدایان‌ شمارا شکسته‌ است‌.صداى‌ ناله‌ وفریاد مردم‌ بلند شد.نزدنمرود رفتند که‌اى‌ نمرود!خدایان‌ مارا شکسته‌اند.نمرود دستور داد تا به‌ هرکه‌ شک‌دارید نزد من‌ بیاورید.همه‌ گفتند کار ابراهیم‌ (ع‌) است‌.حضرت‌ را احضار کردندوبه‌او گفتند: «أ انت‌ فعلت‌َ هذا بآلهتنا یاابراهیم‌قال‌ بل‌ فعلهم‌ کبیرهم‌ هذافاسئلوهم‌ اِن‌ کانوا ینطقون‌»» آیا تو این‌ عمل‌ را نسبت‌ به‌ خدایان‌ مابجاآوردى‌ ؟گفت‌ بت‌ بزرگ‌ این‌ کار را کرده‌ است‌ از او بپرسید اگر حرف‌ مى‌ زند!نمرودیان‌ گفتند اى‌ ابراهیم‌ (ع‌) این‌ بتها سخن‌ نمى‌ گویند.سپس‌ همگى‌ خجل‌وشرمنده‌ و سر به‌ زیر انداختند.بعد ابراهیم‌ (ع‌)فرمود چیزى‌ را عبادت‌ مى‌ کنید که‌نه‌ نفعى‌ مى‌ رساند ونه‌ ضررو نه‌ حرف‌ مى‌ زند.چون‌ نمرودیان‌ از جواب‌ عاجزشدند،همگى‌ گفتند اگر کمک‌ کار خدایان‌ خود هستید،ابراهیم‌ (ع‌) رابسوزانید.نمرود دستور داد دیواره‌اى‌ در دامنه‌ کوه‌ درست‌ کردند وبمدت‌ یکماه‌هیزم‌ آورده‌ ودر آن‌ قرار دادند تا پرشد.بعد گفتند چگونه‌ ابراهیم‌ (ع‌) رادر آتش‌بیاندازیم‌؟شیطان‌ بصورت‌ آدمى‌ ظاهر شد وگفت‌ منجنیق‌ بسازید!تا آن‌ زمان‌منجنیق‌ نساخته‌ بودند وشیطان‌ هنگامیکه‌ به‌ آسمانها راه‌ داشت‌ از جهنم‌ دیدار کرده‌ودیده‌ بود جهنمیان‌ را با منجنیق‌ درون‌ آتش‌ مى‌ اندازند،یاد گرفته‌ بود.لذا به‌ آنها یادداد که‌ چگونه‌ این‌ وسیله‌ را بسازند.چهارصد نفر آمدند وهردونفر یک‌ طناب‌ راگرفتند و ابراهیم‌ (ع‌) را بالا بردند.در این‌ هنگام‌ در میان‌ فرشتگان‌ غلغله‌اى‌ افتاد وبه‌پیشگاه‌ الهى‌ عرضه‌ کردند که‌ خدایا از شرق‌ تا غرب‌ یکنفر،تورا عبادت‌ مى‌ کندواوراهم‌ که‌ مى‌ خواهند بسوزانند.دستور بده‌ تا اورا یارى‌ کنیم‌.خطاب‌ آمد:بروید اگراز شما یارى‌ خواست‌ اورا کمک‌ کنید.ابتدا ملک‌ باد نزد ابراهیم‌ (ع‌) آمد وگفت‌:من‌موکل‌ باد هستم‌.اگر امر بفرمائید به‌ باد امر کنم‌ تا آتش‌ را به‌ خانه‌ نمرود ببرد ونمرودیان‌ را بسوزاند.ابراهیم‌ (ع‌)فرمود پناه‌ من‌ خداست‌ وبتو نیازى‌ ندارم‌.ملک‌ ابرآمد وگفت‌ اى‌ ابراهیم‌!اجازه‌ بده‌ تا به‌ ابر امر کنم‌ آتش‌ را خاموش‌ کند.ابراهیم‌(ع‌)گفت‌ امر خود را به‌ خداى‌ نادیده‌ واگذاردم‌.ملک‌ کوه‌ آمد وگفت‌ اى‌ ابراهیم‌!اجازه‌ بده‌ کوه‌ بابل‌ را بر سرشان‌ خراب‌ نمایم‌ وهمه‌ را هلاک‌ کنم‌.ابراهیم‌ (ع‌)گفت‌ بتو نیز محتاج‌ نیستم‌.بعد جبرئیل‌ آمد وگفت‌ اى‌ ابراهیم‌!هیچ‌ احتیاجى‌ ندارى‌ ؟گفت‌ دارم‌ اما نه‌ بتو.گفت‌ به‌ که‌ دارى‌ ؟گفت‌ او از همه‌ بهتر به‌ حال‌ من‌ آگاه‌است‌.بعد از آن‌ از طرف‌ خدا ندا آمد: «یانار کونى‌ برداً وسلاماً على‌ ابراهیم‌»
ابراهیم‌ از پیامبرانى‌ است‌ که‌ خداوند او را بیش‌ از دیگران‌ با عظمت‌ یاد نموده‌است‌ واو را با القابى‌ چون‌ :حنیف‌،مسلم‌، حلیم‌، اوّاه‌، منیب‌،صدیق‌یاد کرده‌ و بااوصافى‌ چون‌:شاکرو سپاسگزار نعمتهاى‌ خداوند،قانت‌ و مطیع‌ خالق‌ توانا،داراى‌ قلب‌ سلیم‌،عامل‌ و فرمانبردار کامل‌ خدا،بنده‌ مؤمن‌ و نیکوکار،شایسته‌ و صالح‌درگاه‌ خدا و...وى‌ را ستوده‌ است‌.و به‌ منصبهایى‌ چون‌:امامت‌ وپیشوائى‌ مردم‌،برگزیده‌ در دوجهان‌ و خلیل‌ اللهى‌ مفتخر داشته‌ است‌.
از جمله‌ الطاف‌ الهى‌ بر ابراهیم‌ آنست‌ که‌:
او را از پیامبران‌ اولوا العزم‌ قرار داد.
پیامبرى‌ را در ذریه‌ او قرار داد.
علم‌ وحکمت‌ وشریعت‌ بوى‌ داده‌ است‌.
اورا امّت‌ واحده‌ خواند.
و خانه‌ کعبه‌ بدست‌ او تجدید بنا شد.
مقام‌ امامت‌ به‌ او تفویض‌ شد
مدت‌ عمر ابراهیم‌ دویست‌ سال‌ بوده‌ و در شهر خلیل‌ الرحمن‌ فلسطین‌ اشغالى‌ مدفون‌ است‌.

ابراهیم در قرآن

به‌ قسمتى‌ از گفتگوى‌ ابراهیم‌ با نمرودیان‌ توجه‌ نمائید:
«ابراهیم‌ به‌ پدرش‌ گفت‌:چراچیزى‌ که‌ نمى‌ شنود و نمى‌ بیند و تورا از چیزى‌ بى‌ نیاز نمى‌ کند را عبادت‌ مى‌ کنى‌ ؟اى‌ پدر!من‌ به‌ دانشى‌ مطلع‌ شده‌ام‌ که‌ تو به‌ آن‌دست‌ نیافته‌اى‌ .پس‌ از من‌ پیروى‌ کن‌ تا تورا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنم‌.اى‌ پدر!شیطان‌ را نپرست‌ که‌ شیطان‌ معصیت‌ خدا را نمود.اى‌ پدر!من‌ مى‌ ترسم‌ تو دچارعذاب‌ الهى‌ شوى‌ وجزو یاران‌ شیطان‌ گردى‌ !پدرش‌ جواب‌ داد:آیا از خدایان‌ من‌رویگردان‌ شده‌اى‌ ؟اگر دست‌ از این‌ حرفها برندارى‌ تورا سنگسار مى‌ کنم‌!وتورا ازخود مى‌ رانم‌!ابراهیم‌ گفت‌ با تو خداحافظى‌ نموده‌ واز خدا برایت‌ طلب‌ آمرزش‌مى‌ نمایم‌ که‌ خدا به‌ من‌ مهربان‌ است‌. واز شما و معبودانتان‌ دورى‌ مى‌ کنم‌ و خداى‌ واحد را مى‌ خوانم‌ تا شاید با این‌ دعا از درگاه‌ خدا دور نشوم‌»
«ابراهیم‌ به‌ پدرش‌ وقوم‌ پدرش‌ گفت‌:این‌ تندیسها چیست‌ که‌ به‌ آنها روى‌ آورده‌ وآنها را عبادت‌ مى‌ کنید؟گفتند:پدران‌ ما اینها را عبادت‌ مى‌ کردند.ابراهیم‌گفت‌:شما وپدرانتان‌ در گمراهى‌ آشکار بودید.گفتند:آیا براى‌ ما حق‌ آورده‌اى‌ یا ازبازیگرانى‌ ؟ابراهیم‌ گفت‌ خداى‌ شما پروردگار آسمانها وزمین‌ است‌ که‌ آنها را آفریده‌ومن‌ بر این‌ مطلب‌ شهادت‌ مى‌ دهم‌.بخداقسم‌:وقتى‌ نبودید براى‌ بتهاى‌ شما چاره‌اى‌ خواهم‌ اندیشید!پس‌ به‌ بتخانه‌ رفته‌ وبتهاى‌ آنان‌ را بجز بت‌ بزرگ‌ را تا شاید سراغ‌ اوبروند شکست‌.»
«ابراهیم‌ به‌ آنها گفت‌:آیا غیر از خدا،چیزى‌ را مى‌ پرستید که‌ نه‌ به‌ شما سودى‌ دارد ونه‌ ضرر؟اُف‌ بر شما وبتهایتان‌ چرا تعقل‌ نمى‌ کنید؟آنها گفتند که‌ :او رابسوزانید وخدایانتان‌ را یارى‌ کنید اگر کمک‌ کننده‌ به‌ خدایانتان‌ هستید!»
«ابراهیم‌ به‌ پدرش‌ و قومش‌ گفت‌:چه‌ مى‌ پرستید؟گفتند:بتانى‌ را مى‌ پرستیم‌ وپیوسته‌ سر بر آستانشان‌ داریم‌.ابراهیم‌ گفت‌:آیا وقتى‌ آنها را صدا مى‌ زنید صداى‌ شما را مى‌ شنودند؟آیا سود وزیانى‌ براى‌ شما دارند؟آنها گفتند:بلکه‌ پدرانمان‌ را این‌چنین‌ یافته‌ایم‌.ابراهیم‌ گفت‌ آیا نمى‌ دانید که‌ بتهاى‌ شما وپدرانتان‌ با من‌ دشمن‌منند.ولى‌ پروردگار عالمیان‌ کسى‌ است‌ که‌ مرا آفرید و هدایت‌ کرد.او کسى‌ است‌ که‌غذا وآشامیدنى‌ به‌ من‌ مى‌ دهد.و چون‌ مریض‌ شوم‌ مرا شفا مى‌ دهد و امیدوارم‌ که‌روز قیامت‌ خطاهاى‌ مرا ببخشد.»
«ابراهیم‌ به‌ پدرش‌ گفت‌:چرا چیزى‌ که‌ نمى‌ شنود و نمى‌ بیند و تورا از چیزى‌ بى‌ نیاز نمى‌ کند را عبادت‌ مى‌ کنى‌ ؟اى‌ پدر!من‌ به‌ دانشى‌ مطلع‌ شده‌ام‌ که‌ تو به‌ آن‌دست‌ نیافته‌اى‌ .پس‌ از من‌ پیروى‌ کن‌ تا تورا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنم‌.اى‌ پدر!شیطان‌ را نپرست‌ که‌ شیطان‌ معصیت‌ خدا را نمود.اى‌ پدر!من‌ مى‌ ترسم‌ تو دچارعذاب‌ الهى‌ شوى‌ وجزو یاران‌ شیطان‌ گردى‌ !پدرش‌ جواب‌ داد:آیا از خدایان‌ من‌رویگردان‌ شده‌اى‌ ؟اگر دست‌ از این‌ حرفها برندارى‌ تورا سنگسار مى‌ کنم‌!وتورا ازخود مى‌ رانم‌!ابراهیم‌ گفت‌ با تو خداحافظى‌ نموده‌ واز خدا برایت‌ طلب‌ آمرزش‌مى‌ نمایم‌ که‌ خدا به‌ من‌ مهربان‌ است‌. واز شما و معبودانتان‌ دورى‌ مى‌ کنم‌ و خداى‌ واحد را مى‌ خوانم‌ تا شاید با این‌ دعا از درگاه‌ خدا دور نشوم‌»

پیروزى‌ ابراهیم‌(ع‌)بر نمرودیان‌

آن‌ حضرت‌ در زمان‌ نمرود که‌ در عجم‌ به‌ کیکاوس‌ معروف‌ بود،زندگى‌ مى‌ کرد.نمرود مردى‌ باقوت‌ وحشمت‌ بود.سپاه‌ بسیار داشت‌ ودر سرزمین‌ بابل‌ آن‌زمان‌ وکوفه‌ زمان‌ ما حکومت‌ مى‌ کرد.چهارصد صندلى‌ طلا داشت‌ که‌ برروى‌ هریک‌جادوگرى‌ نشسته‌ وجادو مى‌ نمود.او یکشب‌ در خواب‌ دید که‌ ستاره‌اى‌ در افق‌پدیدار شد ونورش‌ بر نورخورشید غلبه‌ نمود.نمرود وحشت‌ زده‌ از خواب‌ بیدار شدو جادوگران‌ را احضار نموده‌ وتعبیر خواب‌ خود را از آنان‌ جویا شد.گفتند طفلى‌ دراین‌ سال‌ متولد مى‌ شود که‌ سلطنت‌ تو بدست‌ او نابود مى‌ شود.وهنوز آن‌ طفل‌ ازصلب‌ پدر به‌ رحم‌ مادر منتقل‌ نشده‌ است‌.نمرود دستور داد که‌ بین‌ زنان‌ ومردان‌جدایى‌ اندازند و کودکى‌ که‌ در آن‌ سال‌ متولد میشود،اگر پسر است‌،بکشند.واگردختر است‌،باقى‌ بگذارند.تارخ‌ که‌ یکى‌ از مقربّان‌ نمرود بود شبى‌ پنهانى‌ نزدهمسرش‌ رفت‌ ونطفه‌ ابراهیم‌ بسته‌ شد.هنگام‌ تولد کودک‌،مادر ابراهیم‌ (ع‌) به‌ داخل‌غارى‌ رفت‌ وابراهیم‌ (ع‌) در آنجا متولد شد.مادر،کودکش‌ را درغار گذاشت‌ وبه‌ شهرمراجعت‌ نمود.او همه‌ روزه‌ به‌ غار مى‌ رفت‌ وبه‌ فرزندش‌ شیر مى‌ داد وبرمى‌ گشت‌.رشد یک‌ روز آن‌ حضرت‌ مطابق‌ یکماه‌ کودکان‌ دیگر بود.پانزده‌ سال‌ گذشت‌ودراین‌ مدت‌ ابراهیم‌ (ع‌) جوانى‌ قوى‌ شده‌ بود.روزى‌ با مادرش‌ به‌ طرف‌ شهرحرکت‌ کردند .در راه‌ به‌ گله‌ شترى‌ رسیدند.ابراهیم‌ (ع‌)از مادر پرسید:خالق‌ اینهاکیست‌؟گفت‌ آنکه‌ آنهارا خلق‌ کرد و رزق‌ مى‌ دهد وبزرگ‌ مى‌ نماید.ابراهیم‌ (ع‌) درشهر با گروههاى‌ بت‌ پرست‌ وارد بحث‌ مى‌ شد وآنها را محکوم‌ مى‌ نمود.واقرار به‌خداى‌ نادیده‌ کرد.به‌ مصداق‌ آیه‌ شریفه‌ «فلما جن‌ّ علیه‌ اللیل‌ راى‌ کوکباً...» چون‌ مذاهب‌ آنهاراباطل‌ دید وباطل‌ نمود،فرمود: انّى‌ وجهّت‌وجهى‌ ...» بعد ابراهیم‌ (ع‌) را به‌ دربار نمرود بردند.نمرود مرد زشترویى‌ بود ولى‌ دراطرافش‌ غلامان‌ وکنیزان‌ زیبا بودند.ابراهیم‌ (ع‌) از عمویش‌ آذر پرسید:اینها چه‌کسى‌ هستند؟آذر گفت‌ اینها غلامان‌ وکنیزان‌ وبندگان‌ نمرودند! ابراهیم‌ (ع‌) تبسمى‌ کردوگفت‌ چگونه‌ است‌ که‌ بندگان‌ و کنیزان‌ و غلامان‌ از خدایشان‌ زیباترند؟آذر گفت‌از این‌ حرفها نزن‌ که‌ تورا مى‌ کشند.آمده‌ است‌ که‌ آذر بت‌ مى‌ ساخت‌ وبه‌ ابراهیم‌ (ع‌)مى‌ داد تا بفروشدوابراهیم‌ (ع‌) هم‌ طناب‌ به‌ پاى‌ بتها مى‌ بست‌ ومى‌ گفت‌:بیاییدخدایى‌ را بخرید که‌ نمى‌ خورد و نمى‌ بیند و نمى‌ آشامد و نه‌ نفعى‌ مى‌ رساند ونه‌ضررى‌ !با این‌ تعریف‌ ابراهیم‌ (ع‌) کسى‌ بتها را نمى‌ خرید.وبتها را به‌ نزد آذر برمى‌ گرداند.

ازدواج‌ ابراهیم‌(ع‌)

چون‌ نور محمدى‌ (ص‌)رادر پیشانى‌ ابراهیم‌ (ع‌) مشاهده‌ کرد،ترنج‌ را بطرف‌ ابراهیم‌(ع‌) رها کرد ورفت‌.پس‌ غلامان‌ آمدند و ابراهیم‌ (ع‌) را نزد شاه‌ بردند.شاه‌ تا ابراهیم‌(ع‌) را دید ،گفت‌ دخترم‌!شوهر خوبى‌ انتخاب‌ کردى‌ .پس‌ دختر که‌ ساره‌ نام‌ داشت‌به‌ عقد ابراهیم‌ (ع‌) درآمد.بعد از چندى‌ ابراهیم‌ (ع‌) به‌ همراه‌ ساره‌ حرکت‌ کردندوبه‌ شهر خمس‌ رسیدند.طبق‌ دستور شاه‌ آنجا یک‌ پنج‌ اموال‌ مسافرین‌ رابزورمى‌ گرفتند. ابراهیم‌ (ع‌) ساره‌ را در صندوقى‌ قرار داده‌ بود تا از نامحرمان‌ حفظ‌شود.مأمورین‌ شاه‌ ابراهیم‌ (ع‌) وصندوق‌ را نزد شاه‌ بردند.شاه‌ از ابراهیم‌ (ع‌) پرسیداین‌ زن‌ کیست‌؟ابراهیم‌ (ع‌) گفت‌ خواهرم‌ است‌.شاه‌ خواست‌ به‌ ساره‌ جسارتى‌ کندکه‌ ناگاه‌ زمین‌ اورادر برگرفت‌.از ابراهیم‌ (ع‌) خواهش‌ کرد که‌ اورا آزاد کند.ابراهیم‌ (ع‌)هم‌ دعا کرد وزمین‌ اورا رها نمود.شاه‌ کنیزى‌ داشت‌ که‌ آن‌ را به‌ ساره‌ بخشید.وگفت‌:هااجرک‌. یعنى‌ این‌ پاداش‌ ت‌.دیگر نام‌ کنیز هاجر شد.سپس‌ ابراهیم‌ (ع‌) با همراهان‌به‌ بیت‌ المقدس‌ رفتند.ببینید بزرگان‌ چگونه‌ امتحانهاى‌ الهى‌ را پشت‌ سر گذاشتند.ازخوف‌ لنبلونّکم‌ بشى‌ ء من‌ الخوف‌ که‌ آتش‌ ترس‌ دارد.ترس‌ از سوختن‌.ولى‌ لقاءاللهبى‌ اجر نمى‌ شود.وقتى‌ ابراهیم‌ (ع‌) با ساره‌ وهاجر به‌ بیت‌ المقدس‌ رسیدند،

هلاکت‌ نمرودیان‌

از طرف‌ خدا ندا رسید که‌اى‌ ابراهیم‌!به‌ بابل‌ برو و نمرود را به‌ خداپرستى‌ دعوت‌نما.حضرت‌ به‌ بابل‌ که‌ کوفه‌ امروزى‌ است‌،نزد نمرود رفت‌ واورا به‌ خداپرستى‌ دعوت‌ نمود.نمرود گفت‌ اى‌ ابراهیم‌!مرا بخداى‌ تو احتیاجى‌ نیست‌.من‌ مى‌ خواهم‌پادشاهى‌ را از خداى‌ تو بگیرم‌ واورا هلاک‌ نمایم‌!!این‌ بود که‌ دستور داد تا اطاقکى‌ به‌ تعلیم‌ شیطان‌ ساختند وخود درون‌ آن‌ قرار گرفت‌ وچهار کرکس‌ اورا بلند کردندوبالابردند.چون‌ بالا رفت‌ تیرى‌ بطرف‌ آسمان‌ انداخت‌.جبرئیل‌ آن‌ تیر را به‌ خون‌ماهى‌ آغشته‌ کرد.ماهى‌ نالید خدایا تیغ‌ دشمن‌ را به‌ خون‌ من‌ آغشته‌ کردى‌ .ندا رسیدکه‌ تیغ‌ را تا قیامت‌ بر شما حرام‌ کردم‌.بعد نمرود تیر خونآلود را که‌ دید ،گفت‌ کارخداى‌ ابراهیم‌ را ساختم‌.ابراهیم‌ (ع‌) گفت‌ از این‌ حرف‌ برگرد که‌ مردن‌ براى‌ خدانیست‌.نمرود گفت‌ اگر خداى‌ تو زنده‌ است‌،من‌ لشکر جمع‌ آورى‌ مى‌ کنم‌ به‌ خدایت‌بگو که‌ لشکر جمع‌ کندتا با یکدیگر جنگ‌ کنیم‌!پس‌ نمرود از اطراف‌ عالم‌ لشکربزرگى‌ که‌ سیصد فرسخ‌ لشکرگاه‌ آنها بود جمع‌ کرد.ابراهیم‌ (ع‌) دعا کرد که‌ خدایا این‌ملعون‌ را هلاک‌ کن‌.خداوند به‌ عدد لشکر نمرود پشه‌ فرستاد که‌ بر سر هر یک‌پشه‌اى‌ نشست‌ و در اندک‌ زمانى‌ اورا هلاک‌ نمود.رئیس‌ پشه‌ها، پشه‌اى‌ بود که‌ یک‌چشم‌ ویک‌ پا و یک‌ دست‌ و نیمه‌ بدنى‌ داشت‌.آمد وروى‌ زانوى‌ نمرود نشست‌.نمرود به‌ زنش‌ گفت‌ این‌ پشه‌ها لشکر مرا هلاک‌ کردند .دست‌ برد تا پشه‌ را بکشد که‌پشه‌ بلند شد ولب‌ بالا و لب‌ پایین‌ نمرود را نیش‌ زده‌آورد دماغ‌ نمرود شد وبه‌ داخل‌مغز نمرود نفوذ کرده‌ ومشغول‌ نیش‌ زدن‌ شد!صداى‌ فریاد نمرود بلند شد و ازشدت‌ درد خواب‌ وخوراک‌ از او سلب‌گردیدغلامانش‌ مرتب‌ بر سرش‌ مى‌ زدند تاپشه‌ از حرکت‌ بایستد.همانجور او را اذیت‌ نمود تا به‌ درک‌ واصل‌ شد.بقیه‌ لشکر اوبه‌ ابراهیم‌ (ع‌) ایمان‌ آوردند.


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:18 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

گالری عکس محرم

گالری عکس محرم












گالری عکس محرم















گالری عکس محرم













   
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 19:28 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 1 نظر

نیوشا ضیغمی

عکسهای نیوشا ضیغمی , niyosha zeyghami

عکس نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی , niyosha zeyghami

 

 

 

بیوگرافی و گالری عکس نیوشا ضیغمی

عکس نیوشا ضیغمی

 

نیوشا ضیغمی

بازیگری که در جشنواره 24 فیلم فجر چهره ای ناآشنا بود .از بازیگران موفق کانون سینما گران جوان (ورودی سال 1382) که بلافاصله پس از پایان دوره آموزشی خود مشغول به کار در عرصه حرفه ای سینما و تلویزیون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانایی و تلاش مستمر خود توانست در مدت کوتاهی در فیلم های سینمایی بزرگی در نقش اول کار کند.

نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل رشته روانشناسی و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش در کار هنری فعالیت ندارد و از قهرمانان ورزش رزمی است. در دوره بازیگری کانون سینما گران جوان با سریال «در چشم باد»مسعو جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد.

یک سال بعد با بازی در فیلم«تر دست»محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد.بعد از تجربه «تردست » محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم «شوریده» در اواخر سال 1383 انتخاب کرد.

نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم «شوریده » گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند.که خودش گوشه ایی از موفقیتش را بازی در فیلم «شوریده» و همکار اش با محمدعلی سجادی می داند.

«مواجهه » که در جشنواره 24 فیلم فجر هم حضور داشت باعث شد تا داوران جشنواره نگاه حرفه ایی روی نیوشا داشته باشند و او را جز بازیگران حرفه ایی قرار دهند.

«اخراجی ها » بدلیل حضور بازیگران بزرگ خانه درس بزرگی برای نیوشا ضیغمی بود.که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با بازی در فیلم مسعود ده نمکی یدک می کشد.

نیوشا ضیغمی در سال 1385 بازی خود رادر «پارک وی » به اتمام رساند. «پارک وی » مطمئنا یکی از کارهای ارزشمند او ست به خاطر کار کردن با کارگردان بزرگی همچون فریدون جیرانی.اما نیوشا زیاد در بازی در این فیلم راضی نیست چون در زمان منتاژ فیلم سکانس های خوب نیوشا را خذف کر ده بودند.

اما در جشنواره 25 فیلم فجر هم حضور خوبی داشت با سه فیلم «پارک وی » «اخراجی ها » و «گناه من» که در این فیلم با حمید گودرزی همبازی بوده است که در این میان کار ده نمکی یعنی «اخراجی ها» با استقبال مردم روبرو شد ودر ایام عید در حال اکران است که در آن فیلم که تنها فیلم اکران شده از اوست حضور درخشانی داشته است و از نظر خیلی از سینماگران آینده روشنی در انتظار اوست.

نیوشا ضیغمی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر

نیوشا ضیغمی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر

نیوشا ضیغمی در نشست خبری فیلم حس پنهان

نیوشا ضیغمی در نشست خبری فیلم حس پنهان

نیوشا ضیغمی در نشست خبری فیلم حس پنهان

نیوشا ضیغمی در نشست خبری فیلم حس پنهان

نیوشا ضیغمی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر

نیوشا ضیغمی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر





بیوگرافی کامل نیوشا ضیغمی

بیوگرافی کامل نیوشا ضیغمی

نیوشا اولین کار هنری خود را در سینما با در چشم باد ساخته ی مسعود جعفری جوزانی در سال ۸۳ شروع کرد. مواجهه و تردست دومین و سومین فیلمی بود که او بازی داشت. اولی اجتماهی و دومی عاشقانه بود.

 

این هنرمند در سال ۸۴ دو فیلم در کارنامه اش ثبت کرد:گناه من و شوریده که برای این دومی یک جایزه معتبر کسب کرد. در سال ۸۵ هم مثل قبل که هر سال در دو فیلم بازی داشته در دو فیلم جنجالی اخراجی ها و پارک وی ساخته فریدون جیرانی بوده که پارک وی مثل فیلمهای جیرانی همیشه سر و صدادار بوده است.با اکران این فیلم در امسال همه بازی بینظیر نیوشا ضیغمی را خواهیم دید.

 

نیوشای نازنین متولد ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ است و فارغ التحصیل رشته روان شناسی (گرایش کودک) و در ضمن مدیر بخش تبلیغات سینمائی شرکت اگسپت .

 

برای همین ماه تولد این خصوصیات را داراست:عاشق ، جمع و جور و خوش خلقت(که این فقط برای اندکی همچون او صادق است) ، مهربان ، دلسوز ، آرام ، فادار ،بسیار همدل، پر احساس و یاری بخش و روشنفکر .بی شک او بهترین مادر است.

 

 ادب و مهربانی و شخصیت مهمترین صفت های نیوشا است و یکی از سرمایه ها و مایه افتخار سینمای ما به شمار می آید. ...

اما در جشنواره 25 فیلم فجر هم حضور خوبی داشت با سه فیلم «پارک وی » «اخراجی ها » و «گناه من» که در این فیلم با حمید گودرزی همبازی بوده است که در این میان کار ده نمکی یعنی «اخراجی ها» با استقبال مردم روبرو شد ودر ایام عید در حال اکران است که در آن فیلم که تنها فیلم اکران شده از اوست حضور درخشانی داشته است و از نظر خیلی از سینماگران آینده روشنی در انتظار اوست.

همیشه می دانستم و اعتقاد داشتم که مرز بین داشتن و نداشتن ، تصمیمی و اراده ایست استوار. پس خواستم که بروم. راه سخت بود ، باید بسیار می آموختم و تجربه می کردم

 باید از خودم کس دیگری می ساختم ، اما عشق ، عشق رسیدن به هدف هر روز در من پر رنگ تر شد.

عشق و اراده به یاریم آمدند تا به هدف نزدیک شوم و هر روز به شکرانه این عشق تلاش می کنم قدمی به سوی راههای بزرگتر بردارم ، مبارزه کنم و امیدوار باشم...

بازیگری که در جشنواره 24 فیلم فجر چهره ای ناآشنا بود و در حال حاضر خیلی از هنردوستان هم او را نمی شناسند.

از بازیگران موفق کانون سینما گران جوان (ورودی سال 1382) که بلافاصله پس از پایان دوره آموزشی خود مشغول به کار در عرصه حرفه ای سینما و تلویزیون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانایی و تلاش مستمر خود توانست در مدت کوتاهی در فیلم های سینمایی بزرگی در نقش اول کار کند.

نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل روانشناسی کودک و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش در کار هنری فعالیت ندارد. دوره بازیگری کانون سینما گران جوان با سریال «در چشم باد»مسعو جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد.یک سال بعد با بازی در فیلم«تر دست»محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که محمد علی سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد.

بعد از تجربه «تردست » محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم «شوریده» در اواخر سال 1383 انتخاب کرد.

نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم «شوریده » گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند.که خودش گوشه ایی از موفقیتش را بازی در فیلم «شوریده» و همکار اش با محمدعلی سجادی می داند.

«مواجهه » که در جشنواره 24 فیلم فجر هم حضور داشت باعث شد تا داوران جشنواره تبهر جالبی روی نیوشا داشته باشند و او را جز بازیگران حرفه ایی قرار دهند.

«اخراجی ها » بدلیل حضور بازیگران بزرگ خانه درس بزرگی برای نیوشا ضیغمی بود.که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با بازی در فیلم مسعود ده نمکی یدک می کشد.

نیوشا ضیغمی در سال 1385 بازی خود رادر «پارک وی » به اتمام رساند. «پارک وی » مطمئنا یکی از کارهای ارزشمند او ست به خاطر کار کردن با کارگردان بزرگی همچون فریدون جیرانی.اما نیوشا زیاد در بازی در این فیلم راضی نیست چون در زمان منتاژ فیلم سکانس های خوب نیوشا را خذف کر ده بودند.

 

نیوشا ضیغمی یکی از استعدادهای نو و برتر بازیگری و از خوش چهره ترین هنرپیشگان تاریخ سینمای ایران است که از نظر شخصیتی نیز بسیار قابل اعتنا و احترام است.او در سومین تجربه بازیگری برای فیلمشوریدهموفق به دریافت عنوان کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره بین المللی فجر شده است که در همان گامهای نخست ایستادن پس از بانو هدیه تهرانی بهترین بازیگر زن فیلم سینمائی چهارشنبه سوری برای نیوشا افتخاری است و نشان از توانائی ها و دانش او دارد.

این هنرمند در سال ۸۴ دو فیلم در کارنامه اش ثبت کرد:گناه من و شوریده که برای این دومی یک جایزه معتبر کسب کرد. در سال ۸۵ هم مثل قبل که هر سال در دو فیلم بازی داشته در دو فیلم جنجالی اخراجی ها و پارک وی ساخته فریدون جیرانی بوده که پارک وی مثل فیلمهای جیرانی همیشه سر و صدادار بوده است.با اکران این فیلم در امسال همه بازی بینظیر نیوشا ضیغمی را خواهیم دید.

 

نیوشای نازنین متولد ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ است و  فارغ التحصیل رشته روان شناسی (گرایش کودک)  و در ضمن مدیر بخش تبلیغات سینمائی شرکت اگسپت  .

 

برای همین ماه تولد این خصوصیات را داراست:عاشق ، جمع و جور و خوش خلقت(که این فقط برای اندکی همچون او صادق است) ،  مهربان ، دلسوز ، آرام ، فادار ،بسیار همدل، پر احساس و یاری بخش و روشنفکر .بی شک او بهترین مادر است.

 

 ادب و مهربانی و شخصیت مهمترین صفت های نیوشا است و یکی از سرمایه ها و مایه افتخار سینمای ما به شمار می آید.

 

 

 



تاریخ ارسال: سه‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 19:16 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

نام کامل: نانسی نبیل عجرم

شهرت: نانسی عجرم

محل تولد:الشرفیه/لبنان

تاریخ تولد:may 16th 1983

آدرس میل شخصی: info@ nancyajramonline.com

www.nancyajramonline.comوب سایت رسمی :

 خیلیها با آهنگ آه و نص با موسیقی عربی آشنا شدند، خیلیها با آلبوم یاطبطب بود که عاشق آهنگهای عربی شدند، خیلیها با انت ایه گریستند و خیلیها هم با احساس جدید عاشق شدند.این آهنگها برای کسی هست که با ورودش به دنیای موسیقی، به موزیک عربی طراوتی تازه بخشید و با کلیپهای زیبا و صدای دلنوازش هر بیننده و شنونده ای را مجذوب خود ساخت. او کسی نیست جز (( نانسی عجرم )). حرکات زیبا و کودکانه و در عین حال با آهنگهای بسیار زیبا و حرفه ای خود، باعث شد تا خیلی زود در دل میلیونها انسان در سرتاسر جهان جای بگیرد.حال او یکی از بین المللی ترین خواننده های خاورمیانه به حساب می آید. بطوری که حتی کسانی که به هیچ عنوان با زبان عربی آشنا نیستند موزیکهای او را میشنوند و لذت هم میبرند.

نانسی عجرم به عنوان یکی از زیباترین خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت که کار خواندن را شروع می کند و از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اودیت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پیشکسوت هستش  به صورت حرفه ای شروع کرد! او هنگامیکه که 12 سال داشت در برنامه ای در تلویزیون به نام ستارگان آینده شرکت می کند و به مدال طلا دست پیدا می کند . یکی از خوانندگان مصری که در آن برنامه شرکت کرده بود صدای نانسی را به صدای خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبیه کرده است . بعد از آن او به طور جدی کار موسیقی را تحت نظر بهترین معلمان موسیقی دنبال می کند و در سن 18 سالگی به عنوان یک خواننده حرفه ای معروف می شود.

 

اولین آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بیرون آمد که حاصل کار او تا به   حال(خرداد/۸۶)  ۶ آلبوم هست:

1998 محتجالک

2001 شیل عیونک عنی  

۲۰۰۲ یا سلام

۲۰۰۴آه و نص

2006 اطبطب و دلع

۲۰۰۷  شخبط شخابیط

 





بیوگرافی حمید گودرزی:

دوم آذر ۱۳۵۶ در خانواده ای با اصالت تهرانی صد در صد متولد شد . فرزند اول زوج جوان و تحصیلکرده . روشنفکر و متمولی بود که در منزلی واقع در میدان آرژانتین تهران به دنیا آمد و در همان محله رشد کرد و بزرگ شد . پدر حمید تاجر فرش تحصیل کرده است و مادرش بر غم داشتن تحصیلات عالیه و موقعیت اجتماعی و اصالت خانوادگی خانه دار است . بعد از حمید یک دختر هم در این خانواده به دنیا آمد که در رشته ی گرافیک فارغ التحصیل شد و هم اینک دنبال ادامه ی تحصیل در رشته ی حقوق است و دوست دارد کار وکالت کند .
حمید با مادرش تنها ۱۴ سال اختلاف سنی دارد . و همین موضوع باعث شد حرف او را بهتر از پدر بفهمد و درک متقابلی بین ایندو در حد عالی بوجود آید که هنوز هم ادامه دارد . او بر خلاف سایر بچه های طبقه ی مرفه و بالای شهری پر شر و شور بود و از خاطرات بچگی اش او همین یک نمونه بس که کلاس اول دبستان و در همان هفته ی اول تحصیل روزی تمام کتابهایش را به دوره گردی داد و به جایش گوجه سبز گرفت و خورد !!!

حمید همیشه با صراحت می گوید که مشوق من در بازیگری فقط خودم هستم !!! او درست می گوید چون بر خلاف بسیاری مشاهیر نه فقط مورد تشویق خانواده ونزدیکان قرار نگرفته بلکه برای مخالفت با نظر آنها و رفتن به مسیر دلخواه خود انرژی زیادی را طی دو سال صرف کرده .

حمید در سال ۱۳۷۴ دیپلم گرفت و در کنکور شرکت کرد و در رشته ی دندانپزشکی قبول شد و درست شبی که پدر و مادرش به مناسبت این موفقیت بزرگ پسرشان مهمانی گرفته بودند جنجال و ماجرای انتخاب او شروع شد ... حمید مصمم بود که خودش شغل و آینده اش را انتخاب کند و والدین وقتی شنیدند او می خواهد دنبال هنر و بازیگری برود و پزشکی را فدا کند به هر وسیله سعی میکردند که او را منصرف کنند ...

گپی با حمید گودرزی : خرجی خانه دست همسرم است

هر چند حمید گودرزی زیاد اهل گفت و گو نیست و تا جایی که بتواند از نزدیک شدن به مطبوعات خودداری می کند.حال مصاحبه او را بخوانید:
در حال حاضر مشغول ایفای نقش در چه فیلمی هستید؟
« گناه من» را آماده اکران دارم . فیلمبرداری «انعکاس» هم تقریبا 10 روز دیگر تمام می شود.

قرار داد تازه ای امضا نکردی؟

مدت زیادی نیست که خودش را به عنوان یک چهره مطرح درسینمای ایران نشان داده اما طرفداران فراوانی دارد. او از معدود هنرپیشه های جوان سینمای ایران است که وقتی مقابل دوربین قرار می گیرد حرکات مصنوعی به نمایش نمی گذارد و به قول خودش «صادقانه » بازی می کند.
بازی های واقعی حمید گودرزی خیلی ها را به این نتیجه رسانده که او می تواند به ایفای نقش در فیلم های ماندگار سینمای ایران بپردازد و شخصیت جاودانه ای خلق کند.

برای یکی ، دو قرار داد صحبت کرده ام اما صبر کنید قطعی شود بعد درباره اش حرف بزنیم.

کدام یک از فیلم هایت را بیشتر دوست داری؟
همه فیلم هایی که تاکنون بازی کرده ام برایم لذت بخش است اما اگر بخواهید اسم ببرم بی وفا، بازنده و گناه من.

و از بین کارهای تلویزیونی ؟
مسافری از هند ، تب سرد، کمکم کن، کارهای خوبی بودند. نقطه اوجش هم آن طوری که خودم می دانم مسافری از هند.

نقش های خاصی بوده که آروز کنی کاش آن را به تو می دادند؟
نقش آلپاچینو در پدر خوانده و نقش رابرت دنیرو در « هیئت» برایم رویایی هستند احتمالا همه بازیگران دنیا آرزوی این نقش ها را دارند.

سوپراستار را تعریف کن؟
سوپراستار یعنی هنرپیشه ای که فروش فیلم را تضمین کند و برای تهیه کننده برگشت مالی داشته باشد اگر هنرپیشه ای فروش فیلم را بالا ببرد یعنی مورد قبول مردم هم هست و به اصطلاح سوپراستار آنهاست.

در ایران سوپر استار داریم؟
بله .
کی؟
رضا گلزار، خودم ! امین حیایی! بهرام رادان و محمدرضا فروتن، البته فروتن قبلا خیلی بیشتر در فروش فیلم ها تاثیر داشت الان وضعیتش کمی فرق کرده.

موقع اکران فیلم بازنده شایعه شده بود با فروتن مشکل داری؟
نه هیچ مشکلی نبود . مناین شایعه را نشنیدم .واقعا می گفتند ما با هم مشکل داریم؟

بدترین خبری که در سینما شنیدی چه بود؟
به خاطرفوت رسول ملاقلی پور خیلی ناراحت شدم. واقعا حیف شد . کارگردان بزرگی را از دست دادیم.

بزرگ ترین حاشیه ای که برایت درست شد و خیلی اذیتت کرد چه بود؟
هیچ وقت به آن صورت حاشیهد خاصی نداشتم فقط یک بار گفتند از همسرش جدا شده که زیاد مهم نبود و اذیتم نکرد اصولا زیاد سمت حاشیهد نمی روم حاشیه هم سمت من نمی آید.

متولد چه روز و چه سالی هستی ؟
دوم آذر سال 56

در کدام شهرو کدام محله بزرگ شدی؟
در تهران ، خانه مان میدان آرپانتین بود زیاد جابه جا نشدیم.

کدام شهرها را دوست داری؟
در ایران به رامسر خیلی علاقه دارم.شهر بسیار زیبایی است و طبیعت آرام بخشی دارد .

در بین شهرهای جهان کدام یک را می پسندی؟
در اروپا لندن و پاریس خیلی خوب است ودرآمریکا هم نیویورک.

برای بیلبورد و تبلیغ کالاهای مختلف پیشنهاد تازه ای نداری؟
یکی دو تا پیشنهاد دارم ولی احتمالا باهمان شرکت «درسا» تمدید می کنم بیلبوردهای قبلی «درسا» الان از سطح شهر جمع شده و شرکت منتظر است تا اجناس جدیدش به ایران وارد شود. احتمالا به زودی قرار داد تازه ای امضا می کنم.
به نظرت ثروت بهتر است یا شهرت؟
ثروت.

مگر شهرت، ثروت نمی آورد ؟
در کار ما اینطوری نیست. در بعضی کارها مثل فوتبال شهرت به قول ما ثروت هم می آورد اما در بازیگری اصلا اینطوری نیست.

همسر گودرزی با شهرتش مشکلی ندارد؟

نه به هیچ وجه.

بهترین هدیه ای که تاکنون به همسرت دادی چه بود؟
خانم ها به طور معمول جواهر دوست دارند.نمی دانم بهترین هدیه کدام بود ولی فکر می کنم جواهربود.

بهترین هدیه ای که خودت تا امروز گرفتی ؟
هدیه کلا چیز خوبی است اگر به من باشد از هدیه های که گرفته ام راضی هستم و همه آنهاد را دوست دارم.

چه اتومبیلی سوار می شوی؟
تویوتا کمری.

رابطه ات با بقیه ورزش ها چطور است؟
کم و بیش ورزش می کنم .

در چه رشته هایی سابقه فعالیت داری؟
دو سال بوکس کار کردم. بدنسازی هم جزو برنامه هایم بود. غیر از اینها شنا و فوتبال را خیلی دوست دارم.

رابطه ات را با اینترنت چطور است؟
در حد نیاز استفاده می کنم اگر دنبال چیزی باشم می روم می گردم و پیدا می کنم. اصلا فلسفه اینترنت همین است . من مثل آدم هایی نیستم که صبح تا شب از این سایت به آن سایت می روند ود به کامپیوتر خود معتاد شده اند نمی دانم شاید آنها کار درستی انجام می دهند هر کس روش خودش را دارد.

هوادارانت از چه راهی می توانند با تو ارتباط برقرار کنند؟
یک سایت دارم ولی متاسفانه الان بسته شده قصد دارم دوباره آن را فعال کنم.

بازی کردن در چه نقشی را ترجیح می دهی؟
بیشتر خانوادگی و ملودرام دوست دارم. چون معتقدم مردم به این فیلم ها علاقه بیشتری دارند فیلم هم یک نوع وسیله ارتباط است شما باید ببینی مخاطب چه چیزی دوست دارد و هماند را ارائه کنی.

نظرت درباره این مصاحبه چه بود ؟
سوالی شما بیشتر خانوادگی است فکر کنم مصاحبه خوبی شد.




Mohammadreza_Golzar_p.jpg

نام: محمدرضا گلزار

تاریخ تولد: 1354

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.

...............................................

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، « بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.

شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

بخشی از فیلمشناسی

سام و نرگس (ایرج قادری، 1378)

زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)

بالای شهر، پایین شهر (اکبر خامین، 1380)

شام آخر (فریدون جیرانی، 1380)

بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)

چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381)

زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)

13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)

کما (آرش معیریان، 1382)

گل یخ (کیومرث پوراحمد، 1383)


بیوگرافی:محمدرضا گلزار  WwW.FuN2PhOtO.MiHaNbLoG.CoM

متولد 1354
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.

- قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، «بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

- محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.

- شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

- محمدرضا گلزار پس از « بوتیک » در دو فیلم دیگر هم عالی ظاهر شد: « کما » و از همه مهمتر « آتش بس ». او همچنان یکی از بهترین انتخاب ها برای فیلمهای بزرگ و پرفروش است. محمدرضا گلزار تا به حال همراه با مهناز افشار در چند فیلم پرفروش ایفای نقش کرده است: زهر عسل، 13 گربه روی شیروانی، کما، آتش بس، تله و ...

مجموعه آثار:

- سام و نرگس (ایرج قادری، 1378)

- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)

- بالای شهر، پایین شهر (اکبر خامین، 1380)

- شام آخر (فریدون جیرانی، 1380)

- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)

- چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381)

- زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)

- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)

- کما (آرش معیریان، 1382)

- گل یخ (کیومرث پوراحمد، 1383)

- آتش بس (تهمینه میلانی، 1383)

- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1383)

- تله (سیروس الوند، 1385)

- کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)

- توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی، 1386)

- مجنون لیلی (قاسم جعفری، 1386)

  

بیوگرافی و گالری عکس محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار و امین حیایی

گالری عکس محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

بیوگرافی:
متولد 1354
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.

- قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، «بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

- محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.

- شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که …

- محمدرضا گلزار پس از « بوتیک » در دو فیلم دیگر هم عالی ظاهر شد: « کما » و از همه مهمتر « آتش بس ». او همچنان یکی از بهترین انتخاب ها برای فیلمهای بزرگ و پرفروش است. محمدرضا گلزار تا به حال همراه با مهناز افشار در چند فیلم پرفروش ایفای نقش کرده است: زهر عسل، 13 گربه روی شیروانی، کما، آتش بس، تله و …

مجموعه آثار:

- سام و نرگس (ایرج قادری، 1378)

- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)

- بالای شهر، پایین شهر (اکبر خامین، 1380)

- شام آخر (فریدون جیرانی، 1380)

- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)

- چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381)

- زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)

- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)

- کما (آرش معیریان، 1382)

- گل یخ (کیومرث پوراحمد، 1383)

- آتش بس (تهمینه میلانی، 1383)

- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1383)

- تله (سیروس الوند، 1385)

- کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)

- توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی، 1386)

- مجنون لیلی (قاسم جعفری، 1386)

محمدرضا گلزار و امین حیایی

محمدرضا گلزار و امین حیایی

مهناز افشار و محمدرضا گلزار در نشست خبری فیلم آتش بس

مهناز افشار و محمدرضا گلزار در نشست خبری فیلم آتش بس

محمدرضا گلزار و مهناز افشار در نمایی از فیلم آتش بس

محمدرضا گلزار و مهناز افشار در نمایی از فیلم آتش بس

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار

محمدرضا گلزار


عکس های محمدرضا گلزار + بیوگرافی

بیوگرافی محمدرضا گلزار:

نام اصلی: محمدرضا

نام خانوادگی اصلی: گلزار

سمت (در بخش های):  بازیگران،

تاریخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

مدرک تحصیلی: لیسانس  مکانیک

بیوگرافی  

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.

شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

عکس های محمدرضا گلزار



عکس های محمدرضا گلزار








عکس های محمدرضا گلزار



















تاریخ ارسال: سه‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 18:57 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

انواع اس ام اس و....

 

افغانیه میره خونیه زنه دزدی زنه میترسه میگه بیا این طلاها اینم پول افغانیه میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجان؟

 


اولین اس ام اس جهان در سال:01/01/0001
در ساعت: 00:00:01 ارسال شد:
آدم: دوست دارم جیگر
حوا : شما ...!؟

 


تنها چیزی که می تواند در اوج لذت از زندگی ، خواب را از چشمان آدمیان برباید فقط یک چیز است
جیش !!!

 

@@   @@  @@   @@

@@  @@  @@   @@

@@  @@  @@  @@

نترس ! اینا چون خوشگلی مثل تو ندیدن این طوری نگات می کنن !

 

برو بشین رو پشت بوم

روتو بکن به آسمون

در جهت وزش باد

یه بوس فرستادم برات

 

 

عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش ، فقط گاهی به یادم باش !

 


بیست و یکی دوستت دارم ! بیست تا واسه بیست بودنت ، یکی واسه تک بودنت !

 


آخونده بالا منبر داد می زده : زمونه خراب شده ، مانتو ها کوتاه ، کمرش تنگ ، سینه ها معلوم ، با-سن چسبون ! یکی داد میزنه : حاجی اومدی اشکمونو در بیاری یا آبمونو !

 


ترکه خیاطی داشته یه مشتری ِ زن میاد میگه : آقا من یه لباس می خوام وقتی خم میشم از جلو سینه ام معلوم باشه از عقب شور-تم . ترکه میگه : خانم ما معمولی می دوزیم خودت هر جا رفتی بگو من جن-ده-ام !!!

 


از شرکت فرش مزاحمتون می شم . اجازه هست دلمو فرش زیر پاتون کنم تا هیچ جا جز دل من پا نزارید ؟


   \/\/
(='o'=)
 (")(")

من پیشی ملوسم ، اومدم تو رو ببوسم .

 


نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز !

 


 عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست

تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

عاشقی مقدور هر عیاش نیست

غم کشیدن صنعت نقاش نیست

 


یک قطره اشک به خاطر تو ، توی دریا می ریزم و تا وقتی که پیداش کنی دوستت دارم .

 


سوزی که برف داره بارون نداره ، دردی که عاشق داره معشوق نداره ...

 


 من به یادت حساب باز می کنم ، شکل ماهت را پس انداز می کنم .

 


پروانه به دنبال شمع میگشت پرش سوخت ، من به دنبال تو گشتم جگرم سوخت !

 


 کوه باش صخره هایت می شوم

اشک باش دیدگانت می شوم

رود باش چشمه سارت می شوم

دوست باش دوست دارت می شوم

 


زنه از شوهرش می پرسه : صبحونه می خوری ؟ مرد : یه بوس بده جای صبحونه !
مرد ظهر برمیگرده خونه .
زن : ناهار می خوری ؟
مرد : سینه - تو بده بخورم جای ناهار
شب مرد میاد خونه می بینه زنش از پله ها میره بالا از نرده سر می خوره پایین !
مرد میگه : چی کار می کنی ؟
زن : دارم شامت رو گرم می کنم !

 


تو می تونی دو میلیون به من قرض بدی ؟ می دونم داری ، کمکم کن به خدا بهت بر میگردونم !
.
.
.
.
.
.
.
التماس یک ترک به یک خودپرداز !

 


وقتی پیام نمیدم خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم

 

تو فکرتم ، به یادتم ، زنده به انتظارتم ، اون جوری که تو فکرتم حس می کنم کنارتم !


پیرزنه از همسایه شون می پرسه : فرق بسیجی با سپاهی چیه ؟ زن همسایه میگه : بسیجی ها از جلو حمله می کنن سپاهی از عقب! پیرزنه میگه : یادش بخیر حاجی هم بسیجی بود هم سپاهی!!!


هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را

هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را


 

توی زندگیت هرگز اخم نکن ، چون ممکنه یه نفر فقط به امید لبخند تو زنده باشه ... مثل من .


 پسره رو داشتن ختنه می کردن ، دختر همسایه شون گریه میکرده میگن : اون ختنه میکنن تو چرا داری گریه می کنی ؟ دختره میگه : دارن برای من تیزش می کنن ؟!


یواش یواش برو پایین یه چیزی بهت بگم :
.
.
.
.
.
.
.
.
تند اومدی نمی گم !


 سالها بود تو را می کردم - - - همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من میدادی - - - درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا من نکنم - - - وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد - - - خنجر خود به گلوگاه نفاه

تو اگر خم نشوی تو نرود - - - قد رعنای تو از این درگاه

 

کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی
تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واله تلخ خیانت هک نبود

آسمون وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم به راهت گل
من
هر کجا هستی و باشی گویم
که خدا پشت و پناهت گل
من

 دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!

آخرین تکه قلبم را به پروانه ای دادم که رنگ پرهایش سوی دیدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامی چیزهای دور و برم پاکتر بود ، حتی آبی تر از حوض آبی کلبه ی تنهایی ام ...

 کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم...

 توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه...

 تا روزی که رفتی می پنداشتم  عشق همه اش شیرینی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت که با آخرین نگاه است که اولین رنج آغاز می شود...

 تو را برای وفای تو  دوست می دارم، و گرنه دلبر پیمانه شکن که فراوان است...

 اگر بوی گلی را دوست نداری لااقل شاخه هایش را نشکن ...

برای شکستن من یه اخم کافیه... نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه... نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه... نیازی به انجامش نیست...

 یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما دیگر یادم رفته است دوست داشتن !

یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم...
ولی هیچوقت فکر اون خنجری که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم!

و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

  هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند.

 نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است
خاطره شعرهایی
را که هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی

 

زن خوب ۳ تا خصلت باید داشته باشه :

الف) نجیب باشه : یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه !

ب) خانه دار باشه : یعنی از خودش خانه داشته باشه !

ج) مثل ماه باشه : یعنی شبا بیاد و صبحها بره خونه باباش !

 

کمینه امداد طی اطلاعیه ای ضمن تشکر از مردم انسان دوست اردبیل

خواست تا لوله های گاز خانه های خود را از صندوق های صدقات دربیاورند!

 

ترکه یه شماره تلفن پیدا می کنه زنگ می زنه بهش میگه :

ببخشید من شماره تونو پیدا کردم آدرس بدین واستون بیارمش !

 

احمدی نزاد در سال ۱۳۹۲ :

من نه شهردار بودم نه استاد دانشگاه ، نه استاندار و نه رئیس جمهور

من اشتباهی بودم ، من شصت چی هستم ، محمود شصت چی !!

 

ترکه به شیطون می گه : چند تا دختر گول بزن من بکنم .

شیطون می گه : من بندگی خدا رو نکردم اونوقت بیام ک س ک ش ی تو رو بکنم !!

 

ترکه با دختر میرن تو اتاق ، دختره میگه : من مال تو رو می خورم تو مال منو

ترکه میگه : نه ، اینجوری دعوامون میشه ، هر کی مال خودشو بخوره !

 

جشنواره زمستانیه فیلمهای مشهد :

الف) جواهری در التیمور

ب) قتل در کال زرکش

ج) حمله چغکها

د) دختری با موهای پتیخ پتیخ

ه) جوادها می آیند!!

 

زنه از شوهرش میرسه : صبحونه می خوری ؟

مرد: یه بوس بده عوض صبحونه !

مرد ظهر برمیگرد خونه . زن میگه : ناهار می خوری ؟

مرد: سینه تو بده بخورم عوض ناهار!

مرد شب میاد خونه میبینه زنش از پله ها میره بالا از نرده سر میخوره پایین !

مرد میگه : چکار می کنی ؟!

زن : دارم شامتو گرم می کنم !!

 

امام جمعه تبریز : چت در صدر اسلام هم بوده ،

اصلا شما تو نماز نیت میکن کانکت می شی !

نماز میخونی با خدا چت می کنی ،

یه هو می گوزی دیسکانکت می شی !!

 

اصفهانیه بچه اش ۲۰ می گیره ، میزنه تو سر بچه اش

میگه : با ۱۰ هم قبول می شدی ،

مجبور بودی این همه خودکار مصرف کنی ؟!!

 

میگن عشق مثل خورشید می مونه

هنوز از طلوعش به حد کافی لذت نبردی که از غروبش دلگیر می شی.

 

اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن .

اگر کسی را دوست نداری خردش نکن .

اگر کسی را گرفتی رهایش نکن .

 

 من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش .

من به عشق تو خوشم ، تو به عشق هر که هستی خوش باش .

 

 لبخند بدون اینکه دهندهش رو فقیر کنه

گیرندشو ثروتمند می کنه .

 

 دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم

تا آخر عمر بدهکار مهربونیاتم ...

 

فردا صبح که بیدار می شی و چشماتو باز می کنی

یادت باشه که شب قبلی یکی به یاد تو چشماشو بسته .

 

ماهی به آب گفت : تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من تو آبم .

اب جواب داد : اما من میتونم اشکهای تو رو ببینم چون تو تو قلبمی .

 

ای عشق مدد کن تا به سامان برسیم

زین مزرعه تشنه به باران برسیم

یا من برسم به یار ، یا یار به من

یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم .

 

زندگ طاس خوب آوردن نیست ،

طاس بد را خوب بازی کردن است .

 

هیچوقت فاصله ها حریف خاطرها ها نمی شن

 

نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز !

 

 

دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم

 

 

خواننده این اس ام اس یه دل پاک داره ، یه قلب مهربون داره و یه دوست خوب که آرزوش سعادت و  موفقیت اونه...

 

 

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کنه و چون خیلی زود عادت می کنه خیلی زود هم فراموش می کنه که خوشبخته ...

زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز
بهاری است که عاشق شده است. می دونی فرق تو با توپ فوتبال چیه !؟
توپ رو باید شوت کنی تا گل بشه ولی تو خودت همین جوری شوت هستی !!!


---------------------------------------
در جهان ما اگر باده نبود . جای ما مردم اواره نبود .

---------------------------------------
یه یارو رفت حج نه نماز می خوند . نه طواف میکرد نه ...
ازش پرسیدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چیز با کاروانه
--------------------------------
انهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند . نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است ...
---------------------------------------
امیدوارم خوشبختی مثل سگ پاچتو بگیره، مثل سوسک از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه کنه و مثل sms پشت سر هم واست بیاد.
---------------------------------------
پاییز از زمستون غمگین تره چون بهار و ندیده، ولی من از پاییز غمگین ترم ،
چون خیلی وقته تو رو ندیدم
----------------------------

یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم.
فروشنده میگه . به نام ... ؟
یارو میگه . اخ اخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا می خواستم .
--------------------------------------
اگه خوابی بیدار شو.
اگه بیداری بشین.
اگه نشستی پاشو .
اگه راه میری بدو .
اگه میدویی یه پشتک بزن.
و خوشحال باش که از طرف من واست اس ام اس اومده.

----------------------------
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت .
--------------------------
اگه دزد بودی اولین چیزی که از من می دزدی چی بود؟؟ برای همه بفرست جوابهای جالبی می گیری ..... ولی اول جواب منو بده باشه؟
---------------------------------------
غضنفر میره بالا درخت چنار . میپرسن چیکار میکنی؟ میگه دارم توت میخورم! میگن الاغ اون درخت چناره. میگه الاغ خودتی، توت تو جیبمه!
------------------------------
میخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنیا... بلکه به زبان قلبم
گوش کن: تالاپ..تولوپ...
-----------------------------
میدونی چقدر دوست دارم؟ به تعداد تارای موی سرت ضرب در تعداد نفسهایی که تا اخره عمرت میکشی به علاوه تعداد ه هرچی ستاره تو اسمونه..
----------------------------
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم
---------------------------
یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه ! اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
-----------------------------
ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند
------------------------------
اگه یه روز دیدی که تموم درخت های کوچه و محلتونو بریدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داری که بهم تکیه کنی
--------------------------
روی سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توی سرت که این چیزا حالیت نمیشه.

-----------------------------
آنگاه که ... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی؛ به خاطر بیاور که... زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.

----------------------------
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم.

----------------------------

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می‌کنند، بر اثر کمبود حوصله طلاق می‌دهند، و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می‌کنند

----------------------------

مورچه عاشق دختر همسایه می شه بعد از یک هفته می فهمه که چایی خشک بوده

----------------------------

روزگارم گله مندی شده است من بگیرم تو بخندی شده است ازدلم یاد نکردی شاید،عشق هم سهمیه بندی شده است

----------------------------

عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» یعنی چه؟ الف) فروش پراید دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحویل ال نود تا پس فردا. ج) تحویل پژو 405 با یک مأمور آتش نشانی در صندوق عقب. د) من مادرم مریضه، کارت سوختتو بده، چند لیتر بنزین بزنم

----------------------------

گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست ردپای اشک هایم را بگیر تابدانی خانه عاشق کجاست تقدیم به چشمی که اشکش منم، تقدیم به اشکی که غمش منم، تقدیم به شمعی که پروانه اش منم، تقدیم به گلزاری که گلش...تویی.وتقدیم به عشقی که عاشقش منم

----------------------------

به یاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تراز فریاد

----------------------------

عشق امانت با ارزشی ست که هر کسی تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای عشقت رو از کسی پس بگیری باید قلبشو بشکونی

----------------------------

به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد . و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

----------------------------

باز هم ثانیه ها اسم تورا جار زدن و دقایق همه امشب به تو تکرار زدن وسکوتی که دراین عقربها میچرخید نکند در دل تو اسم مرا دار زدن

----------------------------

وقتی یک مرد از ازدواج می ترسه, واسه این نیست که از دل بستن به یه زن می ترسه, بلکه دل بریدن از بقیه زنهاست که اونو میترسونه

----------------------------

توی زندون عشق تو اونقدر شلوغ میکنم و زندون رو به هم میزنم که مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبت

----------------------------

میخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولی نامرد ادیسون، برق رو اختراع کرد

----------------------------

نحوه عملکرد حراست دانشگاه : دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید

---------------------------- 

اگه دیدی بچه ای کنار یک روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون کار بچه نیست تبلیغ ایرانسله

----------------------------

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد

----------------------------

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است

----------------------------

اسمان را ستاره زیبا میکند باغچه را گل عشق را محبت بیابان را چمن چشم را اشک و تو را عمل کردن دماغ زیبا میکند

----------------------------

یه ترکه رادیولوژیست می شه یه مریض میاد جواب عکسشو بگیره بهش می گه یه دنده سمت راست قفسه سینتون شکسته که من تو فتو شاپ واستون درستش کردم

----------------------------

شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم ... شب رفت ، شمع سوخت ، من موندم و غم ...

----------------------------

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

----------------------------

عشق با لبخند شروع میشود.با بوسه شکوفا میشود.با گریه رشد میکند.با 110 تمام میشود

----------------------------

از ترکه می پرسن: "ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار یعنی چی؟" میگه یعنی: این دنیا خوبه حسن، ولی آخرت خطرناکه حسن ...

----------------------------

ترکه می گن بابات مرده . میگه نه بابا اصلا امکان نداره . میگن : والله مرده ترکه می گه تا حالا اصلا سابقه نداشته

----------------------------

وفادار تو بودم تا نفس بود دریغا همنشینت خار و خس بود دلم را بازگردان همین جان سوختن بس بود بس بود

----------------------------

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! هیچ خیال نی!!! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

----------------------------

کاش میشد روی قلب سرنوشت،لحظه های با تو بودن را نوشت

----------------------------

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند

----------------------------

عشق کلید شهر قلبهاست به شرط آنکه : قفل دلت هرز نباشه تا با هر کلیدی باز بشه !!!!!

----------------------------

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی، هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی، هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی، برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 

منطق عشق منطق عشق , منطق دلیل و برهان نیست . منطق صغری و کبری نیست . منطق علت و معلول نیست . منطق عاشق و معشوق است . منطق امید و آرزو . منطقی که فقط عشاق به آن استناد میکنند و عقلا به مضحکه بر مجلس عقل . و من بر همان منطق تو را میپرستم و میستایم .

 

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست احتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟

 

میری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست

 

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم... مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

 

در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست

 

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

 

شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست!!!

 

در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد

 

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که ماهشون مال منه

 

منودرگیرخودت کن تا جهانم زیرورو شه تا سکوت هر شب من با هجومت روبه رو شه بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم با خیال توهنوزم مثله هرروزوهمیشه هر شبه حافظه من پر تصویر تو میشه با من غریبگی نکن! با من که درگیر توام

 

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه,دیوار اتاقش پر از عکس میشه ؛اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسش رو به دیوار بزنی

 

من برای سال ها مینویسم ...... سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند....... افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود...... همیشه یکی بود یکی نبود

 

زندگی مانند رانندگی در یک دشت زیباست. سعی کن از لحظاتش بهترین استفاده رو ببری. چون در انتهای جاده تابلویی با این عبارت نصب شده: دور زدن ممنوع

 

زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!" دوریس دی"

 

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره

 

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترین و قشنگترین اشتباه زندگی من هستی

 

چنین گفت زرتشت:...عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

 

لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از این که همان لحظات خوشبختی اند

 

چنین گفت زرتشت اگر کلید قلبی را نداری ......قفلش نکن اگر کسی را دوست داری...خردش نکن اگر دستی را گرفتی..........رهایش نکن مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند

 

به خورشید گفتم خوشگلی، هوا ابری شد. به دریا گفتم زلالی، خشک شد. به کوه گفتم با صلابتی، خرد شد. به تو میگم خوبی؟؟؟ مواظب خودت باش!

اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه ی کسی داشتی، اصلا رو من حساب نکن، چون شونه مثل مسواک یه وسیله شخصیه!

 

توجه: از هموطنانی که بضاعت مالی برای فرستادن SMS را ندارند، تک زنگ نیز پذیرفته می شود.
صندوق حمایت از بیماران اس ام اسی

 

اعلامیه انجمن بیماران اس ام اسی: با فرستادن چند اس ام اس، هر چند کوتاه، جان تازه ای به گوشی ما بدهید

 

تحقیقات نشان داده که فقط 20% مردان عقل دارد
...
...
80% بقیه زن دارند.

 

خیلی دوست دارم بتونم همیشه باهات باشم و ببینمت، ولی حیف که باغ وحش جای من نیست.

90% منگل های دنیا SMS را با انگشت شصت راستشون می خوانند. نه! دیگه دیر شده! انگشتتو بر ندار!

...
...
...
...
...
...
...
من که با تو تعارف ندارم، اگه می خواستم چیزی بگم همون بالا می گفتم!

از حیف نون می پرسند: ذکر روز شنبه چیست؟ میگه: هینگامه هینگامه هینگامه!

ببخشید که این موقع مزاحم شدم، قصد مزاحمت نداشتم، فقط خواستم بگم می دونی شبها که ما می خوابیم آقا پلیسه بیداره؟

هیچ می دونی چقدر گلی...
...
واسه دستهات ضرر داره؟ فقط از مایع ظرفشویی جام استفاده کن!

 چه غمگینانه می پیچد درون کوچه ی قلبم
صدای توکه می گفتی: نون خشکیه...!

امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. برای شادی روحش 3 تا اس ام اس بلند بفرست!

نمی دونم کی اون روز میاد که...
...
...
...
...
تو بفهمی این پایین هیچ خبری نیست!


می خوام ببوسمت
...
چشماتو ببند
...
1
...
2
...
3
...
چون چشماتو نبستی از بوس خبری نیست!

عشق جزیره ایست در آبهای دوردست.
خوشگل! SMS نخون، پارو بزن!

() ()
( Ö )
(( ))
موش

,,,,_
o(. .)o
(--);;
میمون

<)."".(>
(oo)__
خوک و حتی

><((((;>
ماهی

دلشون برات تنگ شده و می خوان برگردی به باغ وحش!

 

متلک خودروی سواری به نیسان وانت:
سهمیه تو بخورم جیگر!

 امروز روز جهانی قشنگترین دختر دنیاست... که به تو هیچ ربطی نداره!

شاهکار ادبیات: ‎شب بود وخورشید به روشنی می درخشید، پیرمردی جوان، یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش شب قدم زنان نشسته بود!

 بزرگترین مشغله فکری کودکان اینه که چرا داداش کایکو دستمال قدرتش رو تو جیب خودش نمی ذاشت؟!

 اگه دیدی بچه ای کنار یک روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده...
بدون کار بچه نیست، تبلیغ ایرانسله!

خدا خیرت بده، شنیدم می ری بهزیستی برای اونایی که انگشت ندارن دست تو دماغشون می کنی!

.
.
.
.
.
.
بابا! شاید یکی این پایین شلوار پاش نباشه! همین جوری میای پایین که چی؟

خدای من! خدای خوب ومهربان! من و گوشی کوچکم دوست داریم اس ام اس فراوان از دوستان دریافت کنیم ودعا کنیم همه ما ایرانسلی ها دست در دست هم دهیم و اس ام اس های خودمان را به صندوق ورودی یکدیگر هدیه کنیم. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم بنیاد امور بیماری های اس ام اسی

##################

##################
.
.
.
.
اون نرده ها رو زدن تا گوسفندا نیان این طرف، نو چرا این پایینی؟

عاشق آن نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند، عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلط ها نکنه!

فقط تنبل‌ها معتقدند کاری را که می‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد!

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم، خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم: اون گل چنده؟ گفت: اون گل نیست... آینه است!

لاک پشت ها هم عاشق می شن، ولی تحمل درد عشق براشون راحت تره. چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه.

کو و و و و
و و و و و
و و و و و
و و و و و
چولو سر کاری!

.
.
.
.
.
.
.
اِوا... دنبالم نیا! من نامزد دارم!

اختفوا یا ایها الذین لا یتمسمسون. (تف بر شما ای کسانی که اس ام اس نمی دهید)

 یه روز یه رشتیه █████████████████████
مشترک گرامی! دسترسی به این جوک امکان پذیر نمی باشد!

دعای جدید: خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما!

=___ =
(.)__(.)
_
(0o)
(------)
هی بهت گفتم دست تو دماغت نکن. گوش نکردی... اینم نتیجش!

؟
؟
؟
؟
؟
؟
دیدم بی کاری، اینا رو دادم براشون سوال پیدا کنی!

یه پسر و دختر با هم می رن تو زیرزمین
...
...
...
...
...
تو کجا می ری فضول؟

 از برنارد شاو پرسیدند از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت از وقتی که به یک خانم چشمک زدم بعد آن خانم از من پرسید: آشغالی رفته تو چشمتون؟

حتی اگه خدا رو در رو ما رو به راه راست هدایت کنه، ما عوضی می ریم. چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما!

==========
I____.-""-._.__ I
I___( '...' )____I
I_'=(,,)=(,,)='_I
کنار پنجره منتظر SMS تو نشستم. اگه جواب ندی خودمو از طبقه همکف پرت می کنم پایین!

 بی‌خاصیت
...
نفهم
...
انگل
...
بدترکیب
...
سوسک
...
مثل اینکه بهت فحش می دم لذت می‌بری و صفا می کنی که هی میای پایین!


فاصله تابش خودت رو با دیگران تنظیم کن
خداوند
خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند . . .


وقتی قلبت شکست
خورده هاشو یه گوشه نگه دار
درسته که هیچ وقت مثل اولش نمی شه
اما شاید بتونی تکه های گم شده ی یه قلب دیگه باشی . . .


هر وقت گلی رو بو کردی هرگز اون رو نگاهش نکن
چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره
شوق دوباره دیدنت اون رو پرپر می کنه . . .


رمز موفقیت ۲ کلمه است:
تصمیم درست
رمز گرفتن تصمیم دست ۱ کلمه است :
تجربه
رمز کسب تجربه ۲ کلمه است :
تصمیم نادرست


2 چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره
1.دوست های خوب
2.روز های خوب
یه چیز هم هیچ وقت از دل آدم نمیره
روزهای خوبی که با دوست های خوب گذشت . . .

عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم و از خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این 3حرف بود
تورا دیدم ، پسندیدم ، گسستم


روز اول شوخی شوخی جدی شد
شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود
جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو . . .


لاک پشت ها هم عاشق میشن
و تحمل درد عشق براشون اسونه
چون عشقشون آروم ترکشون می کنه


آن درد کدام است که درمان شدی نیست
آن لطمه کدام است که جبران شدنی نیست
بدخواه وطن بهر تو خیرخواه نگردد
این گرگ همان است که چوپان شدنی نیست

 
هر کس یه روزی میاد و یه روزی میره
یکی با دلش میره یکی با پاهاش
ولی مواظب باش کسی با پای خودش از دلت روی نره


زندگی یه پل قدیمیه
به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه
به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره

 
نمی خواهم گل که گل بی اعتبار است
تمامم عمر گل فصل بهار است
تو را می خواهم از همه گل های عالم
که عطر تو همیشه ماندگار است

 
زندگی آب روان است روان می گذرد
آنچه تقدیر من و توست همان می گذرد . . .

 
روزگاریست که من طالب دیدار توام
فکر من باش که اینگونه گرفتار توام

 
وقتی وارد توفان های زندگی میشیم میپرسیم خدا کجاست؟
میخوام بگم که او کجاست
او در پس پرده در حال تهیه ی یک رنگین کمان است

 
ای دوست به جز عشق تو در سر من من هوسی نیست
جز نقش تو در صفحه ی دل نقش کسی نیست

 
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت
تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شده ای . . .

 
هر وقت دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره
هر وقت نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه
وقتی دلت خواست از غصه بشکنی به یاد بیار کسی رو که توی دات یه کلبه ساخته 

 
آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد ، آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد . گویند که عشق هدیه پاک خداست ، این هدیه هزار بار تقدیم تو باد .

 
آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت احساس میکنی ، به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستاره هاست

 
هر روز ما دریافتی های موبایلمون رو باز میکنیم و پیامهایی رو که دوستانمو برامون فرستادن میخونیم ، اما چند بار قرآن رو باز میکنیم تا پیامهایی رو که خدا فرستاده بخونیم ؟

مهم این نیست که :
 کی باشیم ، کجا باشیم ، چرا باشیم ،چطور باشیم !
مهم اینه که :
با هم باشیم ، به یاد هم باشیم ، برای هم باشیم . . .

فتوای جدید مراجع: به دلیل سرمای بی سابقه و کمبود گاز ، هر آغوش گرمی حلال است !


زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است...


به ترکه میگن چرا ریش نداری میگه به مامانم رفتم!


ترکه میره ماشینشو بیمه کنه، آقاهه بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه‌تون استفاده نکنید، ترکه هم میگه ایشالا تو هم از این پوله خیر نبینی!


عزیز دلم اگه تموم دنیا جمع بشن و بخوان تو رو از من بگیرن میگم : چرا زحمت کشیدین خودم می اوردمش!!!


شعر یک ترک برای دوست دخترش :

صبح که در پنچره مون وا میشه
عصر که در پنجره مون وا میشه
شب که در پنجره مون وا میشه
وای که چه قدر پنجره مون وا میشه


بوس
.
.
.
.
.
.
.
اس ام اسی نداشتم ، چون که دوستت می داشتم ، یه بوس برات گذاشتم .


این اس ام اس جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است ، بعد از خواندن الکی بخند !!


ترکه پنج شنبه میره داروخونه نوار بهداشتی بخره ، فروشنده یه منچ هم بهش میده میگه : شب جمعه ات که ریده شد توش ، حداقل بشین منچ بازی کن !!


عزیزم

خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی

خیلی دلم درد می کنه !


خداوند دید زن گرسنه است نان را آفرید ، دید تشنه است آب را آفرید ، دید در تاریکی است نور را آفرید، دید هیچ مشکل دیگه ای نداره مرد را آفرید !!!


شرکت گاز از مشترکین تلفن همراه درخواست کرد از فرستادن اس ام اس های خنک جداْ خودداری کنند تا در مصرف گاز صرفه جویی شود !


 

ترکه توی جبهه بی سیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیایید ببرید ! میگن : چرا خودت نمیاری؟ میگه : نه شما بیایید اینا نمیزارن که من بیام !


شماره حساب دلم رو میدم تا هرچی غم داری بریزی توی حسابم !


 

ما آدمها بیشترین پولها رو واسه خرید لباس می دیم ، ولی بیشترین لذت رو بدون لباس می بریم !


اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه ی کسی داشتی ، اصلاْ رو شونه ی من حساب نکن چون شونه هم مثل مسواک یه چیز شخصیه !!!


طرح قهوه ای ایرانسل :با شرکت در این طرح و پرداخت ۱۰۰ هزار تومان ، هر گهی که می خواهید بخورید !!


میدونی فرق تو با موهات چیه ؟
.
.
.
.
.
.
اونا رو میشه اصلاح کرد ولی تو رو هرگز ...

 

ایرانسل : مشترک گرامی موجودی حساب شما رو به پایان نیست ، ولی خفمون کردی ، چه قدر اس ام اس میدی ؟! چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم ؟


میدونی هر بار که پلک میزنی من نفس می کشم ؟ پس به کسی خیره نشو چون من خفه میشم!


هواشناسی اعلام کرد برف زود هنگام باعث یخ زدن گل های یاس شده ، اس ام اس دادم ببینم گل من حالش چه طوره ؟

 


 
 احمدی نژاد گفته با برنامه ریزی های انجام شده انشاالله همه ایرانیان به زودی تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرند


جبرئیل میره بهشت می بینه همه بچه ها دارن در میرن ، میگه چرا در میرید ، میگن شهدای قزوین رو آوردن



/\-/\
(=^+^=)
(\--/)
 ببخشید پیشی من پریده تو موبایل شما !! آخه تا بحال جیگری مثل تو رو ندیده


به اشتیاق اولین دانه ی برف.....
به تحمل آخرین برگ پاییز.....
به گرمای تن خورشید....
به زیبایی آسمان....
.
.
قسم میخورم که سرکاری...!!!!


 
چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزینه ام زیاد نشه


 
777  سه تا ۷ داره
زمستونا خیابونا برف داره
صابون که به دست بمالی کف داره
ایرانو اینجوری نبین نفت داره
نونوایی محلمون صف داره
آهنگای قدیمی توش دف داره



ای اس ام اس برو پیش اونی که بهش فکر می کنم یکی بزن تو سرش برگرد بیا با هم بخندیم


راه نجات از تاریکی چشمانم تویی
 دوستت دارم ای عینکم


 
از خدا میخوام موانع رو از سر راهت برداره...
.
.
.
.
.
.
آخه خر نمیتونه مثله اسب از روی موانع بپره...


حیف تو که تو ی این مملکت موندی
هیچ کس قَدرت رو نمی دونه
اگه بری هند اونجا می پرستنت


اگه یه غورباقه با یه جوجه عروسی کنن بچشون چی میشه؟ ....................یه ذره فکر کن...............متاسفم اونا بچه دار نمیشن براشون دعا کن!



اگه نمیذاری بوست کنم اگه نمیذاری نازت کنم اگه نمیذاری بغلت کنم پس فقط بذار جیگرتو بخورم چون من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم..........


ترکها برای همدردی با مناطق بدون گاز کشورنه تنها بخاریها را خاموش کردندبلکه کولرها را هم روشن کردند

 



3 ستاره دوست دارم
1ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه
1ستاره پر امید واسه هر کس که تو را دید
1ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیا

 

 


برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

 

 

این رو من نباید بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری اونم اینه که :
.
.
.
.
.
نمیشه دوستت نداشت !

 

 

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.
زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!

 

از ترکه می پرسن واحد کمتر از مثقال چیه؟ میگه چس مثقال!

 

اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!

 

ترکه از صدای جیرجیرک خوابش نمی برده، جیرجیرکه رو روغنکاری می کنه!

 

روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش. اون موقع من کلاس اول بودم. حالا شوهر دارم!


از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون!

 

ترکه در خونش رو رنگ می کنه، بجه هاش گم می شن!

 

طرف عروسی میکنه، هفته بعد دست خانوم رو میگیره میبره دکتر ، میگه: اقای دکتر ما بچه دار نمیشیم!! دکتره میپرسه: چند وقته ازدواج کردین؟ طرف میگه: یک هفته است!! دکتره شاکی میشه، میگه: داداش من، این زنه ، مایکرووِیو که نیست

 

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

یه رشتی تو ژاپن کار میکرده زنگ میزنه خونه و میگه مامان وضع مالیم خوب شده واسم زن بگیرین اسم پسرم را هم بزارین علی

سلام، یه سری آپارتمان رو دارن پیش‌فروش می‌کنن، شرایط پرداخت خوبی داره، شاید به دردت بخوره: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تا آخر این ماه 3 میلیون جلو باید بدی، 18 میلیون وام بانکی داره، بقیه‌اش رو هم ماه به ماه از عق

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

 

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد وکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود..

 

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند

 

من برای سال ها مینویسم ...... سال ها بعد که چشمان تو عاشق میشوند....... افسوس که قصه ی مادربزرگ درست بود...... همیشه یکی بود یکی نبود

 

امشب دیگر سکوت را بشکن٬ یگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای تو خالی است

 

یه روز مدیر مهد کودک به یکی از بچه ها میگه: تو مامان داری؟ میگه نه! میگه بابا داری؟ میگه نه! مرده میگه پس چی داری؟ میگه جیش دارم؟

 

کاش می شد سه چیز را از کودکان یاد بگیریم: بی دلیل شاد بودن و پای کوبیدن* همیشه سرگرم کار بودن و بیهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فریاد زدن

 

الان مدتیه گیر کردم بین این دو ضرب المثل، دارم هنگ میکنم: بالاخره «جواب ابلهان خاموشی است» یا «سکوت علامت رضاست»؟؟؟؟

 

توی دنیا دو تا نابینا می‌شناسم، یکی تو که هیچ موقع عشقم رو ندیدی، یکی من که کسی رو جز تو ندیدم

 

خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست: دوستت دارم

 

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

 

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست

 

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است

 

به نیوتن گفتندبرای چی از افتادن سیب تعجب کردی نیوتن برای اینکه من زیر درخت گلابی نشسته بودم

 

یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست

 

قلب، جاده ای است که تنها مسافر آن باید خدا باشد؛ قلبی که با غیر خدا آشناست، کوچه ای بن بست است

 

دوست دارم یه سنگ بردارم و روی اون بنویسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توی سرت تا بفهمی که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

 

ترکه میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن

فرش بر رونق بازار حسین می نازد

عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد

ابر بر اشک عزادار حسین می نازد

قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد

کربلا هم به علمدار حسین می نازد

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضا ندارد

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید، با نام حسین یادی از آب کنید، خواهید که سر بلند و جاوید شوید، تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

 

علی یک دسته گل از یاس آورد

ز طوبی شاخه ی احساس آورد

میان باغی از گل های زهرا

خوشا ام البنین عباس آورد

 

یک ترک چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند!

 

اگر در یک موسسه سطح بالا یک ترک ببینید به او چه می گویید؟ یک بازدید کننده!

 

به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف

 

ترکه چهار تا قالب صابون می‌خوره که به مرز خود کفایی ( خود کف آیی ) برسه!

 

به یه ترکه میگن ،میدونی چرا آذربایجان شرقی و غربی رو از هم جدا کردن ؟میگه لابد میخواستن خر تو خر نشه!

 

 یه ترکه نوشابه گازدار می‌خوره گازشو می‌گیره میره شمال!

 

یارو داشته با بچش بازی میکرده، ‌هی بچه رو پرت میکرده بالا، تو هوا می گرفتدش. یه بار بچه رو خیلی میندازه بالا ، بچه میفته تو خونه ترکه. ترکه هم بچه رو میاره میگه : ایندفعه آوردم، ولی اگه دفعه دیگه بندازی پارش میکنم!

 

حلول ماه شوال و عید سعید قربان بر تمامی روزه داران مبارک باد ( رصد خانه ی اردبیل )

 

میدونی فرق دیازپام با چشات چیه اینکه دیازپام آرومم میکنه اما چشات داغونم میکنه

 

دوصت دارم با ص صابونی تا همه تو کفش بمونن

 

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دستو پا می زنه فکر نکن که زدنش............. داره به قیافه ی تو می خنده

 

بچه: بابا من کی آونقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟ بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده

 

 تو این دنیا هر کسی یه نیمه گمشده داره که فقط لایق همونه پس سعی نکن در ساختن پازل زندگیت تقلب کنی

 

اگه دیدی بغض کردی ولی دلیل گریه کردن پیدا نمی کنی.. اگه دنبال جایی می گشتی که داد بزنی بدون دل خدا برات تنگ شده می خواد صداش کنی........

 

تو چرا روز به روز چاق تر میشی؟… میدونی از کجا فهمیدم؟ آخه هر روز جای بی شتری توی قلبم باز میکنی

 

دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یادتو بود، (آیا)حق من اعدام بود؟؟؟

 

بی وفایی کن وفایت می کنند  

با وفا باشی جفایت می کنند

مهربانی گرچه آیینی خوش است 

مهربان باشی رهایت می کنند

 

قطعه‌ای از شاهکار ادبی یک ترک : شب بود و خورشید به روشنی می‌درخشید، پیرمردی جوان، یکه و تنها با خانواده‌اش در سکوت گوش‌خراش خیابان قدم‌زنان ایستاده بود

 

از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد (  پل سارتر )

 

 این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند. ( وین دایر )

 

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام. ( ناپلئون )

 

هرگز زمانت را با کسی که آماده نیست زمانش را با تو بگذراند، نگذران. ( مارکز )

 

چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی مانند من رفتار کن. ( کانت )

 

خوشبختی شکاف این بدبختی است تا بدبختی دیگر ( چارلی چاپلین‌ )

 

 اگه قرار باشه بین موندن در کنار تو و رفتن به بهشت یکی رو انتخاب کنم تو رو انتخاب میکنم چون بی تو بهشت برین زندان من است
 

 چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس ... هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟

 

جواب سلام را با علیک بده جواب تشکر را با تواضع جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت جواب ترس را با جرأت جواب دروغ را با راستی جواب دشمنی را با دوستی جواب زشتی را به زیبایی جواب توهم را به روشنی جواب خشم را با صبوری جواب سرد را به گرمی جواب نامردی را با مردانگی جواب همدلی را با رازداری

 

بچه پولداره شب ماشین بابا رو ور میداره بدون گواهینامه میزنه بیرون. تو راه یه افسر ترک جلوش رو میگیره، میگه: کارت ماشین، گواهینامه. پسره میترسه، ور میداره یه ۵هزاری میذاره کف دست یارو. ترکه تو تاریکی نگاه میکنه به هزاری، یه دفعه زرد میکنه، خبردار وامیسه، میگه: ببخشید آقای خمینی، تو تاریکی نشناختمتون

 

نازم ! جیگرم ! عسلم ! شیرینم ! خوشگلم ! با نمکم ! تازه با حال هم هستم

 

دنیا این جوریه دیگه اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست

 

تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:21 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

اس ام اس دل شکسته ...

 

هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . . 

 

 

 

 

 


خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم ، هرچه هستی گذرا نیست

هوایت ، بویت ... فقط آهسته بگو  . . . با دلم می مانی . . .

 


دوستان عاشق شدن کار دل است
 دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است

تا توانی با رفیقان همرنگ باش
 یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش . . .

 

 


فکرمیکردی خدانیست بالایسربارسفربستی ورفتی بی خبر چشم منویه عمرگذاشتی پشت درنمیشدکناربیای با عشق من بی دردسر؟

 

شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی

 

نامه ای بر اب و باد
وای که چقدر سر انگشت خسته بر بخار شیشه این پنجره ها کشیدم و..... تو نیامدی
نیامدی تا ببینی بی توچه تنهایم
نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند
نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین معشوقه ی دنیا
هستی
تا یادت نیاید روزگاری که تمام دنیایم بودی

 

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او وجز با او نمی خواهی

 


دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

 

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من میروی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

  تلخی برخوردهای سرد را 

 

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد ، پس چرا من

به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . ؟

 

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم . . .


باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

 تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست . . .

 


دلمو شکستی اما تو اشتباه کردی

قسم به اون خدامون خیلی گناه کردی




اس ام اس عاشقانه برای کسی که دلتو شکسته سری۵

اس ام اس برای کسی که داتو شکسته

 

برنگرد،

 که بر نمی گردی تو هیچوقت

 نمی خواهمم داشته باشمت،نترس

 فقط بیا

 در خزان خواسته هام

   کمی قدم بزن

    تا ببینمت

 دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد

پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!





تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست

من بر قلب سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود

 






اس ام اس برای کسی که دلت رو شکسته

تو بگو وقتی خواب بودم چه کسی مداد رنگیشُ برداشت و فاصله ها رو پٌررنگ کرد ؟؟


 نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد

 


از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت

آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد

حتی حق آنکه دیگر دوستمان  نداشته باشد

نمی توان از او رنجشی به دل گرفت

بلکه باید تنها از خود رنجید

که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند ...

و این خود دردی کشنده است ...


زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم


اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد


خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟


خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه


 

یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . .  این یادت نره . . .


یک نصیحت: مواظب خودت باش! یک خواهش: اصلاً عوض نشو! یک آرزو: فراموشم نکن! یک دروغ: تورو دوست ‏ندارم!!، یک حقیقت: دلم برات تنگ شده


 

زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ...


شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!


 چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است


یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست


بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

                                                                باشد که نباشیم و بدانند که بودیم


دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است


 

 

دلم می خواست بهانه‌ای باشی برای فراموش کردن همه چیز...

اما حالا دلم می‌خواهد بهانه‌ای باشد برای فراموش کردن" تو" !...


ذهن را درگیر با عشقی خیالی کرد و رفت
جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت
چون رمیدن های آهو ناز کردن های او
چشم و دستان مرا حالی به حالی کرد و رفت


یاران به خدا که بی وفایی مکنید

با عاشق دلخسته جدایی مکنید

یا آن که وفا می کنید تا آخر

یا آنکه از اول آشنایی نکنید


 

  اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی

بدوون اینو که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت  


 ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی

                         دعوت ما بوده ای  ,  مهمان  مردم  می شوی   


                   

نفرین به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو..........


در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
کاش یارب نیافتد به کسی کار کسی


 

گه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون

که تموم فکر من پیش تو بود

مثه تو تو  زندگیم هیشکی نبود...............


 

 

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این منزل ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد


هی فلانی
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که زندگی را
جز برای او وجز با او نمی خواهی !


من یه فنجون چای داغ و به تو ترجیح میدم چون اون فقط زبونم میسوزونه و تو دلمو


وفای شمع را نازم که بعد از سوختن 

به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان که بعد از رفتن  همدم  

گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد


 

 

به اولین شخصی که گفتم دوست دارم تو بودی ولی انقدر دل شکستن برات راحت که دل ما رو هم شکستی مشکلی نداره انقدر دل ما شکسته که دیگه ضد ضربه شده


 

 

زهی نوش لب لعلت حیات جاودان من

به دندان می گزی لب را چه می خواهی ز جان من


 

شاهزده کوچلو چی می خوای

روی زمین جای تو نیست

اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست

آفتاب غروبی نداریم

روزهای خوبی نداریم

واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود

یه وقت مثه ماها نشی

خسته ،کلافه ،نیمه جون

تو حسرت یه تیکه ابر

دیدن یه رنگین کمون

اینجا دیگه نشونه ای از گل سرخ و لاله نیست

کنار ماه دودیمون نشونه هاله نیست

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود

تو شبا جای ستاره سکه شماری می کنیم

با گل های پلاستیکی عصرو بهاری می کنیم

کی گفته اینجا بمونی؟

پاشو برو به آسمون

همون جا پیش گل سرخ

تو خونه خودت بمون

شاهزده کوچلو چی می خوای

روی زمین جای تو نیست

اینجا امیدی به سحر برای فردای تو نیست

آفتاب غروبی نداریم

روزهای خوبی نداریم

واسه سفر به ناکجا یه اسب چوبی نداریم

شاهزده کوچلو اون بالا

به غم و آب و نون نبود

خونه بدوشی شب و روز بهانه جنون نبود


سکوتم را به باران هدیه کردم

تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت

به هر خاکی رسیدم گریه کردم


خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟

بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی


ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که  شکسته تش رو  نبره


درسته که یه روزی فراموش می کنی و یه روز دیگه فراموش می شی ولی اینو بدون

فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند

 


چه سخته آدم دوباره به دیواری تکیه بده که 1بار آوارش روش ریخته


برو برو منم بیزارم از تو

                                      خیالم هس که دست وردارم از تو

خیالت هس که مو یاری ندارم

                                       گلِِِی دارم که بویِش بهتـر از تـو


 

غریبی رفتم و از تو گذشتم

                                          دو چشم سیل میبارید بستم

دلی که صبح و شو یاد تو می کرد

                                          خدا صبری به دلدادم نشست


دیگه بهت نمیگم برو به جهنم.  آخه  مگه جهنمیا چه گناهی کردن که باید عوضی مثل تو رو تحمل کنن


 

کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود

واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود


 

تا عمر دارم این دل شکسته  رو تحمل میکنم و با خودم همه جا می برم  تا شاید یه بند زن پیدا بشه بتونه مثل قبل درستش کنه تا شاید دوباره عاشق بشه


دل ما که شکست  کسی صدایش نشنید اری دل مرد بی صدا می شکند

 

حالا که بشکن بشکه

امیدوارم یکی هم ماله تورو بشکنه


با از دست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی!

تو همه چیز منی


 

هر وقت دل کسی رو شکستی 1 میخ بزن تو دیوار  هر وقت که دلشو به دست اوردی اون میخ رو از دیوار در بیار ولی جای اون میخ همیشه رو دیوار میمونه


 

حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات
باشد، قبول...لااقل این نکته را بدان:

آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم
در سینه می تپید،
            دلم بود...
                نا مهربان..


ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید    

 میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید


 

به نامردی نامردان قسم خوردم

که نامردی کنم در حق نامردان


 

الهی یکی پبدابشه رو دلت پا بزاره 

هرچی که با من میکنی  یه روز به روزت بیاره

 


دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است

شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است


دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!


من آهنگ غریب روزگارم. غمی بی انتها در سینه دارم. تمام هستی ام یک قلب پاکست. که آن را زیر پایت می گذارم.


زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یک بار است ... جدایی دشوار است ... ولی یاد تو تکرار است ... !


 

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد


روز اول خیلی اتفاقی دیدمت...
روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد
...
هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم
...
ماه بعد شانسی به دلم نشستی

و
حالا سالهاست یواشکی دوست دارم


تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:18 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 1 نظر

sms

اس ام اس لوتی

زغال قلیونتم بکش تا خاکستر شم.

آب دماغتیم…آنتی هیستامین بخور ، فنا شیم

باد معدتیم فشار بیار هوا شیم






صفای اشک آهم داده این عشق

دل دور از گنا هم داده این عشق

دو چشمونت یه شب آتش به جون زد

خیال کردم پناهم داده این عشق

چون غنچه ء گل قرا به پرداز شود

نرگس به هواى مى قدح ساز شود

فارغ دل آن کسى که ماند حباب

هم در سر میخانه سر انداز شود

تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:57 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

اس ام اس جدید

اس ام اس های عید قربان88

اس ام اس عید قربانsms-jok.ir

 

می دونی؟
میگن گوسفندا همشون آنفولانزای خوکی گرفتن تو رو خدا تو نگیری ها
من یکی رو تو حساب کردم. عید قربان مارو جلو در و همسایه ضایع نکن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
 www.sms-jok.ir  
تو را اینجاست اسماعیل در جان
که خواهد کردش ابراهیم قربان . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
همچو ابراهیم دیدم شکل قربانی به خواب شکر الله بی عوض مقبول شد قربان من

پیامک های تسلیت به مناسبت شهادت جانسوز امام محمد تقی علیه السلام

شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.

 

سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود
کسى به وادى غم، یاور امام جواد

 

 

می دونی؟
میگن گوسفندا همشون آنفولانزای خوکی گرفتن تو رو خدا تو نگیری ها
من یکی رو تو حساب کردم. عید قربان مارو جلو در و همسایه ضایع نکن

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://sms-jok.ir/


  گندم برشته چیست ؟ غذای مشترک جوجه و لر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

http://sms-jok.ir/


 
 غضنفرمیخواسته خودکشی کنه  میگن چرا؟میگه هر چی اس ام اس میدم  طرف جوابمو نمیده ازش میپرسن عشقت کیه؟ میگه مریم حیدر زاده
 

ok.ir//

 
بهم نگی ندید بدید ...... نگی منو دیدو پرید

بمونه بیت خودمون ......  دیوونتم خیلی شدید

نگرانتم حالت خوبه؟؟؟ جاییت نشکسته؟ مطمئنی که خوبی؟؟ آخه از ارتفاع به این بلندی سقوط کردی.
.
.
.

...  از آسمون یه راست افتادی تو قلب من 

 

اس ام اس های عاشقانه زیبا و جذاب و جدید امروز

 

در عشق حد اقل قطره ای جنون هست

و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . .

 

در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟

از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . .

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم

 

یه عالمه شعر و متن عاشقانه برای اونا که عاشقن همرا با عکس عاشقانه

 

 

شعر و متن عاشقانه sms-jok.ir

 

من تن نتهایی باغ

     بعد یک خواب زمستانی می اندیشم!

     و به گل های فرخفته به دامان سکوت

     من به یک کوچه ی گیج

     گیج از عطر اقاقی ها می اندیشم

     و بر یک زمزمه ی عابر مست

     که ز تنهایی خود نا شاد است

     من به دلتنگی شبهای ملول

     و تهی مانده خود از شادی

     ذهنم از خاطرها سرشار

     و فرو آمدن معجزه در هستی من

     مثل خوشبختی من...دورترین حادثه است...

     من به خوشبختی ماهی ها می اندیشم

     که در آن وسعت آبی با هم .....باز هم همراهند!

     من به یک خانه می اندیشم...یک خانه ی دور

     که در آن فانوسی می سوزد!

     و در آن جای تو مانده است تهی...

     و به گل های فراموشی آن گلدان می اندیشم!

     که ز بی آبی پژمرده شدند

     من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ...

     و به یک معجزه می اندیشم....

 

 

SMS

 

قبر واقعی آدم در خاک نیست ، بلکه در قلب کسی است که فراموشت نمیکند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نمیدونم چون عزیزی دوستت دارم یا چون دوستت دارم عزیزی !؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

در میان بغض کوچه ها من همان تنها ترینم / گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی

 

یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد معشوق است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . . .

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تو در انجا ، من اینجا بی قرارم / دل صبری تو داری من ندارم

 

به قربون دل صبرت بگردم / به دیدار شریفت انتظارم . . .

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی / لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی . . .

 

تک کل واشده ای گفت صبا را عشق است / بلبل آمد به میان گفت صدا را عشق است

 

گل و بلبل بنشسته به کنار / سنبل آمد بی میان گفت  وفا را عشق است . . .

 

غرق ترانه میشوم از نگاه گاه گاه تو / کاش خانه ای بنا کنم در حوالی نگاه تو . . .

گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر / چون ماه شبی میکنم از پنجره سر

 

اندوه که خورشید شدی تنگ غروب / افسوس که مهتاب شدی وقت سحر . . .

یادت باشه یادتو به یادم میمونه / یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه  . . .

 

مهم این نیست که در عشق شکست بخوری ، مهم این است که در عشقی

 

که به خدا داری شکست نخوری . . .

همین امروز دوستم بدار ، شاید فردائی نباشد . . .دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست / نصفش رخ عاشق است ، نصفش رخ دوست . . .

باز آمدنم به خدمتت دیر نشد / اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد

 

یک موی تو را به عالمی نفروشم / تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد . . .

من کویر خسته ام نوئی نم نم بارون / دلم برات تنگ شده کجائی ای مهربون . . .

 

در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت

 

تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .

من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم

 

عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست / اشتیاقی است که هر لحظه و هر ساعت دارم

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی  مرا هرگز مبر از یاد . . .

می نالم از جدائی ، ای نازنین کجائی / سوزم ز هجرت ای بهترین کجائی

 

در باغ آرزوها دیگر گلی نمانده / در حسرت گل هستم ای باغبان کجائی . . .

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه زیبائی گاه پر از دلتنگی است

 

گرچه میدانم نمی آیی ولی هر دم ز شوقت / سمت در می آیم و هر سو نگاهی میکنم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منو ببخش که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو

منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو ، دست عشق دیگرونو

لایق عشق بزرگ تو نبودم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است / دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است

 

عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امید ، اشکی پر از شوق است که با لبخندی عمیق جاری است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دست من گیر که این دست همان است که من / بارها در غم هجران تو بر سر زده ام . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دلا تا کی اسیر یاد یاری ، ز هجر یار تا کی داغداری

 

بگو تا کی ز شوق روی لیلی ، چو مجنون پریشان روزگاری . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگرچه قلبم برای بودن کوچک است / اما برای همیشه مهمان این خانه کوچک باش . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

جانم ز فراق ، رنج بسیار کشید / با رفتن تو همیشه آزار کشید

 

ما همسفر راه درازی بودیم / بین من و تو زمانه دیوار کشید  . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم

 

آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم

ولی پس دادی نگامو زیر رگبار غرورت

من فقط یه کم شکستم ، خوب نگام کنی همونم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

برای تو که هیچ وقت یاد نگرفتی بد باشی ، یه دنیا خوبی آرزو میکنم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دل رو زدم به دریا زدم برات پیامی / فقط برای اینکه نگی که بی مرامی !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری  پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری

 

گفتی نمی خواهی ببارم عشق ، اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری  . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دریاچه دل پاک و نجیبی دارد / بنگر که چه حالت غریبی دارد

 

آن موج که سر به صخره ها میکوبد / با من چه شباهت عجیبی دارد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دوست داشته باش و زندگی کن ، زمان همیشه از آن تو نیست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی  ، خواهی دانست که چقدر دوستت دارم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

گناه من گناه بی گناهیست / تمام هستی ام غرق سیاهیست

 

به هر کس دل دادم بی وفا شد / چو پابندش شدم از من جدا شد . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر رهگذری محرم اسرار نگردد / صحرای نمکزار چمن زار نگردد

 

هر جا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست / هر بی سر و پا یار وفادار نگردد . . .

 

س ام اس مخصوص روز رادیو لوژی
امیدوارم تیوب خوشبختی سانترش همیشه روی قلبت باشه و با شرایط بالا اکسپوز بشه....روز رادیولوژی مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 سلام یه خبر خوش:خوشا به سعادتت اسمت واسه حج فوری در اومده.

 

.

.

 

زودتر به دفتر تهیه و ارسال چارپایان واسه ذبح عید قربان مراجعه کن

التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست مثل یه بالشته:
اگه ناراحتی روش گریه کن، توخستگی هات بهش تکیه کن، موقع خوشحالی محکم بغلش کن، موقع بیماری سرت رو بذار روش.
بالشتتم رفیق!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهم نیست که این اس ام اس رو می خونی یا نه
مهم نیست که جواب میدی یا نه
مهم نیست که برات مهمم یا نه
مهم نیست که دوستم داری یا نه
مهم اینه که تو مهمی...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز روز با معرفت ترین ادم  دنیاست هر کی یاد ما کرد روزش مبارک

 

تر*که تو جبهه تیر می خوره به ل*ره میگه حلالم کن لره سرشو می بره

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زیبائی شما را به لوازم آرایشتان تبریک میگوئیم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این اس ام اس نیست

.

.

یه بهونست ت ت

.

می خواد بهت بگه که

.

هنوز هم کسی هست که سرکارت بزاره .

 

اس ام اس های فلسفی و عرفانی بسیار زیبا و جملات قصار

 

 

 اس ام اس فلسفی sms-jok.ir

اس ام اس فلسفی جدید ، اس ام اس مذهبی جدید ، مسیج جدید در ، اس ام اس با معنی داغ ، اس ام اس مفهومی جدید ، اس ام اس فلسفی مهر ماه 88 ،

اس ام اس پند آموز



  • در ادامه مطلب

     

  • عکس: دختر افغان که ملکه زیبایی انگلستان شد
  • مدل پالتو و رنگ پالتو زنانه زمستان 2010
  • مدل لباس مجلسی 2010
  • مدل لباس مجلسی 2010
  • چند دستورالعمل ساده برای پیشگیری از ابتلاء به آنفو...
  • اس ام اس تبریک تولد سری ۵
  • عکس : سیب زمینی عجیب
  • عکس : سنگ قبرهایی با نوشته‌های بامزه در مکزیک
  • عکس:زیباترین لبخند دنیا
  • تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:46 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    اس ام اس جدید

    +  

    هر کس در زمان فراوانی ۷ اس ام اس برای ما ارسال کند در زمان قحطی ۱۴ اس ام اس به او می دهیم

     

    -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    سلام ، ببخشین این موقع  مزاحم می شم

    میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟

    -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    میلاد منجی .

    پیام عدالت .

    نگین امامت.

    مونس محمد.

    ....

    ....

                                                                                                                              (اسامی برندگان بانک ملت)

    -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

     دیروز یه گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!!

    خواستم برات بخرمش.

    به فروشنده گفتم :اون گل چند؟

    گفت:اون گل نیست........آینه ست.

    -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

     

    اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟

    .

    .

    .

    واقعا که!

    .

    .

    .

    تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

     -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    ت رک ه می ره دانشگاه به 2 دلیل می فهمن ترکه:

    ۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

    2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

     -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    3 مشخصه ی موبایل ندیده ها:
    1- وقتی موبایلشون زنگ می خوره خنده شون می گیره
    2- وقتی بهشون زنگ می زنن دیر جواب می دن
    3- وقتی براشون
    SMS سرکاری میاد تا آخرش می خونن!

     -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    خدایا به ما

    اندیشه شریعتی

    شهامت مصدق

    مرام طالقانی

    صبوری خاتمی

    عمر جنتی

    ثروت رفسنجانی

    و اعتماد به نفس احمدی نژاد

    عطا کن

    آمین

     -0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-

    عشقولانه:

    شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ..

    ***********************************

    به نام خدایی که هستی را با مرگ ، دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ ...و من را دلتنگ دوستان آفرید

    ***********************************

    آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن    

     ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره SMS می خونه! 

    ***********************************

    چندیست که بیمار وفایت شده ام .   

    در بستر غم چشم به راهت شده ام.    

    این را تو بدان اگر بمیرم روزی

    مسئول تویی که من فدایت شده ام 

    *********************************** 

    زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای...  

     

    و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند...  

     زندگی را با عشق نوش جان باید کرد... 

    ***********************************

    بدون نظر نرو؟؟؟؟؟؟







    +  

    گدا چیست ؟ موجودی است زنده که موبایل دارد ولی اس ام اس نمیدهد

    ..........................................

    می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟  

    پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه !

     ..........................................

    طرف توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه ،

    میگه : خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره !!!

    ......................................

    سوال امتحان ..ت...ر....ک...ا !
    2 طفلان مسلم چند نفر بودند ؟ نام پدرشان چه بود ؟!!!؟!!

    .............................................

    یه ضرب المثل قزوینی میگه:
    زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟

    ..........................................

    هم‏وطن گرامی آیا می‏دانید: پس از ازدواج با استفاده از تخت و پتوی مشترک می‏توانید تا 70% در مصرف انرژی صرفه‏جویی کنید. "صرفه‏جویی کم مصرف کردن نیست، درست مصرف کردن است". 
    == شرکت ملی گاز با همکاری ستاد اقامه‏ی ازدواج==

    .........................................

    به خره میگن چه کاری بلدی؟ میگه عرعر می کنم، جفتک می زنم،

    الان هم دارم اس ام اس می خونم


    .................................................


    به ت...ر...ک..ه میگن یه اگهی تبلیغاتی در موردخمیردندان پونه بگو میگه خمیر دندون پونه چشما نمیسوزونه

    ....................................................

    ل...ر...ه می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه. ااااااااااا پس اینا چه جوری دماغشون رو پاک می کنن

    ....................................................

    صبح که از خواب پا میشی 2 کار انجام بده

    1.خدا رو شکر کن که زنده ای

    2. برو حمام چون بقیه هم میخوان زنده باشن و زندگی کنن !!!

    ....................................................

    میدونی شباهت تو با لامپ چیه !؟؟

    دور هر دوتا تون پشه جمع میشه


    ...............................................

    ت...ر...ک...ه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟

    ..........................................



    +  

    السلام ای وادی کرببلا

    السلام ای سرزمین پر بلا

    السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

    السلام ای کشته های بی کفن

    کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

    از تو و طفلان تو یاری کنیم

    کاش ما هم کربلایی می شدیم

    در رکاب تو فدایی می شدیم

    -------------------------

    باز محرم رسید، ماه عزای حسین

    سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

    کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

    تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

    --------------------------------

    باز محرم شدو دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست

    باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست

    آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست

    قاسم ولیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست

    ----------------------------------------

    هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

    -------------------------------------

    عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین


    ----------------------------------

    نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز


    دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند


    ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین


    بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

    ------------------------------------------

    منزلگه عشاق دل آگاه حسین است             بیراهه نرو ساده‌ترین راه حسین است


    از مردم گمراه جهان راه نجویید                         نزدیکترین راه به الله حسین است
    -----------------------------------------

    آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند, تشنگی راز است: حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین
    --------------------------------------

    آبروی حسین به کهکشان می ارزد
    یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

    گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

    گفتا که حسین بیش از آن می ارزد




    + شب یلدا

    بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست ،برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک

    -----------

    یلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

    --------------------

    تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

    اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه

    -------------------

    عمرتون صد شب یلدا

    دلتون قدر یه دنیا

    توی این شبهای سرما

    یادتون همیشه با ما

    دل خوش باشه نصیبت

    غم بمونه واسه فردا

    --------------------------

    دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
    اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
    بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه
    ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه

     




    + ****عید غدیر خم مبارک باد****

    علی در عرش بالا بی نظیر است

    علی بر عالم و آدم امیر است

    به عشق نام مولایم نوشتم

    چه عیدی بهتر از عید غدیر است

    ---------------

     

    خورشید چراغکی ز رخسار علی ست

    مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست

    هرکس که فرستد به محمد صلوات

     همسایه دیوار به دیوار علی ست

    عید غدیر مبارک 

    -----------------------

     

    شبی در محفلی ذکر علی بود

     شنیدم عاشقی مستانه فرمود 

     اگر آتش به زیر پوست داری

     نسوزی گر علی را دوست داری

    ------------------------

    خورشید چراغکی ز رخسار علیست

    مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
    هرکس که فرستد به محمد صلوات

    همسایه دیوار به دیوار علیستعید غدیر مبارک

    ------------------------

    چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
    بردند به میزان عمل سنجیدند
    بیش از همه کس گناه ما بود ولی
    آن را به محبت علی بخشیدند
    عیدتان مبارک

    ---------------------

    روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
    گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
    گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
    گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی

    -----------------------

    علی در عرش بالا بی نظیر است
    علی بر عالم و آدم امیر است
    به عشق نام مولایم نوشتم
    چه عیدی بهتر از عید غدیر است

    ----------------------------

    نخواهم گل که گل بی اعتبار است

    تمام عمر گل فصل بهار است

    تو را خواهم من از گلهای عالم

    که عطر تو همیشه ماندگار است

     --------------------------

     

    دختر: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    مامان: یعنی یه خری مثل بابات! خوشمزه

    -------------------------------

    انهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند . نمی فهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده استقلب ...
    -----------------------------

    یک روز تو جهنم همدیگه‌رو می‌بینیم، آخه هردومون جهنمی هستیم، تو به جرم
     اینکه قلبم رو دزدیدی و من به خاطر اینکه جای خدا تو رو می‌پرستم!
    ------------------------------------------

     



    +  

    یه یارو خبر میدن پدر شدی میگه به زنم چیزی نگید میخوام غافلگیرش کنم

    ===

    لره میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم

    ===

    خره میره جنگل داد میزنه میگه خرس میخوریم ببر میخوریم شیر میخورم یهو میبینه یه شیر پشته سرش هست بعد میگه گاهی اوقات هم گوه اضافی میخوریم

    ===

     

    تو به من بگو زشت! من به تو می گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم!!...

    ===

    میدونی این چیه؟
    <-*-*-*-*-*--
    یه سیخ گوجه هست که جیگرش داره اس ام اس میخونه

    === 

    به ترکه میگن سخت ترین کاری که تا به الان انجام دادی چیه....میگه نمک در نمکدان ریختن...می پرسن چرا؟...میگه چون سوراخ هاش خیلی کوچیک بود

     

    === 

    تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه سالاره
    ...
    ...
    ...
    چاکرتیم سالار

    ===

     

    میگن نمک باعث شوریه ، عجیبه تو با این همه نمک که داری بازم شیرینی !

     ===

    تو مرا میفهمی من تو را میخوانم ..... و همین ساده ترین قصه یک انسان است ..... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم ..... و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی

    ===

    من از زندگانی آموختم چگونه اشک ریختن را ولی اشکهایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را

    ===

    یه بوس واست فرستادم باطعم لیموشیرین،زودبگیرش میترسم تلخ بشه

    ===

    زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
    زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
    زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
    زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
    زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذرست

    ====

     

    عراق 8 سال جنگید تا اسیر گرفت
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ما نجنگیده اسیرتیم با وفا

    === 

    اینم عکسای قشنگ:

     

    -----

    --------

    -------

     





    +  

     

     

     

     

    اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم

     

    ==================

     

     

    خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی...

     

    =====================

     

     

    صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت

     

    =====================

     

     

    کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد

     

    =====================

     

    بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

     

     

    =================

     

     

    به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست

     

    =====================

     

     

    زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد ... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

     

     

    =====================

     

     

    گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

     

    =====================

     

    اس ام اس خنده دار

     

     

     

    میدونی فرق تو با آهن چیه ؟

     

    .

     

    .

     

    .

     

    آهن زنگ میزنه ولی توی گدا اس ام اس هم به زور میزنی ! 

     

    ====================

     

    سلام ! دیشب خواب دیدم تویه باغ سرسبز داشتی برای خودت قدم می زدی ، منم اونجا بودم کنار دریاچه ، دیدم یه گل قرمز بین لباته ، داشتی به من نزدیک می شدی می خواستم بهت یه چیزی بگم اما

    .

    .

    .

    یه دفعه چوپونت اومد و بردت طویله

     

    =====================

     

    میدونی شباهت تو با باغچه چیه ؟

     

    جفتتون کرم دارید

     

    =====================

     

    عروسه وارد یه مجلس میشه مادر شوهر میگه : صل علی محمد ، دشمن جانم آمد ! عروس هم میگه : عقرب زیر قالی ، میخواستی پسر نیاری

     

    =====================

     

    گفتی تو دلم اول و آخر خودتی...

     

    از هر چه که دارم بهترینش خودتی...

    خندیدم و زیر لب مکرر گفتم...

     

    شاهزاده ی قصه های من ؛ خر خودتی !

    ====================

     

    یه آبادانیه میره تو مغازه به یارو میگه: کا، بلوز داری؟

    مغازه داره میگه: نه.

    آبادانیه میگه: کا، شلوار داری؟

    مغازه داره میگه: نه.

    آبادانیه با تعجب میگه: کا، پس چرا رو شیشه نوشتی: کا لباس داریم؟

     

    ====================

     

    پس از سریال پر طرفدار یوسف سریال زیبای لوط نبی در قزوین ساخته و بزودی پخش خواهد شد

     

     

    رشتیه از دخترش میپرسه: ببینم شبا میری صبح میای، کجا میری؟

     دختر: میرم خونه دوست پسرم، مسئله ایه!؟ رشتیه: نه، فقط

    میخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه





    +  

    همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای

    ____________________________

    دیاری که در آن نیست کسی یار کسی  یا رب ای کاش نیفتد به کسی کار کسی

    ____________________________

    چه زیباست نوشتن وقتی می دانی او می خواند چه زیباست سرودن وقتی می دانی او می شنود و چه زیباست جنون وقتی می دانی او می بیند

    ____________________________

    نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

    ___________________________

    این همه خونی که دنیا در دل ما می کند

    جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند

    هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم

    تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم

    ___________________________

    نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم

    ___________________________________

    هر وقت پیشم نیستی دلم برات تنگ می شه... هر وقت هم که پیشم هستی دلم برات تنگ می شه...
    ای مردشورتو ببرن که بود و نبودت یکیه!
     

    ___________________________________

    اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو، چون خیلی توپی!

     __________________________________

    پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
    بیچاره از این عشق سوختن آموخت
    فرق منو پروانه در اینست
    پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

    ___________________________

    به <@> من تو ><( ( ( > ..........................نفهمیدی؟ میگم به چشم من تو ماهی!! 

    _________________________________

    <@>
    <@>
    <@>
    الهی مثل چراغ راهنمایی باشی:
    1- لپّت همیشه قرمز.
    2- روی دشمنات زرد.
    3- دلت همیشه سبز...

    __________________________________

    به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه
    چیزیو میدونی؟

    گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرنگریه

    ___________________________

    روش دفع انگل: 3 روز فقط چایی و بیسکویت میخوری،‌ روز 4 فقط چایی میخوری در این موقع کرم میاد بیرون و میپرسه پس بیسکویت کو؟ میگیریش

    ____________________________________

    از طرف سوال میکند اون چیه که شبها از روی دیوار را میره چهار دست وپاهم داره میو میو هم میکنه طرف کمی فکر میکنه و جواب میده گاو

    __________________________________

    به اندازه ی صداقت پینوکیو ,رفاقت تام وجری.زکاوت پت ومت دوستت دارم.

    __________________________________

    به لره میگن چرا درس میخونی؟ میگه درس میخونم دکتر بشم، مطب بزنم، پول در بیارم، نیسان بخرم کار کنم

    ________________________________

    ترکه کلاس رقص میزاره، ورشکست میکنه. تحقیق میکنن، میبینن سره کلاس شاباش میداده

    ________________________________

    --------------------------

    ------------------------------------

     




    +  

    نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟


    ------------------------------
     مپندار که از عشق تو دل برگیرم...  ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم...  بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری...  من کفن پاره کنم عشق تو از سر گیرم...

     

    --------------------------------
    من به نغمه پرمهر تو عادت دارم    باز از چشم تو ای دوست شفاعت دارم     گرچه لبخند تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشست     گرچه دورم از نگاهت یاد تو در دلم نشست

     

    --------------------------------

    شاید آن روز که سهراب نوشت:(تا شقایق هست زندگی باید کرد)خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینطوری نوشت:(هر گلی هم باشی.چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست)


    -------------------------------

    آب میوه صداتم، چرخ کرده نگاتم، قربون اون چشاتم، کشته خنده‌هاتم، کلاچ اون پاهاتم، من مرده هواتم، تا عمر دارم باهاتم

    --------------------------------
    چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی
     امضا: آب دماغ

    --------------------------------
    آنچه زیباست عزیز نیست آنچه عزیز است زیباست و تو زیباترینی

    -------------------------------
    در زندگی مشو مدیون احساس کسی       تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی


    -----------------------------
    تست روانشناسی:اگر رنگ شورت شما
     آبی: آرامش دارید.   قرمز: احساساتی هستید.   زرد: خیلی کثیف و بی تربیتی پاشو برو توالت

    -------------------------------

    زندگی مثل بازی شطرنج میمونه! اگه بلد نباشی همه می خوان یادت بدن. وقتی هم که یاد گرفتی همه می خوان شکستت بدن...!


    ---------------------------------
    ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم

    ---------------------------

    تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:41 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    اس ام اس

    در عشق حد اقل قطره ای جنون هست

    و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟

    از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    در عشق حد اقل قطره ای جنون هست

    و در حنون هم همیشه دریائی از عشق . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    در کتاب واژه ها زیباترین معنا توئی / من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم ؟

    از تو گفتن کار هر کس نیست ای بالاترین / من برای گفتنت باید که مولانا شوم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    مینویسم من که عمری با خیالت زیستم / گاهی از من یاد کن ، اکنون که دیگر نیستم

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی / رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    کاش میدانستم چشمانت چه زمان خواهد یافت ، که “نگاه ، زاده علاقه است” . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    تمام آسمان من خلاصه در دو چشم توست ، مراقبشان باش . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

     

    همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق ز دستم برود . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



     

     

    هر جا تو باشی دل من همون جاست / حتی اگه فاصلمون یه دنیاست . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    اشک نشان دل شکستگی ، سکوت نشان تنهائی و لبخند نشان مهر

    و اس ام اس نشان یاد توست . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    دوست داشتن تو ، مثل خود نفس کشیدن است . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    وقتی که با نمکی ، خیلی تکی !

    منم دوست دارم ، با هر کلکی !!

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    پایان حکایتم شنیدنی است ، من عاشق او بودم و او عاشق او . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    ما به لطف هر رفیقی دلخوشیم / هر رفیقی را نبینیم نا خوشیم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    اگر عاشقی رسواگری باشد ، خواهم که در عالم رسواترین رسوا شوم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    نه بلبل خواهد ز بوستان ها جدائی / نه گل دارد خیال بی وفائی

    ولیکن چرخش چرخ ستمگر / زند بر هم رسوم آشنائی . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    دفتر بغض مرا باز کنید که دلگیرم / حدیث غم مرا بخوانید که از گریه سرازیرم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    دوست دارم دوستم تو باشی / مریض باشم پرستارم تو باشی !

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    زندگی اگر هزار بار دیگر بود …

    بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    بگذار بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    هر کس درد جدائی چشیده باشد / داند که سخت باشد قطع امیدوارن . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    سایه ها محصول پشت کردن دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها

    را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟ / تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

    تا به کی با ضربه های درد باید رام شد / یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

    بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار / خسته از این زندگی با غصه های بی شمار . . .

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


     

    امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم . . .
     

     

    قلبم را بهت هدیه میدم ،مواظبش باش.........

    اس ام اس عاشقانه

    نه اینکه قلبمه ......

    بخاطر اینکه تو درون آن هستی.

     

     


    اس ام اس محرم


    آبروی حسین به کهکشان می ارزد ،

     یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

     گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ،

     گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

     


    اس ام اس ویژه ماه محرم

     

    اس ام اس محرم

    پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟

     آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.

    گفتم: که چیست محرم؟

    باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

     


    اس ام اس عاشقانه

     

    بیا یک شب برای قلبهامان

    ز نور عاطفه قابی بسازیم

    بیا به رنگ اقیانوس ابی

    برای موج ها دیوانه باشیم

     

     


    اس ام اس خنده دار

     

    هر وقت کسی رو دیدی، احساس کردی می خواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش،

     زبونت بند اومده، صدایی نمی شنوی و زمان نمی گذره...

    ...

    ...

    ...

    مطمئن باش عزرائیله!

     

     

    اس ام اس عاشقانه

     

    همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست ،

    گاهی فرصتی است برای دلتنگ شدن

     

     


    اس ام اس باحال

     

    هـــــــه هـــــــه هـــــــه ...

    ببخشید ، یه لحظه تو رو تو ذهنم تجسم کردم

    نتونستم جلوی خنده مو بگیرم ! 

     

    سهیل خادمی


    اس ام اس ماه محرم

     

    امام حسین

     


    اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

    دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

     


    اس ام اس عاشقانه

     

    بیا در کوچه باغ شهر احساس

    شکست لاله را جدی بگیریم

    اگر نیلوفری دیدیم زخمی

    برای قلب پر دردش بمیریم

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    بسیجی میخواست عروسک بخره به صاحب مغازه میگه ببخشید آقا قیمت این خواهرمون چنده؟ 

     

      

    می دونی سلول های مغزت چقدر است؟ 

    ...

    یکی ,دو تا, سه تا. شاید هم به هزار برسه  شاید هم به میلیارد 

    ...

    اصلا شاید سلول نداشته باشی چون نمی دونی من الان سر کارت گذاشتم 

     

     

    به ترکه میگن شغلت چیه ؟ میگه یه اطلاعاتی هیچوقت خودشو لو نمیده!

     

     

    ترکه چفیه رهبر رو میماله به صورتش میگه:  تبرکه؟ 

    رهبر میگه: حمیییییییییییییییییییییییییییییید!!!!!!!!

     

     

    زندگی انسان دو قسمت است : قسمت اول در انتظار قسمت دوم و قسمت دوم در حسرت قسمت اول

     

     

    در زندگی راه های زیادی برای رسیدن به آزادی وجود دارد. فقط باید بهای آن را پرداخت، اگه از رسالت بری تا آزادی 500 تومان و از انقلاب 300 تومان ... ( صنف مسافر کش )

     

     

    خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد: او می گوید آری و آنچه  می خواهی به تو می دهد. او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد 

     

     

    اگه با تو بودن اشتباهه اگه تو رو خواستن اشتباهه اگه عاشق تو  بودن  اشتباهه اگه برای تو مردن اشتباهه پس تو قشنگ ترین اشتباه زندگیمی 

     

     

    میدونی فرق نارگیل کوچیک با نارگیل بزرگ چی؟ نمیدونی؟؟؟؟ خب عیبی نداره میرم از یه میمون دیگه میپرسم  

     

     

    احمدی نژاد: من ورزشکار نیستم اما شبها با شلوار ورزشی میخوابم!! 

     

     

    سال 2200 بچه از پدرش میپرسه : من چطوری به دنیا اومدم . میگه از اینترنت دانلودت کردم

     

     

    ضووو صووو ثوووو قوووو فوووو غووو عووو هووو خوووو شوووو سوووو یوووو   لوووو  بوووو لوووو            توجه : این اس.ام.اس فقط برای غنچه کردن  لبهای  شما بود  و فاقد هر گونه ارزش دیگریست 

     

     

    ترکه میره مشهد میگه یا امام علی.قربون اون سره بریدت برم کی میشه  ظهورکنی ما اینقدر نیام قم 

     

     

    نمی خوام بگم که قدر یه دنیا دوست دارم...........چون دنیا یه روزی تموم میشه.......نمی خوام بگم که مثل گلی..........چون گل هم یه روز پژمرده میشه............نمی خوام بگم که سیاهی چشامت مثل شب پر ستاره است..........چون شب هم تموم میشه..........نمی خوام بگم مثل آب پاک و زلالی..........چون آب همیشه پاک نمی مونه............نمی خوام بگم دوست دارم ...........چون که من اصلا دوست ندارم!!!!!!!!! 

     

     

    اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی به توقول نمیدم که منتظرت بمونم .  اما  ازت  می خوام وقتی برگشتی یک شاخه گل روی قبرم بذاری 

     

    همین الان از آسمون باهام تماس گرفتن گفتن که زیباترین و  قشنگترین فرشتشونو گم کردن اما نترس عزیزم من لوت ندادم 

     

    اگه نصفه شب دیدی یه آدم کوتاه قد وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو یه کیسه چرمی و تورو برد اصلا نگران نشو چون ممکنه کسی تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشه  

     

     

    رو تو یک حساب دیگه ای می کردم ناراحت نشو ولی تازه فهمیدم که مردم  راست می گفتن تو آدم دو رویی هستی.....................................................یه  روت ماه یه روت گل یکی از یکی قشنگتر 

     

     

    چشمات وقتی زیباست که مال اشک باشه. اشک وقتی زیباست که مال عشق باشه. عشق وقتی زیباست که مال تو باشه. تو وقتی زیبایی که دستت تو  دماغت باشه!!!!! 

     

    یه روز به ترکه می گن دخترت رو به کی شوهر دادی می گه غریبه نیست دامادمونه  

      

    اگه عشق من تو نیستی

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    خوب حتما یکی دیگست 

     

     



    وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده , تا خودت باشی و خودش . . .

    ----------------------

    چه بسیار کسانی که زیاد حرف میزنند بی آنکه چیزی بگویند

    و چه کم اند کسانی که کم حرف میزنند اما بسیار میگویند . . .

    ----------------------

    یادت باشه که :

    در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی . . .

    ----------------------

    آدمی را آدمیت لازم است , عود را گر بو نباشد , هیزم است . . .

    ----------------------

    با قناعت امور بگذران , تا پادشاه خود باشی . . . 

     

     


    عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است .

    ----------------------

    به هم رسیدن آغاز است ، با هم ماندن پیشرفت و با هم کار کردن کامیابی .

    ----------------------

    کشتن گنجشکها ، کرکس ها را ادب نمی کند . (آبراهام لینکلن)

    ----------------------

    به غصه ها سنگ بزن ، تو صورتش رنگ بزن ، هر وقت دلت تنگ میشه ، فقط به من زنگ بزن

    ----------------------

    سکوت متن آسانی است که معمولا اشتباه خوانده می شود .

    ----------------------

    عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی .

    ----------------------

    عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست .

    ----------------------

    در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن بیش از نیاز به نان است 

     

     

     اس ام اس ها و جملات فلسفی  

     


    پول همه چیز دنیا نیست اما دست کم باعث میشود هر روز صبح بچه هایتان به شما سلام کنند.

    ----------------------

    طلا را به وسیله آتش......زن را به وسیله طلا ........و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.

    ----------------------

    برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت

    ----------------------

    مثل ساحل آرام باش تا دیگران مانند دریا بیقرارت باشند .

    ----------------------

    باید که مهربان بود، باید که عشق ورزید، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست

     

    اس ام اس عاشقانه سری 15  

     



    در میان بغض کوچه ها من همان تنها ترینم / گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی


    یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد معشوق است . . .

    ----------------------

    در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . . .

    ----------------------

    تو در انجا ، من اینجا بی قرارم / دل صبری تو داری من ندارم


    به قربون دل صبرت بگردم / به دیدار شریفت انتظارم . . .

    ----------------------

    دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی / لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی . . .
     

     

    یک عالمه sms جدید

     

    الماس کربنی است که تحت فشار به این زیبایی و گران قیمتی در آمده... فشار زندگی را تحمل کن تا ارزشمند شوی...

     


     

    یکی تو زبلی، یکی ملوان زبل.

    یکی تو عاقلی یکی بوش وگ.

    ی

    یکی تو نازی یکی کلاه قرمزی .

    ی

    یکی تو کاردرستی یکی دالتونها.

    یکی تو خوش اندامی یکی گالونی.

    یکی تو خوش مرامی یکی فرانچی.

    یکی تو سفیدی، یکی سفید برفی.

    یکی تو خوش تیپی یکی آقای آلوده .

    یکی تو راست می‌گی، یکی پینوکیو .

    یکی تو مهربونی، یکی خرس مهربون.

    ی

    یکی تو خوب حرف میزنی یکی نمکی.

    یکی تو خجالتی هستی و یکی ام من .

    یکی ما دو تا با هم خوبیم، یکی تام و جری.

    یکی موهای تو قشنگه، یکی موهای آن شرلی.

    یکی تو قشنگ راه می‌ری، یکی تنسی تاکسیدو.

    یکی خونه شما قشنگه، یکی خونه مادر بزرگه

    یکی گوشهای تو قشنگه، یکی گوشهای زی‌زی‌گولو.

    یکی تو بیکاری یکی نفر بعدی که بیاد اینو بخونه

     


     

     

    اولین قانون عشقی نیوتن: عشق نه به وجود میاد و نه از بین میره. تنها می تونه از یک دوست دختر/پسر به یک دوست دختر/پسر دیگه تغییر ماهیت بده !!!


    کی تو خوبی یکی روباه مکار .  کی تو پول نداری یکی اسکروچ.  کی تو خوشگلی، یکی پلنگ صورتی. 

     

    قانون 18 انیشتن!

    اگه بتونی با سرعت نور به تمام افتخاراتت گند بزنی، بهت میگن: زین‌الدین زیدان!

     


     

     

    دو تا خرما با هم ازدواج می کنن ماه عسل میرن قبرستون


     

    خرس ها با یک ظرف عسل خر میشن، اسبها با چند حبه قند، طوطی با تخمه، سگ با استخوان، مردا با زن زیبا، زنا با یکم تعریف و تمجید،... راستی برات موز خریدم !!!

     


     

    گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن

     


     

    اگر صرفه جویی زراعت کنیم، آزادی درو خواهیم کرد و این محصول طلائی است

     


     

    امروز روز خوشتیپ ترین دوست یا فامیل دنیاست تو هم این اس ام اس رو به کسی که فکر می کنی هیچ کس براش تبریک نمی فرسته بفرست

     


    اگه بگم برات می میرم . اگه بگم نمیتونم فراموشت کنم . اگه بگم دوست دارم . اگه


     بگم از جلو چشام یه ثانیه اونور نمیری . اگه بگم همه زندگیمی . اگه بگم نفسم به نفست بستست . برام پفک می خری 

     

    دریا خودش را با موج تعریف می کند

    جنگل خودش را با درخت

    آسمان خودش را با ستاره ها

    و من خودم را با تو تعریف میکنم

    .

    .

    واسه همینه که زندگیم به گه کشیده شده

     


     

    اگه فرهاد شیرین رو یادش بره. اگه مجنون لیلی رو یادش بره. اگه پرنده پروازو یادش بره من هیچ وقت.........هیچ وقت پول اس ام اس هایی که واست زدم رو یادم نمی ره

     


     

    دوست ندارم شمع باشم دخترا فوتم کنن . دوست دارم سیگار باشم رفقا دودم کنن

     

     

     

     

     

     

    اس ام اس سرکاری و مخصوص نصف شب..

     

     

    اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی. بی تو آروم و قرار نداشتم! گریه میکردم. تو رو میخواستم. میدونستم تو نباشی نمی خوابم. دوستت دارم... پستونک!

    دستانم را بر کمرت حلقه میزنم، لبانم را بر لبانت میگذارم، از عصاره وجودم میمکم و فریاد میزنم دوستت دارم... ای شیشه نوشابه!

    این آخرین چیزی بود که از تو برام مونده... جای پاهای تو روی دیوار خونمون. یادت بخیر. عجب مارمولکی بودی!

    بابا نوئل بهم گفت: بین گل و گلدون یکی رو انتخاب کن. منم گلدون رو گرفتم تا تو رو بذارم توش... آخه تو بهترین کود دامی دنیایی.

    وقتی تو را دیدم و بهت خیره شدم، تو هم همینطور به من خیره بودی و من قلبم داشت تاپ تاپ میزد. احساساتی در وجودم موج میزد. ناگهان از اعماق وجودم فریاد کشیدم... سوسک!

    شبها به خاطر تو از خواب پا میشم. به در و دیوار میخورم تا به تو میرسم... ای مستراح!

    هیچ وقت خبر نمیکنه که کی میاد. خیلی وقته که نمیخوام ببینمش. حالا توی تموم راه دنبالمه. خیلی بد دردیه "اسهال"

    در تاریکی شب هایم فقط صدای تو بود. در تاریکی شب هایم فقط دست های تو بود که صورتم را نوازش میکرد. و دلیل بیدار ماندنم تنها تو بودی... ای پشه!

    بر روی سنگ سفیدی نشسته بودم و آمدنت را به انتظار میکشیدم. باد، آمدنت را به گوش جان نواخت. تو آمدی... پاهایم لرزید و صورتم سرخ شد. آنگاه سیفون را کشیدم و تو را آب برد.

    امیدوارم در بهترین و زیباترین و قشنگترین و خوشترین موقع خواب، جیشت بگیره.

    گفتم "ای یار"، گفتی "زهر مار". گفتم "ای نور"، گفتی "مرده شور". گفتم "از غم دوری تو بیمارم"، گفتی "به من چه، مگه من پرستارم!". گفتم "دوست دارم"، گفتی "خفه شو!". گفتم: "عاشقتم"، گفتی "خفه شو!". گفتم "میخوام باهات ازدواج کنم". گفتی: "جدّی میگی؟!"، گفتم خفه شو.

    دنیا 3 رکن داره: 1- اصلا عاشق نشو 2- اگه عاشق شدی واسه معشوقت بمیر 3- و اگه مردی خاک بر سر بی جنبت...

    ای که پا گذاشتی رو عشق من. ای که در را بستی به روی من. در رو باز کن دستم مونده لای در!

    هرگز به کسی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری. هرگز به کسی محبت نکن وقتی قصد شکستن قلبش را داری. هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری. و هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.

    زندگی قشنگه اگه با تو باشه. مرگ قشنگه اگه برای تو باشه. دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه. من قشنگم اگه با تو باشم. اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن.

    گلی گم کرده ام در باغ هستی، خودت رو لوس نکن آن گل تو نیستی.

    میخوای با سه شماره هیبنوتیزمت کنم و بگم چه جور آدمی هستی؟ خوب، پس با شماره 3 آروم چشمات رو ببند: 1 ... 2 ... 3 ... هنوز که چشمات بازه! ... میگم چشماتو ببند! ... چرا زیر چشمی نگاه می کنی؟ ... اصلا نیازی به هیبنوتیزم نیست، هر کی باشه می‌فهمه که چقدر فضولی!

    آواز خوش کلاغ تقدیم تو باد، بوی پشکل الاغ تقدیم تو باد. گویند لحظه ایست ریدن گاو، آن لحظه هزاران بار تقدیم تو باد.

    سرسبزترین خیار تقدیم تو باد, آواز شغال تقدیم تو باد. گویند لحظه ایست آمدن سوسک, آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد.

    با تولد دومین گوسفند شبیه سازی شده دیگه نمیتونم بگم: دنیا دیگه مثل تو نداره!

    در چشمهایت نگاه کردم. تمام زیباییهای آفرینش را دیدم... جو نگیرت. خودمو تو چشمات دیدم.

    زندگی مثل شطرنج میمونه... البته تو هنوز بچه ای. برو منچ بازی کن.

    اگر یه روز یکی دستتو گرفت و قلبتو لرزاند، عجله نکن... شاید بابا برقی باشه!

    همیشه مثل سنگ توالت با مردم روراست باش تا هر چی تو دلشونه واست خالی کنن!

    توی برکه قلبم تو تنها قورباغه‌ای، توی صحرای قلبم تو تنها شتری!

    ده درصد دلم تنگه، بیست درصد یادتم، سی درصد میخوامت، چهل درصد بیقرارم، پنجاه درصد دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد دیوونتم، هشتاد درصد نوکرتم، نود درصد دوست دارم، صد درصد سر کاری!

    آسمان را می نگرم تو را میبینم. خورشید را می نگرم تو را میبینم. ماه را می نگرم تو را میبینم. خوب مسخره از جلوم برو کنار دیگه!

    قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گیسوانت چون آبشار، نگاهت چون عقاب، خلاصه که هیچ چیزت به آدم نرفته.

    روی یک برگ نوشتم دوست دارم؛ ولی تو مثل یک بز خوردیش.

    خیلی دوست دارم زود به زود ببینمت؛ حیف که بلیط باغ وحش گرونه.

    لرزش صدات، برق نگات، تپش قلبت، نفس های تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته همه گویای یه چیز هستند: تیروئیدت پرکاره. برو دکتر!

    تو بهترین، عزیز ترین، مهربون ترین، باحال ترین، خوشگل ترین، خوش تیپ ترین دوستی که داری منم.

    برای نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه میسازم: اولی کوه وفا دومی کوه صداقت سومی کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم از اون بالا پرتت کنم پایین.

    تو دنیا یه قلب هست که فقط بخاطر تو می تپه. اون قلب فقط قلب خودته!

    میخوام روی یک تکه سنگ بنویسم دلم برات تنگ شده. بعد اون تکه سنگ بخوره تو اون سرت تا بفهمی که دل تنگی چه دردی داره!

    تو در قلب من جا داری. تو در رگ من جا داری. رفتم دکتر گفت انگل داری!

    دیشب جمال رویت، در ماه دیده بودم. گویی فضانوردان، در ماه ریده بودند!

    روزی تو را ز مستی تشبیه ماه کردم. لامپ 100 هم نبودی من اشتباه کردم.

    میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم، گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم!

    اون چیه که اولش منم بعدش تویی و آخرش زبون؟  یکمی فکر کن===> گل گاو زبون

    اگر من شیرین بشم تو فرهاد، من لیلی بشم تو مجنون، من نرگس بشم تو سام، من حوا بشم عمرا تو آدم نمیشی!

    نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر و می دانی که کویر بدون باران زنده است. پس برو بمیر!

    به حرمت گوسفندی که جان حضرت اسمعیل رو نجات داد 7 بار بگو بعععع بعععع و این پیام رو برای 7 تا گوسفند دیگه بفرست.

    سلام، میخوام بگم فردا ساعت 10 صبح خوشگل ها را میگیرن. گفتم اس ام اس بدم یه وقت نری بیرونا. نه نمیگیرنت، ضایع میشی!

    حقیقت زندگی: 1- تو نمیتونی همه دندانهایت را با زبانت لمس کنی 2- همه احمق ها بعد از خوندن حقیقت اول اونو امتحان می کنن 3- حقیقت اول دروغه 4- الان تو لبخند زدی چون یک احمقی 5- به زودی این پیام را واسه یک احمق دیگه می فرستی. تو که هنوز نیشت بازه.

    مهم نیست که با چه تیپ و لباس و ماشینی می آیی. فقط بیا... بیا و آشغال ها را از جلوی در ببر که خیلی بو میده.

    15 . 14 . 13 . 12 . 11 . 10 . 9 . 8 . 7 . 6 . 5 . 4 . 3 . 2 . 1 . دینگ دینگ. طبقه همکف!

    مثل شقایق زندگی کن، کوتاه اما زیبا، مثل پرستو، فصلی کوچ کن، اما هدفمند، مثل پروانه بمیر، دردناک اما با عشق، مثل خر عرعر کن، بلند اما شمرده و خوانا!

    تایتانیک با تمام مسافراش فدای تو... نشدن که... به کوه یخ خوردن!

    از خدا پول خواستم، بانک داد. درخت خواستم، جنگل داد. اتاق خواستم، خونه داد. حالا میترسم ازش تو رو بخوام یه گله گوسفند بده

    برای دیدن ادامه اس ام اس های سرکاری و البته جدیدتر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

    ما که رفتیم... ... ... کجا دنبال من راه افتادی؟ ... ... ... دنبالم نیا... .... ... میگم نیا... ... ... دارم میرم جیش کنم!

    خیلی وقته میخوام یه چیزی بهت بگم ولی روم نشده. گفتنش برام خیلی سخته... د... دو... دوس... دوسه لیتر بنزین داری به من بدی؟

    اگه شب با هم رفتیم بیرون منم سردم شد، برای اینکه گرم بشم، یه لب... یه لب... یه لبو برام میخری؟

    یه گل خوشگل پشت ویترین یه مغازه دیدم. میخواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم: اون گل چنده؟ گفت: اون گل نیست!... آینست.

    این پیام رو برای 5 نفر بفرست حاجت می گیری. من خودم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد.

    برات اون آخر یه پیام نوشتم. برو بخونش. ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... پیام.

    تو قندی، نباتی، شکلاتی، عسلی، یا یه چیز شیرینی نداری بدی من با چاییم بخورم؟

    سالها میگذرد. فصلها پشت سر هم می آیند. کودکان بزرگ میشوند؛ بزرگان پیر. کسی از خود نمیپرسد و ما نیز از خود نپرسیدیم. اما فرزندان ما از ما خواهند پرسید و ما جوابی در پاسخ به آنها نخواهیم داشت. که چرا... واقعآ چرا...؟ پلنگ صورتی هیچ وقت شورت نپوشید؟

    اگه دیدی یه سوسک افتاده و داره دست و پا میزنه، فکر نکن با چیزی زدن تو سرش. اون داره به قیافت میخنده.

    اون بالا نشستی تحویل نمیگیری. اس ام اس نمیدی، زنگ نمیزنی. حداقل یه نارگیل بنداز.

    میدونی «نبات» کیلویی چنده؟ نمیدونی؟ «نقل» چی؟ اونم نمیدونی؟ اشکال نداره، از قدیم گفتن: خر چه داند قیمت نقل و نبات!

    بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره. بد ترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی. بد ترین درد این نیست که عشقت ندونه دوسش داری. بد ترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اونورا نباشه.

    دوست دارم بخورمت. نه بخاطر اینکه شیرینی، به خاطر اینکه عسلی. نه بخاطر اینکه خوشمزه ای، بخاطر اینکه تو زندگی یک گویی خورده باشم.

    وقتی صدام می کنی آرزو می کنم کاش کر بودم. تو که لال نمی شی!

    می خوامت نه بخاطر رفاقتت، نه بخاطر صداقتت، شرافتت، ظرافتت، رشادتت، حمایتت، نجابتت، فقط بخاطر خود کثافتت.

    عشق یعنی زندگی را باختن. چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن.

    چشمهای تو مثل دریاست. اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

    در زندگی برای رسیدن به آزادی راههای مختلفی وجود دارد، فقط باید قیمت آن را پرداخت کرد. از رسالت 500 تومان، از شوش 900 تومان.

    یه روز تو رو تو کوچه دیدم و عاشقت شدم. فرداش تو خیابون دیدمت و دیوونت شدم. امروز تو اتوبان دیدمت. خدا آخر و عاقبتم رو به خیر کنه... عجب ماشینی هستی!

    وقتی به چهره تو فکر می کنم، به شوخ طبعی خدا پی می برم!

    آخه چرا؟ بگو چرا؟ تو که این قدر باهوشی! تو چرا؟ آخه چرا تو که میدونی سر کاری باز تا آخرش میخونی؟

    عرض سلامی به بلندی بیل، به محکمی کلنگ، به گردی اسامبلی، به سرعت فرغون، به تیزی شاقول، به انعطاف پذیری طناب، به لبریزی دوغاب، به سفیدی سیمان، به صافی ماله، به وسعت بشکه، به معرفت عمله، به قدرت کارگر، به ظرافت گچ کار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب کار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشکار، به محبت صافکار، به رفاقت همکار، به سر کار گذاشتن توی بیکار.

    بدون زشتی زیبایی معنی نداره، بدون نفهمی فرزانگی معنی نداره، میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره!

    تو گلی مثل گلای قشنگ قالی. تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی. اصلا تو خود فرش پاتریسی... همون که یه تختش کمه!

    میدونی اسکل به کی میگن؟  برو جلوتر . . . . . . میدونی اسکل به کی میگن؟ . . . . . . برگرد عقب.

    میتونم یه چیزی رو بهت بگم؟ مطمئن باش از ته قلبم میگم. همیشه از خدا میخواستم که تو زندگی یه همراه خوب بهم بده. همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط بر قرار کنم. خدا یکی رو بهم داد. همراه من نوکیاست، مال تو چیه؟

    علف زیر پاتیم، حالا یه وقت خر نشی بخوریمون!

    جهان بیش از ۶ میلیارد نفر جمعیت داره، یکی نیست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسیج میفرستم؟

    نگاهم با نگاهت کرد برخورد، خدا مرگت بده حالم به هم خورد.

    به خدا حیفه توی این مملکت بمونی، کسی قدر تو رو نمیدونه، اگه بری هند اونجا تو رو میپرستن!

    بر سر راه عشق برایت دام پهن کردم. ولی تو با بی تفاوتی رد شدی و گفتی . . .  میگ میگ!

    اگه فکر کردی بری قید چشاتو می زنم؛ اگه فکر کردی بری ازت به آسونی دل می کنم؛ آفرین! یه بار تو عمرت درست فکر کردی.

    اگه خواستی یکی همیشه دوست داشته باشه، تنهات نذاره و بهت وفادار بمونه، برو یک سگ بخر.

    اگه دوست داری عمیق ترین، طولانی ترین و محکم ترین بوس دنیا رو تجربه کنی، بیا پیش خودم تا لباتو بذارم رو لوله جارو برقی.

    من الان بالای یه برج واستادم. شوخی هم ندارم. اگه بدونم دوستم نداری... همین الان با آسانسور میام پایین.

    پنج حقیقت زندگی: 1- تو نمیتونی همه دندوناتو با زبونت لمس کنی. 2- همه احمق ها بعد از خوندن حقیقت، اول اونو امتحان میکنن. 3- حقیقت اول یه دروغه. 4- الان تو لبخند زدی، چون یه احمقی. 5- به زودی این پیام رو برای یه احمق دیگه میفرستی. توکه هنوز نیشت بازه!

    عشق مثل ساعت شنی میمونه. همزمان که قلبت رو پر میکنه، مغزت رو خالی میکنه... البته واسه اونایی که مغزشون پره. تو نگران نباش.

    به من بگو زشت، اما من به تو میگم قشنگ. چه اشکالی داره؟ بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم.

    عجب! دیگه از انقلاب دور شدیم، از امام حسین فاصله گرفتیم، شهدا را پشت سر گذاشتیم، داریم میرسیم به سه راه ملک شهر نمی خوای پیاده بشی؟

    به دریا بنگرم دریا تو بینم، به صحرا بنگرم صحرا تو بینم. نمیدونم چه کس بر عینکم رید، که هرجا بنگرم آنجا تو بینم.

    همیشه عکس تو رو توی کیف پولم دارم. هر وقت دچار مشکل بزرگی میشم، بهش نگاه میکنم. اون وقت احساس میکنم که هیچ کدوم از مشکلاتم به اندازه این یک دونه وحشتناک نیست.

    اگه خواستی یه کسی، عاشق هم نفسی. عمرشو حیرونت کنه، جونشو قربونت کنه... رو من یکی حساب وا نکن.

    خیلی دوست دارم با توبرم ماهیگیری. آخه هیچکس به اندازه تو کرم نداره!

    اگه دلتنگ باشی هیچکس نمیفهمه، اگه عاشق باشی، هیچکس نمیفهمه، اگه درد داشته باشی هیچکس نمی فهمه، ولی کافیه بگوزی تا همه بفهمند!

    نگریستم به گریستنت. گریستم به نگریستنت. گریستم و تو نگریستی. نگریستم و تو گریستی. گریستم تا نگریستی... چی شد؟ قاطی کردی یا باز هم بگم؟

    سرمو آروم روی شونه های گرمت میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک میکنم.

    خدا خیرت بده. شنیدم میری بهزیستی برای اونایی که انگشت ندارن دست تو دماغشون می کنی!

    الهی شمع بشی پروانه شم دورت بگردم، فوتت کنم خاموش بشی هر هر بخندم.

    اگر روزی برایت گریه کردم، بدان آن روز پیازی رنده کردم.

    عاشق آن نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند. عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا دیگه از این غلط ها نکنه!

     

     

     

     

    اس ام اس سرکاری و دو نصف شب به بعد...

     

    ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم
    کار خوبی کردم؟
    ………………………………………………………….
    ببین عزیز دلم پاشو………..
    اگه پا نشی قهر میکنما………….
    خب دلم برات تنگ شده…………
    جون من پاشو…………
    پاشدی………….
    افرین عزیزم…………
    حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!
    ………………………………………………………….

    یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟
    ………………………………………………………….

    می دونم خوابی عزیزم. ولی من از دوری و دلتنگی تو خوابم نمی بره، مطمئنم اگه می دونستی من به خاطر تو نخوابیدم تو هم نمی خوابیدی
    ………………………………………………………….
    امیدوارم که خواب نبوده باشی چون با این اس ام اس بیدار می شدی!!
    ………………………………………………………….

    .می دونستی شبا که می خوای بخوابی باید گوشی تو خفه کنی!؟؟
    ………………………………………………………….

    .می خواستم ببینم ساعت چنده؟ چون ساعتم خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم!
    ………………………………………………………….

    .می دونستی آلان ساعت ۲/۵ نصفه شبه ! اس ام اس زدم ببینم سروقت خوابیدی یا تا آلان بیداری؟!
    ………………………………………………………….

    .ببخشید حواسم نبود این اس ام اس رو می خواستم در طول روز برات بفرستم!
    ………………………………………………………….

    .{یک اس ام اس خالی}
    ………………………………………………………….

    .نصفه شب بخیر!
    ………………………………………………………….

    .صبح ساعت چند بیدار می شی کارت دارم.
    ………………………………………………………….
    .من آلان تو آمریکا هستم می خواستم ببینم راسته میگن وقتی اینجا روز باشه اونجا شبه؟!؟
    ………………………………………………………….
    .نمی دونم چرا شبا احساس عشق و علاقه در من خیلی زیاد میشه ! دلم نیومد اینو بهت نگم!!
    ………………………………………………………….
    .می خواستم ببینم تو هم مثل من دچار بدخوابی شدی یا نه؟؟!
    ………………………………………………………….
    .دیروز ازم ساعت پرسیدی یادم رفت بهت بگم.ساعت ۳/۵ شبه!
    ………………………………………………………….
    .می دونستی اگه نصفه شبا بری تو سایت اس ام اس بده خیلی حال میده!!
    ………………………………………………………….
    .این اس ام اس جهت بیدار کردن شما از خواب فرستاده شده و هیچگونه ارزش مادی و معنوی دیگری ندارد!!
    ………………………………………………………….
    .رک بگم :بیدار شو
    ………………………………………………………….
    خوابی؟ خوب اشکالی نداره هروقت بیدار شدی بهت میگم. بخواب
    ………………………………………………………….
    میخواستم بگم پاهات از زیر پتو اومده بیرون یه وقت سرما نخوری

    سلام .. خوبی
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جمعه با کسی قرار نذار
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    می خوایم بریم کمک یوزار سیف, گندم درو کنیم . . .

    ———————-

    هرکس در زمان فراوانی , ۷ اس ام اس برایمان ارسال کند ،
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    در زمان قحطی ۱۴ اس ام اس به او خواهیم داد !
    ———————-
    a,b,c,d,e,f,g,h, _ ,j,k,l,m,n,o,p,q,r,s,t,u,v,w,x,y,z
    دنبال i نگرد ! چون فدای u شده !!

    ———————-

    آرزومند قطع برق شما در حین پخش سریال حضرت یوسف !!
    از طرف معبد آمون !!!

    ———————-


    سلام ، ببخشین مزاحم میشم
    میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده !!!؟
    ———————-
    یک عدد خانم تحصیلکرده که مدتیست که از هم اکنون وقت آزاد بیشتری دارد، آماده ازدواج است. سرشناس – پولدار – برنزه! – با خواستگارهای فراوان
    پیشنهادات شما هم بررسی می شود!..

    .
    .

    رایس
    ———————-
    اگه می دونستی دستای سرد من چقدر گرمی دستاتو نیازمنده ، اینقدر دست تو دماغت نمی کردی
    ———————-
    دومی ها… سومی ها… دیپلمه ها… دانشجویان… مهندسان… وکلا… پزشکان… هنرمندان …
    همتون فدای کسی که الان داره این اس ام اس رو می خونه …
    ———————-
    یارو میره معدن
    .
    .
    .
    .
    .
    . بقیش باشه بعدن

    مشترک گرامی این اس ام اس برای بیدار کردن شما در نیمه شب فرستاده شده است لطفا پس از خواندنش لبخند بزنید و سعی کنید دوباره بخوابید !
    ———————–
    شرمنده به خدا، آره میدونم خواب بودی، خوب بابا فحش نده دیگه، کارت داشتم که بیدارت کردم.
    میخواستم بدونم ماهی وقتی غذا میخوره، آب نمیره تو دهنش؟
    ———————–
    اومدم ازت معذرت خواهی کنم . میدونم خیلی تعجب کردی که واسه چی ؟ بعد وقتی میگم نمیفهمی ناراحت میشی . آخه الان مگه ساعت ۳ نصفه شب نیست . خب واسه اینکه نصفه شب بیدارت کردم اومدم ازت عذرخواهی کنم . میشه منو ببخشی !
    ———————–
    می خواستم یه چیز مهم رو بگم
    پاهات از زیر لحاف اومده بیرون . یه وقت سرما نخوری!
    ———————–
    ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم
    کار خوبی کردم؟
    ———————–
    ببین عزیز دلم پاشو………..
    اگه پا نشی قهر میکنما………….
    خب دلم برات تنگ شده…………
    جون من پاشو…………
    پاشدی………….
    افرین عزیزم…………
    حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!
    ———————–
    یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟
    ———————–
    می دونم خوابی عزیزم. ولی من از دوری و دلتنگی تو خوابم نمی بره، مطمئنم اگه می دونستی من به خاطر تو نخوابیدم تو هم نمی خوابیدی!
    ———————–
    * یه سوال برام پیش اومده، شبا که میگن: “بگیر بخواب” چی رو باید بگیریم؟؟؟ بی خیال حالا، بگیر بخواب!!
    * چند تا اس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم، هزینه ام زیاد نشه!!
    * این اس ام اس فقط برای دویدن شما به سوی موبایل بوده و هیچ خاصیت دیگه نداره!!
    * سلام این اس ام اس صرفاً جهت یادآوری به شما برای مسواک زدن است و ارزش قانونی دیگه ای ندارد. شب بخیر!!
    * همه جا امن و امانه! تو راحت بگیر بخواب!!
    * پاشو سرت از رو متکا افتاده پایین!!
    * مشترک گرامی این اس ام اس به منظور بیدار کردن شما می باشد لطفاً لبخند بزنید!!
    * می گم پاشو یه چند تا اس ام اس بفرستیم اینور اونور مردمو بیدار کنیم. خیلی حال میده!!
    * هر وقت به هوش اومدی به من زنگ بزن!!
    * ببین عزیز دلم پاشو… اگه پا نشی قهر میکنما… خب دلم برات تنگ شده… جون من پاشو… پاشدی… آفرین عزیزم… حالا که پاشدی بوسم کن بگیر بخواب!!
    * سلام. ببخشید بد موقع مزاحم شدم! راستش را بخواهید یه سوالی داشتم خیلی وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، می خواستم بپرسم… می خواستم… اصلاً ولش کن. بزار برای بعد، خب؟!!
    * سلام… تو رو خدا ببخش… نمی خواستم این موقع شب بیدارت کنم… واقعاً ببخش… سعی کن درکم کنی… من موبایلم گم شده زنگ بزن به گوشیم تا ببینم کجاست. شرمنده!!
    * خیلی ببخشید. مثل اینکه موقع بدی مزاحم شدم. خواستم بپرسم آب خوردی، آفتابه رو کجا گذاشتی؟!!
    * سلام. اصلاً نمی خواستم بیدارت کنم ولی مجبورم. من می خوام برم wc ولی تاریکه می ترسم تو رو خدا تو هم بیا!!
    * می خواستم ببینم شبا که می خوای بخوابی گوشیتو خاموش می کنی که سره کارت نزارن…!!
    * خوش حالم که خوابی عزیزم! چون اگه بیدار بودی و می دونستی از دلتنگی تو خوابم نمی بره حتماً خوابت نمی برد!!
    * به اشتیاق اولین دانه برف، به تحمل آخرین برگ پاییز، به گرمای تن خورشید و به زیبایی آسمان شب قسم می خورم که سر کاری!!
    * ببین الآن ساعت ۱۲شبه. ۱ ساعته دیگه قراره که منگلا برن پیش خدا و شفا بگیرن. حواست باشه یادت نره ها، خواب نمونی یه وقت!!
    * هه هه هه گول خوردی من اس ام اس نبیدم وجدان موبایلت بیدم فقط وخاستم منو از جیبت در ویاری تا کمی هوا وخورم جیگر!!
    * این اس ام اس رو فرستادم فقط برای اینکه مشغول باشی و دست تو دماغت نکنی!!

    سلام… تو رو خدا ببخش… نمی‌خواستم این موقع شب بیدارت کنم… واقعاً ببخش.. .سعی کن درکم کنی… من موبایلم گم شده زنگ بزن به گوشیم تا ببینم کجاست. شرمنده‌ام
    غرض مزاحمت بود که به حمدالله حاصل شد
    این اس ام اس رو وقتی دوروبرت کسی نیست بخون. اگر هم عجله داری برو یه جای خلوت و تنهایی بخونش


    پشت سرتو بپا


    کسی نیست داری می خونی؟


    خوب خدا را شکر کسی نیست ببین سرکاری!
    و من خودم را با تو تعریف میکنم
    واسه همینه که زندگیم به گه کشیده شده !

    بی تو هر گز نمی توانم بمیرم
    .
    .
    .
    پس بیا با هم گور به گور بشیم!!!

    از خدا پول خواستم، بانک داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا می ترسم ازش تو رو بخوام، یه گله گوسفند بده!

    می دونی شکست عشقی یعنی چی؟
    یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!

    می دونی فرق تو با گه چیه؟……..شوخی کردم هیچ فرقی ندارین!

    امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
    .
    .
    .
    .فدات شم

    ای مسیج که میروی به سویش
    از جانب من برین به رویش!

    اگه عشق من تو نیستی
    .
    .
    خوب حتما یکی دیگست

    خیلی بی فرهنگ و بی شعوری
    .
    .
    .در جامعه امروز بیداد می کنه

    عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر ساختند. (ویلیام شکسپیر)
    قیمت میوه در میادین تره بار به شدت افزایش یافت. قدر خودتو بدون هلو

    آدم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره
    وقتی زن داره فقط زن داره!

    بار اول که نگاهم کردی فکر کردم عاشقی،… بار دوم فکر کردم دیوانه ای،… بار سوم فکر کردم دوستم داری… اما بعدها فهمیدم آدم ندیده ای!

    مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده ناتمام است
    و وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است!

    اطلاعیه عمومی: از کلیه طرفداران تیم استقلال دعوت می کنیم
    پول هاشون رو روی هم بذارن و یک دستگاه فاکس برای تیم بخرند تا دوباره آبروی ایران نره.
    یه روز. هه
    یه روز.. هه هه
    یه روز… هه هه هه
    ببخشید الان خنده ام می گیره بعدا برات تعریف می کنم!
    آمازون با تمام درختاش… آسمون با تمام ستاره هاش… دنیا با تمام آدمهاش… بارون با تمام قطراتش خلاصه اگر همه رو با هم جمع کنی، خیلی می شه!

    میدونی بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی

    جهان بیش از ۶ میلیارد نفر جمعیت داره…عجب…یکی نیست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسیج می‌فرستم

    هر زنی دو مرد را دوست دارد.
    یکی ساخته تخیلات اوست، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!

    فرخنده میلاد باسعادت دومین گوسفند شبیه سازی شده بر شما و سایر گوسفندان این مرز و بوم مبارک باد

    برگ از درخت خسته میشه
    پاییز همش بهونه است

    فردا ماه گرفتگی شروع می شه. اگر منو گرفتن، تو مواظب خودت باش!

    زبان اجوج مجوج بلدی ؟ ” یراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد یلیخ منکیم ساسحا ” لطفا از آخر بخون!

    ببخشید از شرکت گاز مزاحمتون میشم میشه یک گاز از لپتون بگیرم

    یه خروس دارم روزی ۶ تا تخم می ذاره
    باور نمی کنی؟ اینم عکسش:
    _=/.l.=
    _(^/^)
    .{= =}/
    _j—–L
    این هم تخم هایی که می ذاره:
    O O 0 O O 0

    یه معادله خیلی جالب :سن خودت رو ضرب در ۴ کن.با ۱۴ جمع کن.حالا تقسیم بر ۳ کن.بعد اینکه نتیجه رو به دست آوردی.برای ابله بعدی بفرست

    قد
    قد
    قد
    قد
    خوبه , فردا تخم گذاشتنم یاد میگیری !!!!!!

     

     

     

     

     

    یک عالمه sms عاشقانه

    شادی را علت باش ، نه شریک ... و غم را شریک باش ، نه دلیل (زرتشت)

    از با تو بودن ، دل عادتی ساخت که هرگز بی تو بودن را باور ندارم !

    سلام به سلامتی باغچه ، که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده

    سوزن عشقت خورد به تیوپ قلبم و گفت Pisssssssssss ولی بازم مهم نیسسسسسسسسسس!!!

    غمگین و بیقرارم ، زخمی تز از 3 تارم ..... وقتی تو را ندارم نفرین به هرچه دارم

    تقدیم به آنکه دوریش غمم ، خانه اش قلبم و فراموشی اش مرگم است

    روزم سپری شد به امیدی که شب آید ..... شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد ..... ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا ...... در حسرت دیدار تو جانم به لب آید !!

    داستان زندگی من قصه ای است که متن آن وجود توست و پایانش نبود توست

    غم اگر ترکم کند  تنهای تنها میشوم .... تو اگر ترکم کنی رسوای عالم میشوم

    یادمان نرود که ما برای یک بار ایستادن هزار بار افتاده ایم !

    بر دوش دلم بار غمت سنگین است .... دور از تو همیشه قلب من غمگین است .... آن شب که دلت شکست یادت باشد .... تاوان شکستن دل من این است

    مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود که همه پیکر من زیر زمین خاک شود

    آسمون به دریا گفت این بالا خیلی خوبه ، همه جا را میشه دید .... دریا گفت این پائین از اون بالا هم بهتره چون فقط تو رو میشه دید

    قلب کوچکم هنوز چشم انتظار توست .... گرچه بی وفا شد باز بیقرار توست

    دوشاخه گل یا جام مستی .... قربان شما هرجا که هستی ...

    لوتی ترین پیام سال : بند کفشتیم گره بزن خفه شیم !!!!

    غزال خوش غزل تویی .... شیرین تر از عسل  تویی .... بین تمام آدما ..... نگین بی بدل تویی

    در مکتب ما رسم فراموشی نیست .... در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست .... مهر تو اگر به هستی ما افتاد .... هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

    در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست .... عهد با هر کس ببندیم جانمان در دست اوست

    بیا  تنها هوادار دلم باش .... یگانه گل به گلدان دلم باش ..... به وقت غم پرستاری ندارم .... بیا جانا پرستار دلم باش

    هزار سال در این آرزو توانم بود تو هر چه دیر بیایی ، هنوز باشد زود

    مهربانی را اگر قسمت کنند من یقین دارم به ما هم میرسد .... آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد

    آسمان وقف نگاهت گل من ...... ‌مانده ام چشم به راهت گل من ...... هر کجا هستی و باشی گویم ...... که خدا پشت و پناهت گل من

     مهم نبوده سوختنم ، دور از تو پرپر زدنم ..... مهم تو بودی عشق من، نه قصه شکستنم ...... به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم .....

    ادامه sms ها در ادامه مطلب...


     نمیگم دلم اسیره نمیگم پیش تو گیره  ..... من میگم اگه نباشی دلم از غصه می میره

     عطر حرفات واسه من بوی گل شقایقه ..... تو رو دیدن واسه من قشنگ ترین دقایقه

     غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر ..... شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

     یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست .... ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست

     هر کدوم از ما چون فرشتگانی با 1 بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم 

    نگو هرگز خدا حافظ که از تنهایی بیزارم ... ز پیش من نرو هرگز که من تنها تو را دارم

     روی خرابترین خرابه تخت جمشید می نویسم : خرابتم لوتی

     اگه تنم کویره ... اگه نگام فقیره ... یه قلب پاک و ساده .... به عشق تو اسیره !

     در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی .... تا نگردد رایگان عشقت گروگان کسی

     از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسیکه دوستش دارم ؟ گفت بنویس بی تو فردایی ندارم

     سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست ..... خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست

     تقدیم به آنکه محبتش در خاطرم ، خاطرش در یادم و یادش دردلم زنده است

     عاشقان را عشق فرمان میدهد و لوتیان را معرفت

     سعی کن به آنچه دوست  داری برسی و گرنه مجبوری به آنچه رسیدی دوستش بداری

     خودم : شمع .... دلم : غریب .... کوله بارم : حسرت .... گناهم : عشق .... عشق و امیدم : دیدار تو

     بزرگترین ارتفاعی که باعث مرگم میشه افتادن از چشم توست 

     خط عشق : یعنی راهی که در آن وقتی پا گذاشتی هرچی داری ازت میگیره و داغونت میکنه!!!!

     عابر شهر چشاتم دل من اهل ریا نیست .... اونی که مثل تو باشه حتی توی قصه ها نیست

     تنها دارویی که دو خاصیت داره چشمای نازته که هم آروم میکنه هم داغون

    میدونی بی نمک ترین آدم روی زمین کیه ؟ خب تویی دیگه ، آخه عسل که نمک نداره !!

     ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدیم هیچ چیزی تلختر از ندیدنت نیست

     من الان تعمیرگاه سرکوچتونم میدونی چرا ؟ چون خرابتم !!

     گر مستی چشمان سیاه تو گنا ه است ، من طالب آن مستی و خواهان گناهم

     اسمتو روی کوه نوشتم خراب شد ، روی شمع نوشتم آب شد ، روی قلبم نوشتم شکست ، جمع کن خودتو با این اسمت

     میدونی صفای آدمهای پابرهنه به چیه ؟ هیچ ریگی تو کفششون نیست . پا برهنتیم رفیق

     دوستم بدار آنقدر که دوستت دارم ، فراموشم نکن که دوستت داشته باشم

     یک شاخه گل یک دنیا مهربونی ، تقدیم به توکه هم گلی هم مهربونی

    وقتی کسی به دل نشست ، نشستنش مقدس است ، حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بس است

     صفحه ساعتم را تیره میکنم تا نبینم لحظات بی تو بودن را

     کندوی باغ هستی بی تو عسل ندارد ... بی تو کتاب عشقم ضرب المثل ندارد

     ما فقیران قلبمان بی کینه است ... دوستی با هرکه کردیم جای آن در سینه است

     کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه هاش ، اونوقت هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم

     ذغال قلیونتم رفیق ! می سوزم تا بسازمت

     از با تو بودن ، دل عادتی ساخت ، که هرگز بی تو بودن را باور ندارم

     از دست زمانه تیر باید بخوری .... دائم غم ناگزیر باید بخوری .... صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست .... بچه تو هنوز شیر باید بخوری

     دفتر نقاشی من تو شهر غم گم شده ... به کی بگم ؛ با معرفت دلم برات تنگ شده !!!

    بمیرد انکه غربت را بنا کرد .... تو را از من مرا از تو جدا کرد 

     نگو هرگز خداحافظ که از تنهایی بیزارم ..... زپیش من نرو هرگز که من تنها تو را دارم

     عشق تو به تار و پود جانم بسته است ..... بی روی تو درهای جهانم بسته است

     در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم

    نمیگم دوست دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بی خیال دیونست دیگه ...

    یادت باشه وقتی بارون اومد صورتتو ازش دریغ نکنی ، چون از آسمون تا زمینو به امید بوسیدن تو اومدن

    آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم ... آن عهد که بستیم به پیمانه شکستیم ... ای فاتح هر قلب همان طور که گفتی ... ما عهد شکستیم ولی دل نشکستیم ...

     خدایا نسیم نوازش کجاست ... کویرم ، سرآغاز بارش کجاست .... بیا تا به لبخند عادت کنیم ... به این راز پیوند عادت سکنیم .... بیا ساده مثل چکاوک شویم ... بیا باز گردیم و کودک شویم

     تو دریایی و من موجی اسیرم .... که می خواهم در آغوشت بمیرم ..... بیا دریای من آغوش بر کش ..... نمی خواهم جدا از تو بمیرم

     هوس بازان کسی را که زیبا می بینند دوست دارند اما عاشقان کسی را که دوست دارند زیبا می ببنند 

     اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم ، هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی ، رنگین کمان من ....

     برای زندگی کردن دو چیز لازم است : قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     اگر تو بیایی به پرستاری من .... شب هجران نکند قصد دل آزاری من

     اگر دنیا پر از عاشق نباشه .... تو این دنیا دل صادق نباشه ..... همون بهتر که این دنیا نباشه .... زمین و آسمون یکجا فنا شه

     عشق، نردبانی است که ما را از خود بالا می کشد .... عشق، همان فعل انفعالی است که در برابر گل سرخ به ما دست می دهد ..... عشق ، عزرائیل زیبایی است که رسید ، جسم ما را می گیرد و قبض روح را امضا می کند .... عشق، اولین آهی است که در آیینه کشیده ایم ..... عشق ، اولین حقوق ما از باجه معرفت است ..... عشق ، خرید و فروش با پای عاشق و معشوق است

     قلب من یک جاده تاریک بود .... با تو قلبم کلبه پیوند شد .... اشک هایم مثل نیلوفر شکفت .... حاصلش یک اسمان پیوند شد

     جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد ..... از عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند ، خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز کنند . پلیس راه عاشقان

     بخشندگی را از گل بیاموز ، زیرا حتی ته کفشی که لگد مالش می‌کند را هم خوش بو می‌کند 

     عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی ، اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری

     لحظه دیدن تو لحظه مرگ من است ، مرگ پایان من نیست آغاز عشق من است

     عشق یعنی حسرتی در یک نگاه ..... عشق یعنی غربتی بی انتها ..... عشق یعنی فرصت اما کوتاه .... عشق یعنی مرگ اما بی صدا

     عشق یعنی: چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست... ؛ و چون برف ، ذوب شدن بر غم های دوست 

     عاشق سر مست و بی پروا منم ..... بی خبر از خیش و از دونیا منم ..... بس که با جان و دلم آمیختی ...... کس نداند این تو هستی یا منم...؟؟؟

     میدونی فرق تو با خون چیه ؟ خون میره تو قلب و بر میگرده ولی تو رفتی تو قلب و بر نمیگردی

     همیشه با غمت من در ستیزم ..... به این خاطر همیشه اشک ریزم ..... به هر برگ گلی این را نوشتم : ..... تویی امید من تنها عزیزم

     لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته ، چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه

     کاش میشد بر جدایی خشم کرد .... شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد .... کاش میشد خانه ای از مهر ساخت ..... مهربانی را در آن سرمشق کرد

     وقتی می خواهم بگویم چقدر برایم عزیزی ، واژه ها کم می آورند به همین جهت ساده می گویم که دوستت دارم

    میدونی بهترین دوست کیه ؟ اونی که اولین قطره اشک تو رو میبینه ، دومیشه پاک میکنه ، سومیشو تبدیل به خنده میکنه

    زیباست که با خدای خود چت بکنیم ..... در سایت نماز شب عبادت بکنیم ..... ای کاش که ما فلاپی دلها را ...... با عشق علی و آل ، فرمت بکنیم

    یه خره با حسرت به اسب نگاه میکنه و میگه : ای کاش تحصیلاتم را ادامه داده بودم !!

    فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشان داریم بی فایده است ، زمان به زودی به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نداریم

    هیچ گاه یک برگ سفید را قاب نمیگیرند ، برای قاب گرفتن باید حرفی برای گفتن داشت

    گرمترین احساست را تقدیم کسی کن که ، همواره در سردترین لحظه ها به یاد تو بوده است

    اگه مثل شپش توی موهام باشی ، قول میدم برای موندنت تا آخر عمر حموم نرم

    آه ای مردی که لبهای مرا ، از شراره بوسه ها سوزانده ای ، هیچ در عمق دو چشم خاموشم ، راز این دیوانگی را خوانده ای ، هیچ در عمق دو چشم خاموشم ، راز این دیوانگی را خوانده ای ، هیچ میدانی که من در قلب خویش ، نقشی از عشق تو پنهان داشتم ، هیچ میدانی کز این عشق نهان آتشی سوزنده بر جان داشتم ، خلوتی میخواهم و آغوش تو ، خلوتی میخواهم و لبهای جانم ، تا به تو ساغری از باده ی مستی دهم ، آه ای مردی که لبهای مرا از شراره بوسه ات سوزانده ای ، این کتاب بی سرانجام است و تو ، صفحه ی کوتاهی از آن را خوانده ای

    مهربانی را اگر قسمت کنیم .... من یقین دارم به ما هم میرسد .... آدمی گر ایستد بر بام عشق ..... دستهایش تا خدا هم میرسد

    من پر از حرف سکوتم ..... خالیم رو به سقوطم .... بی تو و آبی عشقت .... تشنه ام ، کویر لوتم

    پلک نمیزنم ، نکند به اندازه یک چشم برهم زدن ، چشم از دلم برداری

    رو غبار پشت شیشه ، اسم خوبت رو نوشتم ..... مثل هر روز و همیشه اینه انگار سرنوشتم .... رو تن سرد درختا ، اسممون رو حک میکردم .... به امید روز دیدار به تو هرگز شک نکردم

    عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان آب را پر از بوسه های بی پاسخ میکند

    من آن تنهای شبگردم که در پس کوچه قلبم به دنبال تو میگردم

    اگر مردن سزای عاشقان است ، برای مردنم هر شب دعا کن

    شمع سوزان تو ام اینگونه خاموشم نکن .... گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن

    وقتی قلبت شکست خرده هایش را یه گوشه نگه دار ، درسته که هیچ وقت مثل اولش نمیشه ولی شاید بتونی تکه های گم شده قلب دیگری باشی

    عاشق آن نیست که که عشق تکیه کلامش باشد .... عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد

    با خون و غم نوشتم غربت مکان ما نیست .... از یاد بردن دوست هرگز مرام ما نیست


     


     

    تو گلی... عین گلای قشنگ قالی... تو به ظرافت تار و پود فرش های زیبای ایرانی... اصلاً تو خود فرشه پاتریسی... همونی که یه تختش کمه (:

     


      
      اس ام اس قاطی پاتی  


    اس ام اس های عاشقانه زیبا و جذاب و جدید امروز

    تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:24 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    پرتودرمانی با یون کربن ودرمان با گیراندازی نوترون بور

    پرتودرمانی با یون کربن

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    پرش به: ناوبری, جستجو

    پرتودرمانی با یون کربن (به انگلیسی: Carbon Ion Radiotherapy)، نوعی پرتودرمانی است که در آن از ایزوتوپ کربن-۱۲، استفاده می‌گردد.[۱]

    کاربرد این روش در درمان برخی گونه‌های سرطان است.[۲]

    این روش نخستین بار در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی توسعه پیدا کرد. امروزه مراکز معدودی در حال حاضر صاحب این نوع فناوری نوین در فیزیک پزشکی هستند، که اکثر آنها در ژاپن و اروپا هستند. این روش هنوز تحتپژوهش قرار دارد، و بصورت بالینی وارد پرتودرمانی نگردیده.


    درمان با گیراندازی نوترون بور

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    پرش به: ناوبری, جستجو
    طرح یک سیستم درمانی BNCT در فنلاند

    درمان با گیراندازی نوترون بور (به انگلیسی: Boron Neutron Capture Therapy) مشهور به BNCT، نوعی پرتودرمانی است که در آن از ایزوتوپ بور-۱۰، و نیز پرتوهای نوترون استفاده می‌گردد.[۱]

    کاربرد این روش در درمان برخی گونه‌های سرطان است.[۲]

    مراکز معدودی در حال حاضر صاحب این نوع فناوری نوین در فیزیک پزشکی هستند، و این روش هنوز تحت پژوهش قرار دارد، و بصورت جامع وارد پرتودرمانی بالینی نگردیده



    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:25 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 1 نظر

    انرژی خورشیدی

    خورشید زمین را گرم و روشن می‌کند. گیاهان و جانوران نیز انرژی خورشیدی را لازم دارند تا زنده بمانند. اگر خورشید نبود یا از زمین خیلی دورتر بود و گرمای کمتر به ما می‌رسید، سطح زمین خیلی سرد و تاریک می‌شد و هیچ موجودی نمی‌توانست روی آن زندگی کند. همه ما به انرژی نیاز داریم، انرژی مانند نیرویی نامرئی در بدن ما وجود دارد و آن را بکار می‌اندازد. اگر انرژی به بدن نرسد، توانایی انجام کار را از دست می‌دهیم و پس از مدتی می‌میریم.

    ما انرژی را از غذایی که می‌خوریم یدست می‌آوریم. با هر حرکت و کاری که انجام می‌دهیم، بخشی از انرژی موجود در بدن صرف می‌شود. حتی برای خواندن این مطلب هم مقداری انرژی لازم است. برای همین باید هر روز غذاهای کافی و مناسبی را بخوریم. گیاهان و جانوران نیز برای زنده ماندن و رشد و حرکت ، به انرژی نیاز دارند، که منشأ همه اینها از خورشید می‌باشد.


    تصویر




    تمام دستگاهها و ماشینهای ساخته شده بدست انسان نیز با استفاده از انرژی کار می‌کنند. بسیاری از این ماشینها برقی هستند. حتما شما هم از دستگاههایی مثل رادیو ، تلویزیون ، اطو ، یخچال و ... استفاده می‌کنید. اگر به هر دلیلی برق خانه قطع شود، تمام این دستگاهها از کار می‌افتند و بدون استفاده می‌شوند. اما آیا می‌دانید برق چطور تولید می‌شود؟ برای تولید برق ، سوختهایی مثل زغال سنگ ، نفت و گاز را می‌سوزانیم. این نوع سوختها را سوخت فسیلی می‌نامند.

    سوختهای فسیلی از باقی مانده گیاهان و جانورانی بوجود آمده‌اند که میلیونها میلیون سال قبل روی زمین زندگی می‌کردند. وقتی این جانوران و گیاهان مردند و از بین رفتند، سالهای زیادی زیر فشار لایه‌های زمین ماندند تا به زغال سنگ و نفت و گاز تبدیل شدند و می‌بینیم که همه انواع مختلف انرژی که قبل تبدیل به یکدیگر نیز هستند از یک منبع به نام خورشید ناشی شده و یا به آن مربوط می‌شود. تابش خورشید منشأ اغلب انرژیهایی است که در سطح زمین در اختیار ما قرار دارد.


    • باد : ناشی از اختلاف دمای هوا و حرکت نسبی اتمسفر زمین است.
    • آبشار : ناشی از تبخیر و بارانی که از آن نتیجه می‌شود.
    • چوب ، زغال سنگ ، نفت و ... که منشا گیاهی دارند به کمک کلروفیل و خورشید ساخته شده‌اند.



    تصویر




    خورشید چیست؟

    خورشید یک راکتور هسته‌ای طبیعی بسیار عظیم است. که ماده در آن جا بر اثر همجوشی هسته‌ای به انرژی تبدیل می‌شود و هر روز حدود 350 میلیارد تن از جرمش به تابش تبدیل می‌شود، دمای داخلی آن حدود 15 میلیون درجه سانتیگراد است. انرژیی که بدین ترتیب به شکل نور مرئی ، فرو سرخ و فرابنفش به ما می‌رسد 1 کیلو وات بر متر مربع است. خورشید به توپ بزرگ آتشین شباهت دارد که صد بار بزرگتر از زمین است.

    این ستاره‌ها از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. گازها انفجارهای بزرگی را بوجود می‌آورند و پرتوهای قوی گرما و نور را تولید می‌کنند. این پرتوها از خورشید بسوی زمین می‌آیند در طول راه ، یک سوم آنها در فضا پخش می‌شوند و بقیه بصورت انرژی گرما و نور به زمین می‌رسند. می‌دانیم که سرعت نور 300000 کیلومتر در ثانیه است. از سوی دیگر ، 8 دقیقه طول می‌کشد که نور خورشید به زمین برسد. بنابراین می‌توان فاصله خورشید تا زمین را حساب کرد. در این مسیر طولانی ، مقدار زیادی از نور و گرمای خورشید از دست می‌رود، اما همان اندازه‌ای که به زمین می‌رسد، کافی است تا شرایط مناسبی برای زندگی ما و جانوران و گیاهان بوجود آید.



    تصویر

    منبع انرژی خورشیدی


    خورشید نه تنها خود منبع عظیم انرژی است، بلکه سرآغاز حیات و منشاء تمام انرژیهای دیگر است. طبق برآوردهای علمی در حدود ۶۰۰۰ میلیون سال از تولد این گوی آتشین می‌گذرد و در هر ثانیه ۲/۴ میلیون تن از جرم خورشید به انرژی تبدیل می‌شود. با توجه به وزن خورشید که حدود ۳۳۳ هزار برابر وزن زمین است. این کره نورانی را می‌توان به‌عنوان منبع عظیم انرژی تا ۵ میلیارد سال آینده به حساب آورد.

    قطر خورشید ۶۱۰ × ۳۹/۱ کیلومتر است و از گازهایی نظیر هیدروژن (۸/۸۶ درصد) هلیوم (۳ درصد) و ۶۳ عنصر دیگر که مهم‌ترین آنها اکسیژنکربننئون و نیتروژن است تشکیل شده‌است.

    میزان دما در مرکز خورشید حدود ۱۰ تا ۱۴ میلیون درجه سانتیگراد می‌باشد که از سطح آن با حرارتی نزدیک به ۵۶۰۰ درجه و به صورت امواج الکترو مغناطیسی در فضا منتشر می‌شود.

    زمین در فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری خورشید واقع است و ۸ دقیقه و ۱۸ ثانیه طول می‌کشد تا نور خورشید به زمین برسد. بنابراین سهم زمین در دریافت انرژی از خورشید حدود از کل انرژی تابشی آن می‌باشد.

    جالب است بدانید که سوختهای فسیلی ذخیره شده در اعماق زمین، انرژیهای باد و آبشار و امواج دریاها و بسیاری موارد دیگر از جمله نتایج همین مقدار انرژی دریافتی زمین از خورشید می‌باشد.


    خورشید برای بیلیونها سال انرژی را تولید کرده است . انرژی خورشیدی ، پرتوهای خورشید است که به زمین می رسد .


    انرژی خورشید به طور مستقیم یا غیر مستقیم می تواند دیگر اشکال انرژی تبدیل شود ، همانند گرما و الکتریسیته . موانع اصلی ( مشکلات ، یا انتشار برای فائق آمدن ) انرژی خورشیدی شامل

    (1) روشها متغیر و متناوب که آن به سطح می رسد 

    (2 ) ناحیه بزرگ برای جمع آوری و ذخیره آن در یک سرعت مفید مورد نیاز است .

    انرژی خورشید برای حرارت آب ، برای استفاده دینامیکی ، حرارت فضایی ساختمانها ، خشک کردن تولیدات کشاورزی و تولید انرژی الکتریسیته مورد استفاده قرار می گیرد .


    در سال 1830 شاره شنای انگلین به نام جون هر شل John Herschel یک جعبه جمع آوری خورشیدی را برای پختن غذا در طول یک سفر در افریقا استفاده کرد . هم اکنون مردم تلاش می کنند انرژی خورشیدی را برای چیزهای زیادی استفاده کنند .


    کاربردهای الکتریکی فتوو لتایک ها را آزمایش می کنند یک فرایند که توسط آن انرژی نور خورشید به طور مستقیم به الکتریسیته تبدیل می شود . الکتریسیته می تواند به طور مستقیم از انرژی خورشید تولید شود و ابزارهای فتوولتایک استفاده کند یا به طور غیر مستقیم از ژنراتورهای بخار ذخایر حرارتی خورشیدی را برای گرما بخشیدن به یک سیال کاربردی مورد استفاده قرار می دهند .

    انرژی فتو ولتایک


    انرژی فتو ولتایک . تبدیل نور خورشید به الکتریسیته از میان یک سلول فتو ولتاتیک (pvs) می باشد، کخ بطور معمول یک سلول خورشیدی نامیده می شود. سلول خورشیدی یک ابزار غیر مکانیکی است که معمولاً از آلیاز سیلیکون ساخته شده است.

    نور خورشید از فتو نهی ،یا ذرات انرزی خورشیدی ساخته شده است این فتو نهی مغادیر متغیر انرژی را شامل می شود مشابه طول مولد های متفاوت اسپکتروم های نوری هستند .

    وقتی فتو نهی به یک سلول فتو ولتاتیک بر خورد می کند، ممکن است منعکس شوند ،مستفیم از میان آن عبور کنند ،یا جذب شوند. فقط فتو نهی جذب شده انرژی را برای تولید الکتریسیته فراهم می کنند .وقتی که نور خورشید کافی یا انرژی توسط جسم نیمه رسانا جذب شود ،الکترون از اتم های جسم جابجا می شوند.


    رفتار خاصی سطح جسم در طول ساختن باعث می شود سطح جلویی سلول که برای الکترون های آزاد بیشتر پذیرش یابد .بنا براین الکترون ها بطور طبیعی به سطح مهاجرت می کنند .




    زمانی که الکترون ها موقعیت n را ترک می کنند و سوراخ هایی شکل می گیرد .تعداد الکترونها زیاد است ،هر کدام یک بار منفی را حمل می کنند و به طرف جلو سطح سلول می روند ،در نتیجه عدم توازون بار بین سلولهای جلویی وسطوح عقبی یک پتانسیل ولتاژ .شبیه قطب های مثبت ومنفی یک باطری ایجاد می شود.

    وقتی که دو سطح از میان یک راه داخلی مرتبط می شود ،الکتریسیته جریان می یابد .

    سلول فتو ولتاتیک قاعده بلوک ساختمان یک سیستم pv است.

    سلولهای انفرادی می توانند در اندازه هایی از حدود cm 1 تا cm10 از این سو به آن سو متغیر می شود .

    با این وجود ،توان 1یا 2 وات تولید می کند ،که انرژی کافی برای بیشتر کار بردها نیست.برای اینکه بازده انرژی را افزایش دهیم ،سلولها بطور الکتریکی به داخل هوای بسته یک مدول سخت مرتبط می شود .

    مدولها می توانند بیشتر برای شکل گیری یک آرایش مرتبط شوند.

    اصطلاح آرایش به کل صفحه انرژی اشاره می کند ،اگر چه آن از یک یا چند هزار مدول ساخته شدهباشد ،آن تعداد مدولها ی مورد نیاز می توانند بهم مرتبط شوند برای اینکه اندازه آرایش مورد نیاز (تولید انرژی) را تشکیل دهند.

    اجرای یک آرایش فتو ولتاتیک به انرژی خورشید وابسته است .

    شرایط آب وهوایی (همانند ابر و مه )تاثیر مهمی روی انرزی خورشیدی دریافت شده توسط یک آرایش pv و در عوض ،اجرایی آن دارد .بیشتر تکنولوژی مدول های فتو ولتاتیک در حدود 10 درصد موثر هستند در تبدیل انرژیخورشید با تحقیق بیشتر مرتبط شوند برای اینکه این کار را به 20 درصدافزایش دهند.


    سلولهای pv که در سال 1954 توسط تحقیقات تلفنی بل bell کشف شد حساسیت یک آب سیلیکونی حاضر به خورشید را به طور خاصی آزمایش کرد .ابتدا در گذشته در دهه 1950،pvs برای تامین انرژی قمر های فضا در یک مورد استفاده قرار گرفتند.

    موفقیت pvs در فضا کار برد های تجاری برای تکنو لوژی pvs تولید کرد .ساده ترین سیستم های فتو ولتاتیک انرژی تعداد زیادی از ماشین حساب های کوچک و ساعتهای مچی را هر روز استفاده کردند.

    بیشتر سیستم های پیچیده الکتریسیته را برای پمپاژ آب ،انرژی ابزارهای ارتباطی ،وحتی فراهم کردن الکتریسیته برای خانه هایمان فراهم می کنند .

    تبدیل فتو ولتاتیک به چندین دلیل مفید است .تبدیل نور خورشیدبه الکتریسیته مستقیم است ،بنابراین سیستم های تولید کننده مکانیکی به حجم زیادی لازم نیستند .خصوصیت مدولی انرژی فتو ولتاتیک اجازه می دهد به طور سریع آرایش ها در هر اندازه مورد نیاز یا اجازه داده شده نصب شوند .

    همچنین ،تاثیر محیطی یک سیستم فتو ولتاتیک حد اقل است ،آب را برای سیستم نیاز ندارد پختن و تولید محصول فرعی نیست .سلولهای فتوولتاتیک ،همانند باتریها ،جریان مستقیم (dc)را تولید می کنند که به طور عمومی برای برای راههای کوچکی مورد استفاده است (ابزار الکترونیک).وقتی که جریان مستقیم از سلولهای فتوولتاتیک برای کاربردهای تجاری یا لحیم کردن کار برد های الکتریکی استفاده می شود .

    شبکه های الکتریکی بایستی به جریان متناوب (AC)برای استفاده تبدیل کننده ها تبدیل شوند ،ابزارهای حالت جامد که جریان مستقیم را به جریان متناوب تبدیل می کنند . به طور تاریخی PVS در جاهای دور برای تولید الکتریسیته بکار گرفته شده است .با این وجود یک بازار برای تولید از PVS را توزیع کنند ممکن است با بی نظمی قیمتهای تبدیل و توزیع همزمان با بی نظمی الکتریکی توسعه داده شود .

    جایگزین ژنراتو های کوچک مقیاس عددی در تغذیه کنندهای الکتریکی می توانند اقتصاد واعتبار سیستم توزیع را بهبود بخشد.


    تاریخچه

    شناخت انرژی خورشیدی و استفاده از آن برای منظورهای مختلف به زمان ماقبل تاریخ باز می‌گردد. شاید به دوران سفالگری، در آن هنگام روحانیون معابد به کمک جامهای بزرگ طلائی صیقل داده شده و اشعه خورشید، آتشدانهای محرابها را روشن می‌کردند. یکی از فراعنه مصر معبدی ساخته بود که با طلوع خورشید درب آن باز و با غروب خورشید درب بسته می‌شد.

    ولی مهم‌ترین روایتی که درباره استفاده از خورشید بیان شده داستان ارشمیدس دانشمند و مخترع بزرگ یونان قدیم می‌باشد که ناوگان روم را با استفاده از انرژی حرارتی خورشید به آتش کشید گفته می‌شود که ارشمیدس با نصب تعداد زیادی آئینه‌های کوچک مربعی شکل در کنار یکدیگر که روی یک پایه متحرک قرار داشته‌است اشعه خورشید را از راه دور روی کشتیهای رومیان متمرکز ساخته و به این ترتیب آنها را به آتش کشیده‌است. در ایران نیز معماری سنتی ایرانیان باستان نشان دهنده توجه خاص آنان در استفاده صحیح و مؤثر از انرژی خورشید در زمان‌های قدیم بوده‌است.

    با وجود آنکه انرژی خورشید و مزایای آن در قرون گذشته به خوبی شناخته شده بود ولی بالا بودن هزینه اولیه چنین سیستمهایی از یک طرف و عرضه نفت و گاز ارزان از طرف دیگر سد راه پیشرفت این سیستمها شده بود تا اینکه افزایش قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ باعث شد که کشورهای پیشرفته صنعتی مجبور شدند به مسئله تولد انرژی از راههای دیگر (غیر از استفاده سوختهای فسیلی) توجه جدی‌تری نمایند.


    کاربردهای انرژی خورشید

    در عصر حاضر از انرژی خورشیدی توسط سیستم‌های مختلف و برای مقاصد متفاوت استفاده و بهره‌گیری می‌شود که عبارت‌اند از:

    1. استفاده از انرژی حرارتی خورشید برای مصارف خانگی، صنعتی و نیروگاهی.
    2. تبدیل مستقیم پرتوهای خورشید به الکتریسیته بوسیله تجهیزاتی به نام فتوولتائیک.

    استفاده از انرژی حرارتی خورشید

    این بخش از کاربردهای انرژی خورشید شامل دو گروه نیروگاهی و غیر نیروگاهی می‌باشد.

    کاربردهای نیروگاهی

    تأسیساتی که با استفاده از آنها انرژی جذب شده حرارتی خورشید به الکتریسیته تبدیل می‌شود نیروگاه حرارتی خورشیدی نامیده می‌شود این تأسیسات بر اساس انواع متمرکز کننده‌های موجود و بر حسب اشکال هندسی متمرکز کننده‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:

    • نیروگاههایی که گیرنده آنها آینه‌های سهموی ناودانی هستند
    • نیروگاه‌هایی که گیرنده آنها در یک برج قرار دارد و نور خورشید توسط آینه‌های بزرگی به نام هلیوستات به آن منعکس می‌شود. (دریافت کننده مرکزی)
    • نیروگاه‌هایی که گیرنده آنها بشقابی سهموی (دیش) می‌باشد

    قبل از توضیح در خصوص نیروگاه خورشیدی بهتر است شرح مختصری از نحوه کارکرد نیروگاه‌های تولید الکتریسیته داده شود. بهتر است بدانیم در هر نیروگاهی اعم از نیروگاههای آبی، نیروگاههای بخاری و نیروگاههای گازی برای تولید برق از ژنراتورهای الکتریکی استفاده می‌شود که با چرخیدن این ژنراتورها برق تولید می‌شود. این ژنراتورهای الکتریکی انرژی دورانی خود را از دستگاهی بنام توربین تأمین می‌کنند. بدین ترتیب می‌توان گفت که ژنراتورها انرژی جنبشی را به انرژی الکتریکی تبدیل می‌کنند. تأمین کننده انرژی جنبشی ژنراتورها، توربین‌ها هستند توربینها انواع مختلف دارند در نیروگاههای بخاری توربینهایی وجود دارند که بخار با فشار و دمای بسیار بالا وارد آنها شده و موجب به گردش در آمدن پره‌های توربین می‌گردد. در نیروگاه‌های آبی که روی سدها نصب می‌شوند انرژی پتانسیل موجود در آب موجب به گردش در آمدن پره‌های توربین می‌شود.

    بدین ترتیب می‌توان گفت در نیروگاههای آبی انرژی پتانسیل آب به انرژی جنبشی و سپس به الکتریکی تبدیل می‌شود، در نیروگاههای حرارتی بر اثر سوختن سوختهای فسیلی مانند مازوت، آب موجود در سیستم بسته نیروگاه داخل دیگ بخار (بویلر) به بخار تبدیل می‌شود و بدین ترتیب انرژی حرارتی به جنبشی و سپس به الکتریکی تبدیل می‌شود در نیروگاههای گازی توربینهایی وجود دارد که بطور مستقیم بر اثر سوختن گاز به حرکت درآمده و ژنراتور را می‌گرداند و انرژی حرارتی به جنبشی و سپس به الکتریکی تبدیل می‌شود. و اما در نیروگاههای حرارتی خورشیدی وظیفه اصلی بخش‌های خورشیدی تولید بخار مورد نیاز برای تغذیه توربینها است یا به عبارت دیگر می‌توان گفت که این نوع نیروگاهها شامل دو قسمت هستند:

    • سیستم خورشیدی که پرتوهای خورشید را جذب کرده و با استفاده از حرارت جذب شده تولید بخار می‌نماید.
    • سیستمی موسوم به سیستم سنتی که همانند دیگر نیروگاههای حرارتی بخار تولید شده را توسط توربین و ژنراتور به الکتریسیته تبدیل می‌کند.

    نیروگاههای حرارتی خورشید از نوع سهموی خطی

    در این نیروگاهها، از منعکس کننده‌هایی که به صورت سهموی خطی می‌باشند جهت تمرکز پرتوهای خورشید در خط کانونی آنها استفاده می‌شود و گیرنده به صورت لوله‌ای در خط کانونی منعکس کننده‌ها قرار دارد. در داخل این لوله روغن مخصوصی در جریان است که بر اثر حرارت پرتوهای خورشید گرم و داغ می‌گردد.

    روغن داغ از مبدل حرارتی عبور کرده و آب را به بخار به مدارهای مرسوم در نیروگاههای حرارتی انتقال داده می‌شود تا به کمک توربین بخار و ژنراتور به توان الکتریکی تبدیل گردد.

    برای بهره‌گیری بیشتر و افزایش بازدهی لوله دریافت کننده سطح آن را با اکسید فلزی که ضریب بالایی دارد پوشش می‌دهند و همچنین در محیط اطراف آن لوله شیشه‌ای به صورت لفاف پوشیده می‌شود تا از تلفات گرمایی و افت تشعشعی جلوگیری گردد و نیز از لوله دریافت کننده محافظت بعمل آید.

    ضمناً بین این دو لوله خلاء بوجود می‌آوردند برای آنکه پرتوهای تابشی خورشید در تمام طول روز به صورت مستقیم به لوله دریافت کننده برسد.

    در این نیروگاهها یک سیستم ردیاب خورشید نیز وجود دارد که بوسیله آن آینه‌های شلجمی دائماً خورشید را دنبال می‌کنند و پرتوهای آن را روی لوله دریافت کننده متمرکز می‌نمایند.

    تغییرات تابش خورشید در این نیروگاهها توسط منبع ذخیره و گرمکن سوخت فسیلی جبران می‌شوند. در چند کشور نظیر ایالات متحده آمریکا – اسپانیا – مصر – مکزیک – هند و مراکش از نیروگاه‌های سهموی خطی استفاده شده‌است که این نیروگاهها یا در مرحله ساخت و یا در مرحله بهره‌برداری قرار دارند. در ایران نیز تحقیقات و مطالعاتی در زمینه این نیروگاهها انجام شده و پروژه یک نیروگاه تحقیقاتی با ظرفیت ۳۵۰ کیلووات توسط سازمان انرژیهای نو ایران در شیراز در حال انجام می‌باشد و انتظار می‌رود تا پایان سال ۸۳ به بهره‌برداری برسد.

    کلیه مراحل مطالعاتی، طراحی و ساخت این نیروگاه‌ به طور کامل توسط مختصصین و مهندسان ایرانی انجام می‌پذیرد.

    بدیهی است که با افزایش ظرفیت فنی و علمی که در اثر اجرای پروژه نیروگاه خورشیدی شیراز عابد محققین مجرب ایرانی می‌شود ایران در زمره محدود کشورهای سازنده نیروگاه‌های خورشید از نو ع متمرکز کننده‌های سهموی خطی قرار خواهند گرفت.

    نیروگاههای حرارتی از نوع دریافت کننده مرکزی

    در این نیروگاه‌ها پرتوهای خورشیدی توسط مزرعه‌ای متشکل از تعداد زیادی آینه منعکس کننده بنام هلیوستات بر روی یک دریافت کننده که در بالای برج نسبتاً بلندی استقرار یافته‌است متمرکز می‌گردد. در نتیجه روی محل تمرکز پرتوها انرژی گرمایی زیادی بدست می‌آید که این انرژی بوسیله سیال عامل که داخل دریافت کننده در حرکت است، جذب می‌شود و بوسیله مبدل حرارتی به سیستم آب و بخار مرسوم در نیروگاه‌های سنتی منتقل شده و بخار فوق گرم در فشار و دمای طراحی شده برای استفاده در توربین ژنراتور تولید می‌گردد.

    این سیال عامل در مبدلهای حرارتی در کنار آب قرار گرفته و موجب تبدیل آن به بخار با فشار و حرارت بالا می‌گردد. در برخی از سیستم‌ها سیال عامل آب است و مستقیماً در داخل دریافت کننده به بخار تبدیل می‌شود.

    برای استفاده دائمی از این نوع نیروگاه‌ در زمانی که تابش خورشید وجود ندارد مثلاً ساعات ابری یا شبها از سیستم‌های ذخیره کننده حرارت و یا احیاناً از تجهیزات پشتیبانی که ممکن است از سوخت فسیلی استفاده کنند جهت ایجاد بخار برای تولید برق کمک گرفته می‌شود.

    مطالعات و تحقیقات در زمینه فناوری و سیستمهای این نیروگاه‌ها ادامه دارد و آزمایشگاهها و مؤسسات متعددی در سراسر دنیا در این زمینه فعالیت می‌کنند.

    مطالعات ساخت اولین نیروگاه خورشیدی ایران از نوع دریافت کننده مرکزی توسط سازمان انرژیهای نو ایران و با کمک شرکتهای مشاور و سازنده داخلی با ظرفیت یک مگاوات و سیال عامل آب و بخار در طالقان جریان دارد. کلیه مطالعات اولیه و پتانسیل سنجی و طراحی نیروگاه به انجام رسیده و یک نمونه هلیوستات نیز ساخته شده‌است.

    نیروگاه‌های حرارتی از نوع بشقابی

    در این نیروگاهها از منعکس کننده‌هایی که به صورت شلجمی بشقابی می‌باشد جهت تمرکز نقطه‌ای پرتوهای خورشیدی استفاده می‌گردد و گیرنده‌هایی که در کانون شلجمی قرار می‌گیرند به کمک سیال جاری در آن انرژی گرمایی را جذب نموده و به کمک یک ماشین حرارتی و ژنراتور آن را به نوع مکانیکی و الکتریکی تبدیل می‌نماید.

    دودکش‌های خورشیدی

    روش دیگر برای تولید الکتریسیته از انرژی خورشید استفاده از برج نیرو یا دودکش‌های خورشیدی می‌باشد در این سیستم از خاصیت دودکش‌ها استفاده می‌شود به این صورت که با استفاده از یک برج بلند به ارتفاع حدود ۲۰۰ متر و تعداد زیادی گرم خانه‌های خورشیدی که در اطراف آن است هوای گرمی که بوسیله انرژی خورشیدی در یک گرمخانه تولید می‌شود و به طرف دودکش یا برج که در مرکز گلخانه‌ها قرار دارد، هدایت می‌شود.

    این هوای گرم بعلت ارتفاع زیاد برج با سرعت زیاد صعود کرده و با عث چرخیدن پروانه و ژنراتوری که در پایین برج نصب شده‌است می‌گردد و بوسیله این ژنراتور برق تولید می‌شود هم اکنون یک نمونه از این سیستم در ۱۶۰ کیلومتری جنوب مادرید احداث گردیده که ارتفاع برج آن به ۲۰۰ متر می‌رسد.

    مزایای نیروگاههای خورشیدی

    نیروگاه‌های خورشیدی که انرژی خورشید را به برق تبدیل می‌کنند امید است در آینده با مزایای قاطعی که در برابر نیروگاه‌های فسیلی و اتمی دارند به خصوص اینکه سازگار با محیط زیست می‌باشند، مشکل برق بخصوص در دوران انجام ذخائر نفت و گاز را حل نمایند. تأسیس و بکارگیری نیروگاه‌های خورشیدی آینده‌ای پر ثمر و زمینه‌ای گسترده را برای کمک به خودکفایی و قطع وابستگی کشور به صادرات نفت فراهم خواهد کرد. اکنون شایسته‌است که به ذکر چند مورد از مزایای این نیروگاه‌ها بپردازیم.

    الف) تولید برق بدون مصرف سوخت

    نیروگاه‌های خورشیدی نیاز به سوخت ندارند و برخلاف نیروگاه‌های فسیلی که قیمت برق تولیدی آنها تابع قیمت نفت بوده و همیشه در حال تغییر می‌باشد. در نیروگاه‌های خورشیدی این نوسان وجود نداشته و می‌توان بهای برق مصرفی را برای مدت طولانی ثابت نگهداشت.

    ب) عدم احتیاج به آب زیاد

    نیروگاه‌های خورشیدی بخصوص دودکشهای خورشیدی با هوای گرم احتیاج به آب ندارند لذا برای مناطق خشک مثل ایران بسیار حائز اهمیت می‌باشند. (نیروگاه‌های حرارتی سنتی هنگام فعالیت نیاز به آب مصرفی زیادی دارند).

    پ) عدم آلودگی محیط زیست

    نیروگاه‌های خورشیدی ضمن تولید برق هیچگونه آلودگی در هوا نداشته و مواد سمّی و مضر تولید نمی‌کنند در صورتی که نیروگاه‌های فسیلی هوا و محیط اطراف خود را با مصرف نفت – گاز و یا ذغال سنگ آلوده کرده و نیروگاه‌های اتمی با تولید زباله‌های هسته‌ای خود که بسیار خطرناک و رادیواکتیو هستند محیط زندگی را آلوده و مشکلات عظیمی را برای ساکنین کره زمین بوجود می‌آورند.

    ت) امکان تأمین شبکه‌های کوچک و ناحیه‌ای

    نیروگاه‌های خورشیدی می‌توانند با تولید برق به شبکه سراسری برق نیرو برسانند و در عین امکان تأمین شبکه‌های کوچک ناحیه‌ای، احتیاج به تأسیس خطوط فشار قوی طولانی جهت انتقال برق ندارند و نیاز به هزینه زیاد احداث شبکه‌های انتقال نمی‌باشد.

    ث) استهلاک کم و عمر زیاد

    نیروگاه‌های خورشیدی بدلایل فنی و نداشتن استهلاک زیاد دارای عمر طولانی می‌باشند در حالی که عمر نیروگاه‌های فسیلی بین ۱۵ تا ۳۰ سال محاسبه شده‌است.

    ج) عدم احتیاج به متخصص

    نیروگاه‌های خورشیدی احتیاج به متخصص عالی ندارند و می‌توان آنها را بطور اتوماتیک بکار انداخت، در صورتی که در نیروگاه‌های اتمی وجود متخصصین در سطح عالی ضروری بوده و این دستگاهها احتیاج به مراقبتهای دائمی و ویژه دارند.

    کاربردهای غیر نیروگاهی

    کابردهای غیر نیروگاهی از انرژی حرارتی خورشید شامل موارد متعددی می‌باشد که اهم آنها عبارت‌اند از: آبگرمکن و حمام خورشیدی – سرمایش و گرمایش خورشیدی – آب شیرین کن خورشیدی – خشک کن خورشیدی – اجاق خورشیدی – کوره‌های خورشیدی و خانه‌های خورشیدی.

    الف – آبگرمکن‌های خورشیدی و حمام خورشیدی

    تولید آب گرم مصرفی ساختمانها اقتصادی‌ترین روشهای استفاده از انرژی خورشیدی است می‌توان از انرژی حرارتی خورشید جهت تهیه آب گرم بهداشتی در منازل و اماکن عمومی به خصوص در مکانهایی که مشکل سوخت رسانی وجود دارد استفاده کرد. چنانچه ظرفیت این سیستمها افزایش یابد می‌توان از آنها در حمامهای خورشیدی نیز استفاده نمود. تاکنون با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران تعداد زیادی آب گرمکن خورشیدی و چندین دستگاه حمام خورشیدی در نقاط مختلف کشور از جمله استان‌های خراسان – سیستان و بلوچستان و یزد نصب و راه اندازی شده‌است.

    ب – گرمایش و سرمایش ساختمان و تهویه مطبوع خورشیدی

    [[اولین خانه خورشیدی در سال ۱۹۳۹ساخته شد که در آن از مخزن گرمای فصلی برای بکارگیری گرمای آن در طول سال استفاده شده است.]] گرمایش و سرمایش ساختمانها با استفاده از انرژی خورشید، ایده تازه‌ای بود که در سالهای ۱۹۳۰ مطرح شد و در کمتر از یک دهه به پیشرفتهای قابل توجهی رسید. با افزودن سیستمی معروف به سیستم تبرید جذبی به سیستم‌های خورشیدی می‌توان علاوه بر آب گرم مصرفی و گرمایش از این سیستم‌ها در فصول گرما برای سرمایش ساختمان نیز استفاده کرد.

    پ – آب شیرین کن خورشیدی

    هنگامی که حرارت دریافت شده از خورشید با درجه حرارت کم روی آب شور اثر کند تنها آب تبخیر شده و املاح باقی می‌ماند.

    سپس با استفاده از روشهای مختلف می‌توان آب تبخیر شده را تنظیم کرده و به این ترتیب آب شیرین تهیه کرد. با این روش می‌توان آب بهداشتی مورد نیاز در نقاطی که دسترسی به آب شیرین ندارند مانند جزایر را تأمین کرد.

    آب شیرین خورشیدی در دو اندازه خانگی و صنعتی ساخته می‌شوند. در نوع صنعتی با حجم بالا می‌توان برای استفاده شهرها آب شیرین تولید کرد.

    ت – خشک کن خورشیدی

    خشک کردن مواد غذایی برای نگهداری آنها از زمانهای بسیار قدیم مرسوم بوده و انسان‌های نخستین خشک کردن را یک هنر می‌دانستند.

    خشک کردن عبارت است از گرفتن قسمتی از آب موجود در مواد غذایی و سایر محصولات که باعث افزایش عمر انباری محصول و جلوگیری از رشد باکتریها می‌باشد. در خشک کن‌های خورشیدی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم از انرژی خورشیدی جهت خشک نمودن مواد استفاده می‌شود و هوا نیز به صورت طبیعی یا اجباری جریان یافته و باعث تسریع عمل خشک شدن محصول می‌گردد. خشک کن‌های خورشیدی در اندازه‌ها و طرحهای مختلف و برای محصولات و مصارف گوناگون طراحی و ساخته می‌شوند.

    ث – اجاقهای خورشیدی

    دستگاههای خوراک پز خورشیدی اولین بار بوسیله شخصی بنام نیکلاس ساخته شد. اجاق او شامل یک جعبه عایق بندی شده با صفحه سیاهرنگی بود که قطعات شیشه‌ای درپوش آنرا تشکیل می‌داد اشعه خورشید با عبور از میان این شیشه‌ها وارد جعبه شده و بوسیله سطح سیاه جذب می‌شد سپس درجه حرارت داخل جعبه را به ۸۸ درجه افزایش می‌داد. اصول کار اجاق خورشیدی جمع آوری پرتوهای مستقیم خورشید در یک نقطه کانونی و افزایش دما در آن نقطه می‌باشد. امروزه طرحهای متنوعی از این سیستم‌ها وجود دارد که این طرحها در مکانهای مختلفی از جمله آفریقای جنوبی آزمایش شده و به نتایج خوبی نیز رسیده‌اند. استفاده از این اجاقها به ویژه در مناطق شرقی کشور ایران که با مشکل کمبود سوخت مواجه می‌باشند بسیار مفید خواهد بود.

    ج – کوره خورشیدی

    در قرن هجدهم نوتورا اولین کوره خورشیدی را در فرانسه ساخت و بوسیله آن یک تل چوبی را در فاصله ۶۰ متری آتش زد.

    بسمر پدر فولاد جهان نیز حرارت مورد نیاز کوره خود را از انرژی خورشیدی تأمین می‌کرد. متداولترین سیستم یک کوره خورشیدی متشکل از دو آینه یکی تخت و دیگری کروی می‌باشد. نور خورشید به آینه تخت رسیده و توسط این آینه به آینه کروی بازتابیده می‌شود. طبق قوانین اپتیک هر گاه دسته پرتوی موازی محور آینه با آن برخورد نماید در محل کانون متمرکز می‌شوند به این ترتیب انرژی حرارتی گسترده خورشید در یک نقطه جمع می‌شود که این نقطه به دماهای بالایی می‌رسد. امروزه پروژه‌های متعددی در زمینه کوره‌های خورشید در سراسر جهان در حال طراحی و اجراء می‌باشد.

    چ – خانه‌های خورشیدی

    ایرانیان باستان از انرژی خورشیدی برای کاهش مصرف چوب در گرم کردن خانه‌های خود در زمستان استفاده می‌کردند. آنان ساختمانها را به ترتیبی بنا می‌کردند که در زمستان نور خورشید به داخل اتاقهای نشیمن می‌تابید ولی در روزهای گرم تابستان فضای اتاق در سایه قرار داشت. در اغلب فرهنگ‌های دیگر دنیا نیز می‌توان نمونه‌هایی از این قبیل طرحها را مشاهده نمود. در سالهای بین دو جنگ جهانی در اروپا و ایالات متحده طرحهای فراوانی در زمینه خانه‌های خورشیدی مطرح و آزمایش شد. از آن زمان به بعد تحول خاصی در این زمینه صورت نگرفت. حدود چند سالی است که معماران بطور جدی ساخت خانه‌های خورشیدی را آغاز کرده‌اند و به دنبال تحول و پیشرفت این تکنولوژی به نتایج مفیدی نیز دست یافته‌اند مثلاً در ایالات متحده در سال ۱۸۹۰ به تنهایی حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار خانه خورشیدی ساخته شده‌است. در این گونه خانه‌ها سعی می‌شود از انرژی خورشید برای روشنایی – تهیه آب گرم بهداشتی – سرمایش و گرمایش ساختمان استفاده شود و با بکار بردن مصالح ساختمانی مفید از اتلاف گرما و انرژی جلوگیری شود.

    در ایران نیز پروژه ساخت اولین ساختمان خورشیدی واقع در ضلع شمالی دانشگاه علم و صنعت و به منظور مطالعه و پژوهش در خصوص بهینه سازی مصرف انرژی و امکان بررسی روشهای استفاده از انواع انرژیهای تجدیدپذیر به ویژه انرژی خورشیدی اجرا گردیده‌است.

    سیستمهای فتوولتاییک

    [ به پدیده‌ای که در اثر تابش نور بدون استفاه از مکانیزم‌های محرک، الکتریسیته تولید کند پدیده فتوولتائیک و به هر سیستمی که از این پدیده‌ها استفاده کند سیستم فتوولتائیک گویند. سیستم‌های فتوولتائیک یکی از پر مصرف‌ترین کاربرد انرژی‌های نو می‌باشند و تاکنون سیستم‌های گوناگونی با ظرفیت‌های مختلف (۵/۰ وات تا چند مگاوات) در سراسر جهان نصب و راه اندازی شده‌است و با توجه به قابلیت اطمینان و عملکرد این سیستم‌ها هر روزه بر تعداد متقاضیان آنها افزوده می‌شود. از سری و موازی کردن سلولهای آفتابی می‌توان به جریان و ولتاژ قابل قبولی دست یافت. در نتیجه به یک مجموعه از سلولهای سری و موازی شده پنل (Panel) فتوولتائیک می‌گویند. امروزه اینگونه سلولها عموماً از ماده سیلیسیم تهیه می‌شود و سیلیسیم مورد نیاز از شن و ماسه تهیه می‌شود که در مناطق کویری کشور، به فراوانی یافت می‌گردد. بنابراین از نظر تأمین ماده اولیه این سلولها هیچگونه کمبودی در ایران وجود ندارد. سیستمهای فتوولتائیک را می‌توان بطور کلی به سه بخش اصلی تقسیم نمود که بطور خلاصه به توضیح آنها می‌پردازیم.


    ۱ – پنلهای خورشیدی:

    این بخش در واقع مبدل انرژی تابشی خورشید به انرژی الکتریکی بدون واسطه مکانیکی می‌باشد. لازم به این بخش در واقع کلیه مشخصات سیستم را کنترل کرده وتوان ورودی پنلها را طبق طراحی انجام شده و نیاز مصرف کننده به بار یا باتری تزریق و کنترل می‌کند لازم به ذکر است که در این بخش مشخصات و عناصر تشکیل دهنده با توجه به نیازهای بار الکتریکی و مصرف کننده و نیز شرایط آب و هوایی محلی تغییر می‌کند.

    ۳ – مصرف کننده یا بار الکتریکی:

    با توجه به خروجی DC پنلهای فتوولتائیک، مصرف کننده می‌تواند دو نوع DC یا AC باشد، همچنین با آرایشهای مختلف پنلهای فتوولتائیک می‌توان نیاز مصرف کنندگان مختلف را با توانهای متفاوت تأمین نمود. با توجه به کاهش روز افزون ذخائر سوخت فسیلی و خطرات ناشی از بکارگیری نیروگاههای اتمی، گمان قوی وجود دارد که در آینده‌ای نه چندان دور سلولهای خورشیدی به انرژی برق به‌عنوان جایگزین مناسب و بی خطر برای سوختهای فسیلی و نیروگاههای اتمی توسط بشر بکار گرفته شود.

    مصارف و کاربردهای فتوولتائیک

    • مصارف فضانوردی و تأمین انرژی مورد نیاز ماهواره‌ها جهت ارسال پیام
    • روشنایی خورشیدی:

    در حال حاضر روشنایی خورشیدی بالاترین میزان کاربرد سیستم‌های فتوولتائیک را در سراسر جهان دارد و سالانه دهها هزار نمونه از این سیستم در سراسر جهان نصب و راه اندازی می‌گردد، مانند برق جاده‌ها و تونلها بخصوص در مناطقی که به شبکه برق دسترسی ندارند، تأمین برق پاسگاههای مرزی که دور از شبکه برق هستند، تأمین برق مناطقی شکاربانی و مناطق حفاظت شده نظیر جزیره‌های دور افتاده که جنبه نظامی دارند.

    • سیستم تغذیه کننده یک واحد مسکونی:

    انرژی مورد نیاز کلیه لوازم برقی منازل (شهری و روستایی) و مراکز تجاری را می‌توان با استفاده از پنلهای فتوولتائیک و سیستمهای ذخیره کننده و کنترل نسبتاً ساده، تأمین نمود.

    • سیستم پمپاژ خورشیدی:

    سیستم پمپهای فتوولتائیک قابلیت استحصال آب از چاهها، قنوات، چشمه‌ها، رودخانه‌ها و ….. را جهت مصارف متنوعی دارا می‌باشد.

    • سیستم تغذیه کننده ایستگاههای مخابراتی و زلزله نگاری:

    اغلب ایستگاههای مخابراتی و یا زلزله نگاری در مکانهای فاقد شبکه سراسری و صعب العبور و یا در محلی که احداث پست فشار قوی به فشار ضعیف و تأمین توان الکتریکی ایستگاه مذکور صرفه اقتصادی و حفاظت الکتریکی ندارد نصب شده‌اند.

    • ماشین حساب، ساعت، رادیو، ضبط صوت و وسایل بازی کودکانه یا هر نوع وسیله‌ای که تاکنون با باطری خشک کار می‌کرده‌است یکی دیگر از کاربردهای این سیستم می‌باشد.

    مثلاً ژاپن در سال ۱۹۸۳ حدود ۳۰ میلیون ماشین حساب خورشیدی تولید کرده‌است که سلولهای خورشیدی بکار گرفته در آنها مساحتی حدود ۰۰۰/۲۰ متر مربع و توان الکتریکی معادل ۵۰۰ کیلووات داشته‌اند.

    • نیروگاههای فتوولتائیک:

    هم‌زمان با استفاده از سیستم‌های فتوولتائیک در بخش انرژی الکتریکی مورد نیاز ساختمانها اطلاعات و تجربیات کافی جهت احداث واحدهای بزرگ‌تر حاصل گردید و همه اکنون در بسیاری از کشورهای جهان نیروگاه فتوولتائیک در واحدهای کوچک و بزرگ و به صورت اتصال به شبکه و یا مستقل از شبکه نصب و راه اندازی شده‌است ولی این تأسیسات دارای هزینه ساخت، راه اندازی و نگهداری بالایی می‌باشند که فعلاً مقرون به صرفه و اقتصادی نیست.

    • یخچالهای خورشیدی:

    از یخچالهای خورشیدی جهت سرویس دهی و ارائه خدمات بهداشتی و تغذیه‌ای در مناطق دور افتاده و صعب العبور استفاده می‌گردد. عملکرد مناسب یخچالهای خورشیدی تا حدی بوده‌است که در طی ۵ سال گذشته بیش از ۱۰۰۰۰ یخچال خورشیدی برای کاربردهای بهداشتی و درمانی در سراسر آفریقا راه اندازی شده‌است.

    • سیستم تغذیه کننده پرتابل یا قابل حمل:

    قابلیت حمل و نقل و سهولت در نصب و راه اندازی از جمله مزایای این سیستم‌ها می‌باشد بازده توان این سیستم‌ها از ۱۰۰ وات الی یک کیلو وات تعریف شده‌است. از جمله کاربردهای آن می‌توان به تأمین برق اضطراری در مواقع بروز حوادث غیر مترقبه، سیستم تغذیه کننده یک چادر عشایری و کمپ‌های جنگلی اشاره نمود.





    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:21 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    آب سنگین

    آب سنگین

    آب سنگین آبی است که نسبت ایزوتوپ دوتریوم در آن از حد آب معمولی بیشتر است. در آب سنگین (با فرمول D۲O) بر خلاف آب معمولی (با فرمول H۲O) به جای هیدروژن ایزوتوپ هیدروژن دوتریم(بافرمول اتمی ۲H )با اکسیژن ترکیب شده‌است.با کمک این نوع از آب می‌توان پلوتونیوم لازم بری سلاح های اتمی را بدون نیاز به غنی سازی بالی اورانیوم تهیه کرد. از کاربردهای دیگر این آب می‌توان به استفاده از آن در رآکتورهای هسته‌ای با سوخت اورانیوم، بعنوان متعادل کننده (Moderator) به جای گرافیت و نیز عامل انتقال گرمی رآکتور نام برد.


    آب سنگین واژه‌ای است که معمولا به اکسید هیدروژن سنگین، D۲O یا ۲H۲O اطلاق می‌شود. هیدروژن سنگین یا دوتریوم (Deuterium)ایزوتوپی پایدار از هیدروژن است که به نسبت یک به ۶۴۰۰ از اتمهای هیدروژن در طبیعت وجود دارد. خواص فیزیکی و شیمیایی آن به نوعی مشابه با آب سبک H۲O است.

    تاریخچه

    والتر راسل در سال ۱۹۲۶ با استفاده از جدول تناوبی «مارپیچ» وجود دو تریم را پیش بینی کرد.

    هارولد یوری شیمیدان و از پیشتازان فعالیت روی ایزوتوپها که در سال ۱۹۳۴ جایزه نوبل در شیمی گرفت در سال ۱۹۳۱ ایزوتوپ هیدروژن سنگین را که بعدها به منظور افزایش غلظت آب مورد استفاده قرار گرفت، کشف کرد.

    همچنین در سال ۱۹۳۳، گیلبرت نیوتن لوئیس (Gilbert Newton Lewis شیمیدان و فیزیکدان مشهور آمریکایی) استاد هارولد یوری توانست برای اولین بار نمونه آب سنگین خالص را به‌وسیله عمل الکترولیز بوجود آورد.

    اولین کاربرد علمی از آب سنگین در سال در سال ۱۹۳۴ توسط دو بیولوژیست بنامهای هوسی (Hevesy) و هافر(Hoffer) صورت گرفت. آنها از آب سنگین برای آزمایش ردیابی بیولوژیکی، به منظور تخمین میزان بازدهی آب در بدن انسان، استفاده قرار دادند.


    روش تهیه آب سنگین

    در طبیعت از هر ۳۲۰۰ مولکول آب یکی آب نیمه سنگین HDO است. آب نیمه سنگین را می‌توان با استفاده از روش‌هایی مانند تقطیر یا الکترولیز یا دیگر فرآیندهای شیمیایی از آب معمولی تهیه کرد. هنگامی که مقدار HDO در آب زیاد شد، میزان آب سنگین نیز بیشتر می‌شود زیرا مولکول‌های آب هیدروژن‌های خود را با یکدیگر عوض می‌کنند و احتمال دارد که از دو مولکول HDO یک مولکول H۲O آب معمولی و یک مولکول D۲O آب سنگین به وجود آید. برای تولید آب سنگین خالص با استفاده از روش‌های تقطیر یا الکترولیز به دستگاه‌های پیچیده تقطیر و الکترولیز و همچنین مقدار زیادی انرژی نیاز است، به همین دلیل بیشتر از روش‌های شیمیایی برای تهیه آب سنگین استفاده می‌کنند.



    کند کننده نوترون

    آب سنگین در بعضی از انواع رآکتورهای هسته‌ای نیز به عنوان کند کننده نوترون به کار می‌رود. نوترون‌های کند می‌توانند با اورانیوم واکنش بدهند.از آب سبک یا آب معمولی هم می‌توان به عنوان کند کننده استفاده کرد، اما از آنجایی که آب سبک نوترون‌های حرارتی را هم جذب می‌کنند، رآکتورهای آب سبک باید اورانیوم غنی شده اورانیوم با خلوص زیاد استفاده کنند، اما رآکتور آب سنگین می‌تواند از اورانیوم معمولی یا غنی نشده هم استفاده کند، به همین دلیل تولید آب سنگین به بحث‌های مربوط به جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای مربوط است. رآکتورهای تولید آب سنگین را می‌توان به گونه‌ای ساخت که بدون نیاز به تجهیزات غنی سازی، اورانیوم را به پلوتونیوم قابل استفاده در بمب اتمی تبدیل کند. البته برای استفاده از اورانیوم معمولی در بمب اتمی می‌توان از روش‌های دیگری هم استفاده کرد. کشورهای هند، اسرائیل، پاکستان، کره شمالی، روسیه و آمریکا از رآکتورهای تولید آب سنگین برای تولید بمب اتمی استفاده کردند.با توجه به امکان استفاده از آب سنگین در ساخت سلاح هسته‌ای، در بسیاری از کشورها دولت تولید یا خرید و فروش مقدار زیاد این ماده را کنترل می‌کند. اما در کشورهایی مثل آمریکا و کانادا می‌توان مقدار غیر صنعتی یعنی در حد گرم و کیلوگرم را بدون هیچ گونه مجوز خاصی از تولید کنندگان یا عرضه کنندگان مواد شیمیایی تهیه کرد. هم اکنون قیمت هر کیلوگرم آب سنگین با خلوص ۹۸۹۹درصد حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار است. گفتنی است بدون استفاده از اورانیوم غنی شده و آب سنگین هم می‌توان رآکتور تولید پلوتونیوم ساخت. کافی است که از کربن فوق العاده خالص به عنوان کند کننده استفاده شود از آنجایی که نازی‌ها از کربن ناخالص استفاده می‌کردند، متوجه این نکته نشدند در حقیقت از اولین رآکتور اتمی آزمایشی آمریکا سال ۱۹۴۲ و پروژه منهتن که پلوتونیوم آزمایش ترینیتی و بمب مشهور «Fat man» را ساخت، از اورانیوم غنی شده یا آب سنگین استفاده نمی‌شد.


    آشکار سازی نوترینو

    رصد خانه نوترینوی سادبری در انتاریوی کانادا از هزار تن آب سنگین استفاده می‌کند. آشکار ساز نوترینو در اعماق زمین و در دل یک معدن قدیمی کار گذاشته شده تا مئون‌های پرتوهای کیهانی به آن نرسد. هدف اصلی این رصدخانه یافتن پاسخ این پرسش است که آیا نوترینوهای الکترون که از همجوشی در خورشید تولید می‌شوند، در مسیر رسیدن به زمین به دیگر انواع نوترینوها تبدیل می‌شوند یا خیر. وجود آب سنگین در این آزمایش‌ها ضروری است، زیرا دوتریم مورد نیاز برای آشکارسازی انواع نوترینوها را فراهم می‌کند. آزمون‌های سوخت و ساز در بدن از مخلوط آب سنگین با ۱۸O H۲ آبی که اکسیژن آن ایزوتوپ ۱۸O است نه ۱۶O برای انجام آزمایش اندازه گیری سرعت سوخت و ساز بدن انسان و حیوانات استفاده می‌شود. این آزمون سوخت و ساز را معمولا آزمون آب دوبار نشان دار شده می‌نامند.

    آب نیمه سنگین

    چنانچه در اکسید هیدروژن تنها یکی از اتمهی هیدروژن به یزوتوپ دوتریوم تبدیل شود نتیجه حاصله (HDO) را آب نیمه سنگین می‌گویند. در مواردی که ترکیب مساوی از هیدروژن و دوتریوم در تشکیل مولکوهی آب حضور داشته باشند، آب نیمه سنگین تهیه می‌شود. دلیل ین امر تبدیل سریع اتم هی هیدروژن و دوتریوم بین مولکولهی آب است، مولکول آبی که از ۵۰ درصد هیدروژن معمولی (H) و ۵۰ درصد هیدروژن سنگین(D) تشکیل شده‌است، در موازنه شیمییی در حدود ۵۰ درصد HDO و ۲۵ درصد آب (H۲O) و ۲۵ درصد D۲O خواهد داشت.

    نکته قابل توجه آن است که آب سنگین را نبید با با آب سخت که اغلب شامل املاح زیاد است و یا یا آب تریتیوم (T۲O or ۳H۲O) که از یزوتوپ دیگر هیدروژن تشکیل شده‌است، اشتباه گرفت. تریتیوم یزوتوپ دیگری از هیدروژن است که خاصیت رادیواکتیو دارد و بیشتر بری ساخت موادی که از خود نور منتشر می‌کنند بکار برده می‌شود.



    آب با اکسیژن سنگین

    آب با اکسیژن سنگین، در حالت معمول H۲۱۸O است که به صورت تجارتی در دسترس است ببیشتر بری ردیابی بکار برده می‌شود. بعنوان مثال با جیگزین کردن ین آب (از طریق نوشیدن یا تزریق) در یکی از عضوهی بدن می‌توان در طول زمان میزان تغییر در مقدار آب ین عضو را بررسی کرد.


    این نوع از آب به ندرت حاوی دوتریوم است و به همین علت خواص شیمیی و بیولوژیکی خاصی ندارد بری همین به آن آب سنگین گفته نمی‌شود. ممکن است اکسیژن در آنها بصورت یزوتوپهی O۱۷ نیز موجود باشد، در هر صورت تفاوت فیزیکی ین آب با آب معمولی تنها چگالی بیشتر آن است.



    آب سنگین و رابطه آن با تولید بمب اتمی

    .
    هر کس گمان کند که تلاش جمهوری اسلامی در توسعه فن آوری اتمی و تاسیسات مربوطه، یک
    تلاش معصومانه جهت حل مشکل انرژی در ایران است، به تصوری باطل دچار آمده.
    همه شواهد و قرائن از یک برنامه گسترده حکایت می کنند، که هدف آن چ یزی جز ساختن سلاح
    هسته ای نیست.
    نگارنده پیش از این در مقاله ای زیر عنوان ((جمهوری اسلامی و بمب اتمی )) در باب اهمیت فلز
    اورانیوم و فعالیت های حکومت ایران در بدست آوردن آن سخن گفته و در این مقاله توجه هموطنان
    را به نقش و اهمیت ((آب سنگین)) در فرآیند تولید اسلحه اتمی جلب می کند.
    آب سنگین چیست؟
    آب سنگین آبی است که در ساختمان مولکولی آن به جای هیدروژن معمولی، هیدروژن سنگین یا
    دوتریوم وجود داشته باشد . در اتم هیدروژن معمولی یک پروتون و یک الکترون وجود دارد، اما در
    فزون بر پروتون ی ک نوترون نیز وجود دارد . به همین دلیل Deuterium هسته هیدروژن سنگین یا
    وزن اتمی هیدروژن سنگین تقریبًا دو برابر هیدروژن معمولی است . بنابراین در حالیکه فرمول آب
    نشان می دهند، و گاه به D2O 2 یا H2O می باشد، آب سنگین را بصورت H2O ( سبک (معمولی
    جای آب سنگین به آن ((اکسید دوتریوم)) می گویند.
    آب سنگین چگونه تولید می شود؟
    آب سنگین بطور طبیعی در آب های کره زمین وجود دارد، اما نسبت آن به آب معمولی بسیار ناچیز
    است. در حقیقت به ازای هر ٦٠٠٠ لیتر آب معمولی، یک لیتر آب سنگین بیشتر یافت نمی شود . آب
    سنگین را به طرق مختلف می توان تولید کرد. رایج ترین شیوه ها، تقطیر و الکترولیز هستند.
    از تاسیسات جمهوری اسلامی در اراک (همانگونه که در تصاویر می بینید ) واضح است که جمهوری
    اسلامی شیوه تقطیر را برگزیده است . در این فرآیند آب را وارد برج های تقطیر می نمایند، (نظیر برج
    های تقطیر در صنعت نفت ) و چون آب سنگین بعلت بالا بو دن وزن مولکولی در درجه حرارت بالاتر
    ١٥١ درجه سانتی گراد )، با کنترل حرارت در نقطه جوش آب / از آب معمولی تبخیر می شود ( ٤٢
    معمولی، آب سبک مبدل به بخار شده، از آب سنگین جدا می شود . این فرآیند بعلت نیاز به سیستم
    های متعدد و پیچیده، و مصرف انرژی زیاد بسیار پر هزینه است.
    2
    در فرآیند الکترولیز، با عبور دادن جریان برق از آب، آنرا به هیدروژن و اکسیژن تبدیل می نمایند و
    پس از تبدیل هیدروژن حاصله به دوتریوم، دوباره آنرا با اکسیژن ترکیب کرده، آب سنگین تولید می
    کنند.
    کشورهای کانادا، هند، پاکستان، نروژ، آرژانتین و رومانی تولی د کنندگان آب سنگین هستند . در این
    میان کشور کانادا با تولید ٧٠٠ تن آب سنگین در سال رتبه اول را داراست.
    نامیده Norsk Hydro اولین کارخانه تولید آب سنگین در جهان، در کشور نروژ تاسیس شد که
    می شد . تولید این کارخانه از ١٢ تن در سال افزون نبود . آلمانها پس از تسخیر نروژ، آب سنگین را
    جهت تحقیقات اتمی به کشور خود می فرستادند.
    متفقین که از طریق دانشمندان فراری از آلمان به این معنی پی برده بودند، تصمیم به تخریب این
    کارخانه گرفتند . نخستین گروه اعزامی در پایان سال ١٩٤٢ توسط آلمانها به قتل رسیدند . در ماه
    فوریه سال ١٩٤٣ تعد اد ١٢ نفر از شهروندان مبارز نروژی که توسط انگلیس ها تربیت شده بودند، به
    وسیله چتر در محل پیاده شدند و با انفجار دینامیت در کارخانه، تولید آب سنگین را متوقف ساختند.
    در ماه ژانویه سال ١٩٤٣ نیروی هوایی متفقین بیش از ٤٠٠ بمب بر روی کارخانه ریختند و آن را
    خراب کردند. پس از این واقعه آلمانها بر آن شدند تا آب سنگین موجود را توسط کشتی به آلمان
    ارسال نمایند. در ماه فوریه سال ١٩٤٤ کشتی حامل آب سنگین توسط وطن پرستان نروژی غرق شد
    و در این واقعه ١٤ تن نروژی جان باختند.
    نقش آب سنگین در تولید سلاح اتمی
    تولید انرژی اتمی ا ز طریق بمباران هسته فلز اورانیوم و پلوتونیوم صورت می گیرد . در یک بمب اتمیِ
    اورانیومی، درجه خلوص اورانیوم از ٩٠ درصد بالاتر است، و هنگام انفجار رگباری از نوترون ها توسط
    چاشنی بمب بر توده اورانیوم فرو می ریزد و فعل و انفعال زنجیری در جرم بحرانی آغاز می شود.
    زمان این فعل و انفعال یک میلیونیم ثانیه است، و انرژی عظیمی ناگهان بصورت انفجار اتمی ظاهر
    می شود . در نیروگاه های اتمی مقصود شکستن اتمها و تولید انرژی به طرزی آرام و کنترل شده
    است. در این فرآیند، مخلوطی از اورانیوم ٢٣٥ ، با خلوص بسیار ناچیز، همراه با اورانیوم ٢٣٨ مورد
    استفاده قرار می گیرند . در این فن آوری، پدیده ای به نام تعدیل کننده لازم می آید تا از سرعت
    نوترونهای سریع کاسته شود.
    از اوایل دهه ١٩٣٠ بر دانشمندان فیزیک اتمی معلوم گردید که از گرافیت و آب سنگین، دو محیط
    تعدیل کننده ایده آل می توان بوجود آورد . در یک کوره اتمی از آب سنگین جهت کاستن سرعت
    استفاده می شود . نوترون های آزاد شده در Thermal Newtrons نوترون ها و تبدیل آنها به
    محیط پس از برخورد با هسته آب سنگین از سرعتشان کاسته می شود، و جذب هسته اورانیوم می
    شوند (نوترون های سریع به خوبی جذب نمی شوند ). بر اثر برخورد این نوترون ها، هسته فلز اورانیوم
    3
    شکسته می شود و علاوه بر تولید انرژی حرارتی فوق العاده که تولید بخار کرده و توربین های تولید
    برق را به حرکت در می آورد، معمو ً لا دو نوترون آزاد می کند که سبب تکرار عمل یاد شده و ایجاد
    فعل و انفعال زنجیری می شوند.
    نکته اینجاست که اورانیوم ٢٣٨ بر اثر جذب نوترونهای آزاد شده در محیط، مبدل به پلوتونیوم ٢٣٩
    می شود، که می توان پس از پایان یافتن سوخت و ساز اتمی و تعویض سوخت، آنرا از مخلوط جدا
    ساخت و در بمب اتمی بکار برد.
    این طریق بسیار ساده تری جهت دسترسی به پلوتونیوم مورد نی از برای ساختن سلاح اتمی است، که
    کشور مربوطه را از زحمات و مخارج سرسام آور جدا سازی و تغلیظ اورانیوم بی نیاز می سازد .
    کشورهای هند و پاکستان و اسرائیل از همین طریق توانسته اند خود را به بمب های اتمی مسلح
    سازند.
    جمهوری اسلامی در حال حاضر فعالیت دو جانبه ای را آغاز نموده است . به عبارت دیگر از یکسو
    مشغول تصفیه و تغلیظ اورانیوم است و از سوی دیگر به تولید آب سنگین اشتغال دارد، تا بتواند به
    پلوتونیوم نیز دسترسی پیدا کند.
    به تحقیق می توان گفت حاکمان ایران در تاسیسات اراک و نطنز و اصفهان و آذربایجان و مناطق
    دیگر، بود جه ای که قادر بودند با آن دهها نیروگاه تولید برق گازی در کشور بسازند را مصروف این
    فعالیت ها نموده اند.
    تصویر عمومی قضیه و نوع تاسیسات ساخته شده به وضوح مبین این حقیقت است که تولید برق و
    حل مشکل انرژی مد نظر نیست، و این جمهوری که سرنوشت صدام حسین و طالبان ر ا مشاهده

    کرده، تنها طریق خنثی نمودن واقعه ای مشابه را در مالکیت بمب های اتمی دیده است.


    آب سنگین چیست؟



    دکتر محمود احمدی نژاد روز شنبه چهارم شهریور با پرده برداری از لوح یادبود مجتمع  آب سنگین  اراک، یکی از بزرگترین پروژه های هسته ای کشور را که ساخت آن از سال 77 آغاز شده بود افتتاح کرد. پروژه تولید  آب سنگین  در شمال غربی اراک و در نزدیکی تاسیسات نیروگاه 40مگاواتی آب سنگین اراک قرار دارد و برای تامین آب سنگین این رآکتور ساخته شده است. به گفته غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران ظرفیت تولید این مجتمع ابتدا هشت تن بود و امروز ظرفیت آن به 16 تن آب سنگین با غنای 899 درصد رسیده است. سعیدی معاون امور بین الملل سازمان انرژی اتمی در توصیف اهمیت این پروژه گفت: این پروژه نقش بسزایی در ارتقای علمی کشور و صنایع داخلی دارد و نشانگر رشد و بلوغ و ارتقای دانش فنی نیروهای متخصص ایرانی است. پروژه مجتمع تولید آب سنگین اراک به عنوان یکی از شاخصه های دانش هسته ای ، در پزشکی و به خصوص کنترل سرطان و کنترل بیماری ایدز نقش تعیین کننده ای دارد و به عنوان خنک کننده و کندکننده رآکتورهای آب سنگین به کار می رود .با گشایش این واحد صنعتی، ایران به عنوان نهمین کشور دارای تجهیزات تولید آب سنگین مطرح می شود. کشورهای آرژانتین، کانادا، هند و نروژ نیز بزرگترین صادرکنندگان آب سنگین جهان هستند.با توجه به اهمیت راه اندازی این واحد در صنایع هسته ای، در ادامه با آب سنگین و کاربردهای آن در شاخه های گوناگون آشنا می شویم.آب خالص ماده ای است بی رنگ، بی بو و بدون طعم. فرمول شیمیایی آب H2O است، یعنی هر مولکول آب از اتصال دو اتم هیدروژن به یک اتم اکسیژن ساخته شده است. نکته ای که باید در نظر داشت آن است که عنصر هیدروژن همانند بسیاری دیگر از عنصرهای طبیعت ایزوتوپ هایی دارد که عبارتند از H 2 که با D دوتریم و H 3که با T تریتیم نمایش می دهند. برای آشنا شدن با تفاوت این ایزوتوپ ها بهتر است یک بار دیگر ساختار اتم را به یادآوریم.

    ساختار اتم

    اتم کوچکترین بخش سازنده یک عنصر شیمیایی است که هنوز هم خواص شیمیایی آن عنصر را دارد. خود اتم ها از سه جزء ساخته شده اند: الکترون، پروتون و نوترون. پروتون و نوترون در درون هسته اتم قرار دارد و الکترون به دور هسته اتم می گردد. الکترون بار منفی و جرم بسیار کمی دارد. پروتون بار مثبت و نوترون بدون بار است. جرم پروتون و نوترون برابر و حدود 1870 بار سنگین تر از الکترون است، بنابر این بخش عمده جرم یک اتم درون هسته آن قرار دارد. ایزوتوپ: ایزوتوپ به صورت های گوناگون یک عنصر گفته می شود که جرم آنها با هم تفاوت داشته باشد. تفاوت ایزوتوپ های مختلف یک عنصر از آنجا ناشی می شود که تعداد نوترون های موجود در هسته آنها با هم تفاوت دارد. البته تعداد پروتون های تمام اتم های یک عنصر از جمله ایزوتوپ ها با هم برابر است. برای مثال عنصر هیدروژن دارای سه ایزوتوپ است: H هیدروژن که در هسته خود فقط یک پروتون دارد، بدون نوترون. H 2یا D دوتریم که در هسته خود یک پروتون و یک نوترون دارد و H 3 یا H تریتیم که یک پروتون و دو نوترون دارد. از آنجایی که خواص شیمیایی یک عنصر به تعداد پروتون های هسته مربوط است، ایزوتوپ های مختلف در خواص شیمیایی با هم تفاوت ندارند، بلکه خواص فیزیکی آنها با هم متفاوت است. عمده هیدروژن های طبیعت H یا هیدروژن معمولی است و فقط 0150 درصد آن را دوتریم تشکیل می دهد، یعنی از هر 6400 اتم هیدروژن، یکی دوتریم است. حال در نظر بگیرید که به جای یک اتم هیدروژن معمولی در مولکول آب H2O اتم D بنشیند. آن وقت مولکول HDO به وجود می آید که به آن آب نیمه سنگین می گویند. اگر جای هر دو اتم هیدروژن، دوتریم بنشیند، D2O به وجود می آید که به آن آب سنگین می گویند. خواص فیزیکی آب سنگین تا حدودی با آب سبک یا آب معمولی تفاوت دارد.با توجه به جانشینی D به جای H در آب سنگین، انرژی پیوندی پیوند های اکسیژن هیدروژن در آب تغییر می کند و در نتیجه خواص فیزیکی و به ویژه خواص زیست شناختی آب عوض می شود.

    تاریخچه تولید آب سنگین

    والتر راسل در سال 1926 با استفاده از جدول تناوبی «مارپیچ» وجود دو تریم را پیش بینی کرد. هارولد یوری یکی از شیمیدانان دانشگاه کلمبیا در سال 1931 توانست آن را کشف کند. گیلبرت نیوتن لوئیس هم در سال 1933 توانست اولین نمونه از آب سنگین خالص را با استفاده از روش الکترولیز تهیه کند. هوسی و هافر نیز در سال 1934 از آب سنگین استفاده کردند و با انجام اولین آزمون های ردیابی زیست شناختی به بررسی سرعت گردش آب در بدن انسان پرداختند.

    تولید آب سنگین: در طبیعت از هر 3200 مولکول آب یکی آب نیمه سنگین HDO است. آب نیمه سنگین را می توان با استفاده از روش هایی مانند تقطیر یا الکترولیز یا دیگر فرآیندهای شیمیایی از آب معمولی تهیه کرد. هنگامی که مقدار HDO در آب زیاد شد، میزان آب سنگین نیز بیشتر می شود زیرا مولکول های آب هیدروژن های خود را با یکدیگر عوض می کنند و احتمال دارد که از دو مولکول HDO یک مولکول H2O آب معمولی و یک مولکول D2O آب سنگین به وجود آید. برای تولید آب سنگین خالص با استفاده از روش های تقطیر یا الکترولیز به دستگاه های پیچیده تقطیر و الکترولیز و همچنین مقدار زیادی انرژی نیاز است، به همین دلیل بیشتر از روش های شیمیایی برای تهیه آب سنگین استفاده می کنند.

    کاربرد های آب سنگین

    آب سنگین در پژوهش های علمی در حوزه های مختلف از جمله زیست شناسی، پزشکی، فیزیک و... کاربردهای فراوانی دارد که در زیر به چند مورد آن اشاره می کنیم.

    طیف سنجی تشدید مغناطیسی هسته: در طیف سنجی تشدید مغناطیسی هسته NMR هنگامی که هسته مورد نظر ما هیدروژن و حلال هم آب باشد از آب سنگین استفاده می کنند. در این حالت چون سیگنال های اتم هیدروژن مورد نظر با سیگنال های اتم هیدروژن آب معمولی تداخل می کند، می توان از آب سنگین استفاده کرد، زیرا خواص مغناطیسی دوتریم و هیدروژن با هم تفاوت دارد و سیگنال دوتریم با سیگنال های هیدروژن تداخل نمی کند.

    کند کننده نوترون

    آب سنگین در بعضی از انواع رآکتورهای هسته ای نیز به عنوان کند کننده نوترون به کار می رود. نوترون های کند می توانند با اورانیوم واکنش بدهند.از آب سبک یا آب معمولی هم می توان به عنوان کند کننده استفاده کرد، اما از آنجایی که آب سبک نوترون های حرارتی را هم جذب می کنند، رآکتورهای آب سبک باید اورانیوم غنی شده اورانیوم با خلوص زیاد استفاده کنند، اما رآکتور آب سنگین می تواند از اورانیوم معمولی یا غنی نشده هم استفاده کند، به همین دلیل تولید آب سنگین به بحث های مربوط به جلوگیری از توسعه سلاح های هسته ای مربوط است. رآکتورهای تولید آب سنگین را می توان به گونه ای ساخت که بدون نیاز به تجهیزات غنی سازی، اورانیوم را به پلوتونیوم قابل استفاده در بمب اتمی تبدیل کند. البته برای استفاده از اورانیوم معمولی در بمب اتمی می توان از روش های دیگری هم استفاده کرد. کشورهای هند، اسرائیل، پاکستان، کره شمالی، روسیه و آمریکا از رآکتورهای تولید آب سنگین برای تولید بمب اتمی استفاده کردند.با توجه به امکان استفاده از آب سنگین در ساخت سلاح هسته ای، در بسیاری از کشورها دولت تولید یا خرید و فروش مقدار زیاد این ماده را کنترل می کند. اما در کشورهایی مثل آمریکا و کانادا می توان مقدار غیر صنعتی یعنی در حد گرم و کیلوگرم را بدون هیچ گونه مجوز خاصی از تولید کنندگان یا عرضه کنندگان مواد شیمیایی تهیه کرد. هم اکنون قیمت هر کیلوگرم آب سنگین با خلوص 9899 درصد حدود 600 تا 700 دلار است. گفتنی است بدون استفاده از اورانیوم غنی شده و آب سنگین هم می توان رآکتور تولید پلوتونیوم ساخت. کافی است که از کربن فوق العاده خالص به عنوان کند کننده استفاده شود از آنجایی که نازی ها از کربن ناخالص استفاده می کردند، متوجه این نکته نشدند در حقیقت از اولین رآکتور اتمی آزمایشی آمریکا سال 1942 و پروژه منهتن که پلوتونیوم آزمایش ترینیتی و بمب مشهور «FAT MAN» را ساخت، از اورانیوم غنی شده یا آب سنگین استفاده نمی شد.

    آشکار سازی نوترینو

    رصد خانه نوترینوی سادبری در انتاریوی کانادا از هزار تن آب سنگین استفاده می کند. آشکار ساز نوترینو در اعماق زمین و در دل یک معدن قدیمی کار گذاشته شده تا مئون های پرتو های کیهانی به آن نرسد. هدف اصلی این رصدخانه یافتن پاسخ این پرسش است که آیا نوترینوهای الکترون که از همجوشی در خورشید تولید می شوند، در مسیر رسیدن به زمین به دیگر انواع نوترینوها تبدیل می شوند یا خیر. وجود آب سنگین در این آزمایش ها ضروری است، زیرا دوتریم مورد نیاز برای آشکارسازی انواع نوترینوها را فراهم می کند.

    آزمون های سوخت و ساز در بدن

    از مخلوط آب سنگین با 18O H2 آبی که اکسیژن آن ایزوتوپ 18O است نه 16O برای انجام آزمایش اندازه گیری سرعت سوخت و ساز بدن انسان و حیوانات استفاده می شود. این آزمون سوخت و ساز را معمولا آزمون آب دوبار نشان دار شده می نامند.

    تولید تریتیم

    هنگامی که دوتریم رآکتور آب سنگین یک نوترون به دست می آورد به تریتیم ایزوتوپ دیگر هیدروژن تبدیل می شود. تولید تریتیم به این روش به فناوری چندان پیچیده ای نیاز ندارد و آسان تر از تولید تریتیم به روش تبدیل نوترونی لیتیم ? است. تریتیم در ساخت نیروگاه های گرما هسته ای کاربرد دارد.


    اب سنگین- چگونگی تولید و موارد مصرف


    طاهره ساعدی
    روز شنبه با آغاز بهره برداری از پروژه مجتمع تولید آب سنگین اراک، عملا" کشورمان به عنوان نهمین کشور دارنده مجتمع تولید آب سنگین در جهان مطرح شد.

    این پروژه با عنوان یکی از شاخصه های دانش هسته ای در مصارف پزشکی به خصوص کنترل سرطان و کنترل بیماری ایدز نقش تعیین کننده ای دارد و به عنوان خنک کننده و کندکننده راکتورهای آب سنگین هسته ای به شمار می آید. این پروژه یکی از بزرگ ترین پروژه های هسته ای کشور است که آژانس بین المللی انرژی اتمی در جریان ساخت آن قرار دارد. آب سنگین در پزشکی هسته ای، راکتورهای تحقیقاتی و راکتورهای آب سنگین تولید انرژی و کاربرد بسیار زیادی دارد. باتوجه به اهمیت آب سنگین در پیشرفت دانش هسته ای و پزشکی، خبرنگار گروه دانش و فناوری خراسان با دکتر حسین آفریده متخصص فیزیک اتمی و عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر، دکتر منیژه رهبر عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و انجمن فیزیک هسته ای و دکتر نورانی متخصص پزشکی هسته ای گفتگویی انجام داده است که در قالب یک گزارش از نظر شما می گذرد.

    J آب سنگین چیست¬؟
    دکتر رهبر: آب سنگین، آبی است که هیدروژن های آن دتریوم یا ایزوتوپ سنگین هیدروژن است. این آب در مقایسه با آب معمولی نقطه جوش و نقطه انجماد بالاتری دارد و ویسکوزیته یا چسبندگی آن بیشتر است. هیدروژن دارای 2 ایزوتوپ پایدار H و D و یک ایزوتوپ ناپایدار و رادیواکتیو T یا تریتیوم است. هسته ایزوتوپ معمولی هیدروژن دارای یک پروتون و هسته ایزوتوپ سنگین دارای یک پروتون و یک نوترون است. این نوترون اضافی، هم سبب کاهش جذب نوترون توسط دتریوم و آب سنگین می شود و هم افزایش جرم آن را به همراه دارد. جرم ملکولی آب معمولی 18 و آب سنگین 20 است. در نتیجه یک لیتر آب سنگین دارای جرمی بیشتر از یک لیتر آب سبک است.
    J آب سخت با آب سنگین چه تفاوتی دارد¬؟
    آب سخت همان آب سبک یا معمولی است که دارای املاح بسیار زیادی می باشد.
    J ایزوتوپ چیست¬؟
    دکتر آفریده: هسته اتم یک عنصر از پروتون و نوترون تشکیل شده است، تغییر در تعداد پروتون های هسته، سبب تغییر ماهیت و پدید آمدن عنصر دیگری می شود، به عنوان مثال: هسته اتم نیتروژن 7 پروتون دارد که با از دست دادن یکی از آنها تبدیل به عنصر کربن می شود، اما تغییر در تعداد نوترون ها، سبب ایجاد گونه جدیدی از یک عنصر به نام ایزوتوپ می شود. اغلب عناصر دارای ایزوتوپ هستند، ازجمله: عنصر اورانیوم دارای 4 ایزوتوپ است که فقط 2 ایزوتوپ آن به علت داشتن نیمه عمر نسبتا" بالا در طبیعت به صورت سنگ معدن یافت می شود. اورانیوم 235 و 238 هرکدام دارای 92 پروتون در هسته خود هستند ولی اورانیوم 235، 143 نوترون و اورانیوم238، 146 نوترون دارد.
    J نیروگاه های اتمی به چند دسته تقسیم می شود¬ درباره نیروگاه آب سنگین توضیح بیشتری بدهید؟
    ¬ دکتر رهبر: نیروگاه هایی که از انرژی شکافت اورانیوم استفاده می کنند به 2 بخش نیروگاه آب سبک و آب سنگین تقسیم می شوند. نیروگاه آب سبک دارای راکتور آب سبک و نیروگاه آب سنگین دارای راکتور آب سنگین است. سوخت نیروگاه های هسته ای، اورانیوم 238 و 235 است. اگر از اورانیوم 235 به عنوان سوخت هسته ای استفاده شود باید درجه غنای آن از 7/0 درصد (که در طبیعت وجود دارد) به 3 تا 5 درصد برسد تا جرم بحرانی لازم برای شکافت را داشته باشد. درون یک راکتور هسته ای، اورانیوم توسط نوترون ها، بمباران می شود. برخورد نوترون به هسته اتم اورانیوم، سبب شکست آن می شود و در اثر این شکست، انرژی و نوترون های اضافی به وجود می آید. نوترون های اضافی در یک واکنش زنجیره ای شرکت می کنند و باعث شکست دیگر اتم های اورانیوم می شود. اگر این نوترون های اضافی کنترل نشود، ورود آن ها به واکنش های زنجیره ای، سبب تولید انرژی بسیار زیاد و در نتیجه انفجار در راکتور می شود. از شکست هسته هر اتم اورانیوم معادل 200 میلیون الکترون ولت انرژی آزاد می شود؛ بنابراین باید از موادی که جاذب نوترون های اضافی هستند و یا کندکننده ها، استفاده شود. در راکتورهای آب سبک از اورانیوم 235 به عنوان سوخت و از آب سبک یا معمولی به عنوان کندکننده استفاده می شود. در راکتورهای آب سنگین، از اورانیوم معمولی یا 238 به عنوان سوخت و از آب سنگین برای کند کردن واکنش های زنجیره ای، بهره گرفته می شود. اگر در راکتور آب سنگین، از آب معمولی استفاده کنیم تمامی نوترون های حاصل از شکافت، توسط آب جذب و واکنش زنجیره ای متوقف می شود، درحالی که آب سنگین توانایی کمی در جذب نوترون دارد. پس از شکست هسته اورانیوم 235 یا 238، انرژی به صورت گرمایی آزاد و این انرژی توسط مواد خنک کننده و به منظور به حرکت درآوردن توربین به خارج از راکتور منتقل می شود. این مواد خنک کننده می تواند آب معمولی یا آب سنگین باشد که پس از انتقال حرارت به بیرون از راکتور و خنک شدن، مجددا" به راکتور برمی گردد و این فرآیند به صورت پیوسته، برای تولید برق، ادامه پیدا می کند. بنابراین آب سنگین و آب سبک در راکتورها علاوه بر کندکنندگی، نقش خنک کنندگی هم دارند.
    J آیا پسماندهای حاصل از شکافت در راکتور آب سنگین متفاوت از راکتور آب سبک است؟
    ¬ دکتر رهبر: مواد و عناصر حاصل از شکافت در 2 نوع راکتور مشابه هم است ولی میزان آن فرق می کند. نوترون های آزاد شده در هنگام شکافت با هسته اورانیوم 238 برخورد می کنند و ایزوتوپ جدید و ناپایداری از اورانیوم را با عنوان اورانیوم 239 به وجود می آورند. اورانیوم 239 در فرآیندی، تبدیل به یک عنصر رادیواکتیو به نام پلوتونیوم 239 می شود. پلوتونیوم، هم به عنوان سوخت در بعضی راکتورها کاربرد دارد و هم می تواند برای ساخت بمب اتمی استفاده شود. در کشوری مثل آمریکا، نیروگاه هایی وجود داشت که هدف آن ها فقط تولید پلوتونیوم بود و از این پلوتونیوم در تولید بمب های نوترونی استفاده می شد. بمبی که بر سر مردم هیروشیما فرود آمد، از این نوع بود. استفاده از اورانیوم طبیعی در راکتورهای آب سنگین، سبب ایجاد میزان بیشتری از پلوتونیوم می شود که این پلوتونیوم می تواند کاربرد نظامی داشته باشد. بنابراین روی این راکتورها حساسیت بیشتری وجود دارد و واردات آب سنگین از دیگر کشورها تحت کنترل سازمان های بین المللی است و به مجوز نیاز دارد اما پروژه تولید آب سنگین در ایران برای استفاده هایی صلح آمیز از این ماده است و تمام برنامه های آن تحت نظارت آژانس است.
    J آب سنگین چگونه تولید می شود¬؟
    محققان برای اولین بار به طریق الکترولیز به آب سنگین خالص دست یافتند. چون نقطه جوش آب سنگین بالاتر از آب معمولی است، برای تولید آن، از روش تبخیر و تقطیر هم استفاده می شود. در تأسیسات تولید آب سنگین در اراک، طی مراحلی پیچیده از آب معمولی، آب سنگین به دست می آید که درجه خلوص آن 8/99 درصد است. البته باید یادآور شد که مراحل غنی سازی اورانیوم، از پیچیدگی بیشتری برخوردار است چون اختلاف جرم 2 ایزوتوپ اورانیوم بسیار کم است، بنابراین باید برای بالا بردن درجه غنای اورانیوم 235، از سانتریفوژهای متعدد که به صورت آبشاری، پشت سرهم قرار می گیرند، استفاده کرد. ولی تفاوت جرم آب سنگین و آب سبک قابل ملاحظه است و تفاوت در نقاط جوش این 2 نوع آب، امکان جداسازی آب سنگین و خالص سازی آن را تسهیل می کند. از میان هر 6400 تا 7000 ملکول آب معمولی، یک ملکول آب سنگین وجود دارد که برای دستیابی به آن از طرق فیزیکی و شیمیایی درجه خلوص آن را بالا می برند. J در چه کشورهایی از راکتور آب سنگین استفاده می شود¬
    دکتر آفریده: در حال حاضر کشورهای زیادی از این نوع راکتور برای تولید برق استفاده می کنند، مانند کانادا، پاکستان و هند ولی تأسیسات تولید آب سنگین تاکنون فقط در 8 کشور وجود داشته است که ما نهمین کشور هستیم. J موارد استفاده از آب سنگین چیست، و تولید آب سنگین چه اهمیتی برای کشور دارد¬ دکتر آفریده: بیشترین استفاده از آب سنگین در راکتورها است که شامل هر 2 راکتور تحقیقاتی و نیروگاهی می شود از آب سنگین برای تولید رادیوایزوتوپ ها در صنعت، کشاورزی و پزشکی استفاده می شود همچنین در رادیوگرافی، نوترون تراپی و نوترون رادیوگرافی از آن بهره برداری می شود. علاوه براین ها، آب سنگین برای تشخیص نشت آب های زیرزمینی یا نشت آب از سدها، کاربرد زیادی دارد. علاوه بر اینها ، دو تریم در تحقیقات فیوران، یا گداخت سرد نقش محوری ایفا می کند. باتوجه به این که کشور ما دارای منابع بزرگی از اورانیوم طبیعی است، با تولید آب سنگین در اراک، می توانیم راکتورهای آب سنگینی بسازیم که برای سوخت خود نیازی به کار دشوار و پرهزینه غنی سازی اورانیوم ندارند. در تأسیسات اراک سالانه 16 تن آب سنگین تولید می شود که نه تنها در تولید برق از نیروگاه های آب سنگین کاربرد، بلکه مصارف زیادی در پزشکی هسته ای دارد. همان طور که ذکر شد از آب سنگین برای تولید رادیوایزوتوپ ها و رادیوداروها استفاده می شود. رادیوایزوتوپ ها در صنعت و کشاورزی کاربرد زیادی دارند. پروژه تولید آب سنگین در اراک به اندازه دستیابی به فرآیند غنی سازی اورانیوم افتخارآفرین است.
    به گفته دکتر نورانی متخصص پزشکی هسته ای اساس کار در دانش پزشکی هسته ای استفاده از رادیوایزوتوپ ها و رادیوداروها است و از آب سنگین می توان به عنوان تارگت نوترون برای تولید این مواد استفاده کرد. از پرتوداروها برای تشخیص و درمان بیماری هایی چون سرطان، تومورهای خوش خیم و بدخیم، نارسایی های قلبی و عروقی استفاده می شود. مثلا" در پت اسکن که پیشرفته ترین تکنیک در پزشکی هسته ای است، گلوکز نشان دار یا FDG یا فلوئودین کاربرد بسیار زیادی دارد برای نشان دار کردن گلوکز یا فلوئور از آب سنگین استفاده می شود که به عنوان مثال از FDG برای بررسی متابولیسم گلوکز و تشخیص تومورها در مغز بهره گیری می شود. باتوجه به این که واردات بعضی رادیوایزوتوپ ها و رادیوداروها از کشورهای دیگر با مشکل مواجه است، تولید آب سنگین در کشور موفقیت بزرگی چه در عرصه تولید برق و چه در عرصه پزشکی و صنعت و کشاورزی محسوب می شود.




    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:14 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    کاربردهای انرژی هسته ای

    کاربردهای انرژی هسته ای

    دید کلی:

    انرژی هسته ای کاربرداری زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته ای به تمامی انرژی های دیگر قابل تبدیل است ولی هیچ انرژی به انرژی هسته ای تبدیل نمی شود .موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته ای در زیر آورده می شود .

    نیروگاه هسته ای:

    نیروگاه هسته ای (Nuclear Power Station) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته ای اساساً گرما تولید می کند از گرمای تولید شده رآکتور های هسته ای برای تولید بخار استفاده می شود از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربین ها و ژنراتور ها که نهایتاً برای تولید برق استفاده می شود .

    بمب های هسته ای:

    این نوع بمب ها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترین های جهان محسوب می شود. دارندگان این نوع بمبهاجزو قدرت های هسته ای جهان محسوب می شود .

    پیل برق هسته ای Nuelear Electric battery:

    پیل هسته ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است ساده ترین پیل ها شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.

    جریان الکترون های سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون ها اضافی را از نیم هادی جدامی کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می باشد .

    کاربردهای پزشکی:

    در پزشکی تشعشعات هسته ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

    رادیو گرافی

    گامااسکن

    استرلیزه کردن هسته ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو های هسته ای

    رادیو بیولوژی

    کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری : 

    تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد.

    کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :

    تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.

    کاربردهای کشاورزی:

    تشعشعات هسته ای کاربرد های زیادی در کشاورزی دارد که مهم ترین آنها عبارتست از:

    موتاسیون هسته ای ژن ها در کشاورزی

    کنترل حشرات با تشعشعات هسته ای

    جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

    انبار کردن میوه ها

    دیرینه شناسی )باستان شناسی) و صخره شناسی )زمین شناسی) که عمر یابی صخره ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

    کاربردهای صنعتی:

    در صنعت کاربردها ی زیادی دارد از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

    نشت یابی با اشعه

    دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

    سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

    سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

    چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

    کشف عناصر نایاب در معادن

    آنچه باید بدانیم:

    تکنیکهای هسته ای بر کشف مینهای ضد نفر نیز کاربرد دارد. بنابرین ، دانش هسته ای با این قدرت و وسعتی که دارد، هر روز بر دامنه استفاده از فناوری هسته ای و بویژه انرژی هسته ای افزوده می شود. کاربرد انرژی در بخشهای مختلف به گونهای است که اگر کشوری فناوری هسته ای را نهادینه نماید، در بسیاری از حوزه‌های علمی و صنعتی ، ارتقای پیدا می کند و مسیر توسعه را با سرعت طی می نماید.

     

     

     

     

    انرژی هسته ای در پزشکی هسته ای و امور بهداشتی:

    در کشورهای پیشرفته صنعتی ، از انرژی هسته ای به صورت گسترده در پزشکی استفاده می گردد. با توجه به شیوع برخی از بیماریها از جمله سرطان ، ضرورت تقویت طب هسته ای در کشورهای در حال توسعه ، هر روز بیشتر می شود. موارد زیر از مصادیق تکنیکهای هسته ای در علم پزشکی است:

    تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای

    تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها

    تهیه و تولید کیتهای هورمونی

    تشخیص و درمان سرطان پروستات

    تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه

    تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی

    تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی

    موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی و ...

     

     

     

    کاربرد انرژی هسته ای در تولید برق :

    یکی از مهم ترین موارد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی است. با توم به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق را امری ضروری و لازم می دانند و ساخت چند نیروگاه اتمی را دنبال مینماید.

    ایران هر ساله حدودا به هفت هزار مگاوات برق در سال نیاز دارد. نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات برق را در صورت راه اندازی تامین می نماید. و احداث نیروگاههای دیگر برای رفع این نیازی ضروری است. برای تولید میزان برق حدود 190 میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود. که در صورت تامین از طریق انرژی هسته ای سالیانه 5 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.

     

     

     

     

     

    برتری انرژی هسته ای بر سایر انرژیها:

    علاوه بر صرفه اقتصادی دلایل زیر استفاده از انرژی هسته ای را ضروری مینماید. منابع فسیلی محدود بوده و متعلق به نسلهای آتی میباشد. استفاده از نفت خام در صنایع تبدیل پتروشیمی ارزش بیشتری دارد. تولید برق از طریق نیروگاه اتمی ، آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد. تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد.
    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:04 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    چرخه سوخت هسته ای: از استخراج اورانیوم تا تولید انرژی و فیزیک هس

    چرخه سوخت هسته ای: از استخراج اورانیوم تا تولید انرژی




    مقدمه: استخراج اورانیوم از معدن
    اورانیوم که ماده خام اصلی مورد نیاز برای تولید انرژی در برنامه های صلح آمیز یا نظامی هسته ای است، از طریق استخراج از معادن زیرزمینی یا سر باز بدست می آید. اگر چه این عنصر بطور طبیعی در سرتاسر جهان یافت میشود اما تنها حجم کوچکی از آن بصورت متراکم در معادن موجود است.

    هنگامی که هسته اتم اورانیوم در یک واکنش زنجیره ای شکافته شود مقداری انرژی آزاد خواهد شد.

    برای شکافت هسته اتم اورانیوم، یک نوترون به هسته آن شلیک میشود و در نتیجه این فرایند، اتم مذکور به دو اتم کوچکتر تجزیه شده و تعدادی نوترون جدید نیز آزاد میشود که هرکدام به نوبه خود میتوانند هسته های جدیدی را در یک فرایند زنجیره ای تجزیه کنند.

    مجموع جرم اتمهای کوچکتری که از تجزیه اتم اورانیوم بدست می آید از کل جرم اولیه این اتم کمتر است و این بدان معناست که مقداری از جرم اولیه که ظاهرا ناپدید شده در واقع به انرژی تبدیل شده است، و این انرژی با استفاده از رابطه E=MC۲ یعنی رابطه جرم و انرژی که آلبرت اینشتین نخستین بار آنرا کشف کرد قابل محاسبه است.

    اورانیوم به صورت دو ایزوتوپ مختلف در طبیعت یافت میشود. یعنی اورانیوم U۲۳۵ یا U۲۳۸ که هر دو دارای تعداد پروتون یکسانی بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه ای است که در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بیانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر کدام از این دو ایزوتوپ است.


    کشورهای اصلی تولید کننده اورانیوم
    استرالیا
    چین
    کانادا
    قزاقستان
    نامیبیا
    نیجر
    روسیه
    ازبکستان

    برای بدست آوردن بالاترین بازدهی در فرایند زنجیره ای شکافت هسته باید از اورانیوم ۲۳۵ استفاده کرد که هسته آن به سادگی شکافته میشود. هنگامی که این نوع اورانیوم به اتمهای کوچکتر تجزیه میشود علاوه بر آزاد شدن مقداری انرژی حرارتی دو یا سه نوترون جدید نیز رها میشود که در صورت برخورد با اتمهای جدید اورانیوم بازهم انرژی حرارتی بیشتر و نوترونهای جدید آزاد میشود.

    اما بدلیل "نیمه عمر" کوتاه اورانیوم ۲۳۵ و فروپاشی سریع آن، این ایزوتوپ در طبیعت بسیار نادر است بطوری که از هر ۱۰۰۰ اتم اورانیوم موجود در طبیعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقی از نوع سنگینتر U۲۳۸ است.

    فراوری:
    سنگ معدن اورانیوم بعد از استخراج، در آسیابهائی خرد و به گردی نرم تبدیل میشود. گرد بدست آمده سپس در یک فرایند شیمیائی به ماده جامد زرد رنگی تبدیل میشود که به کیک زرد موسوم است. کیک زرد دارای خاصیت رادیو اکتیویته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانیوم تشکیل میدهد.

    دانشمندان هسته ای برای دست یابی هرچه بیشتر به ایزوتوپ نادر U۲۳۵ که در تولید انرژی هسته ای نقشی کلیدی دارد، از روشی موسوم به غنی سازی استفاده می کنند. برای این کار، دانشمندان ابتدا کیک زرد را طی فرایندی شیمیائی به ماده جامدی به نام هگزافلوئورید اورانیوم تبدیل میکنند که بعد از حرارت داده شدن در دمای حدود ۶۴ درجه سانتیگراد به گاز تبدیل میشود.


    کیک زرد دارای خاصیت رادیو اکتیویته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانیوم تشکیل میدهد

    هگزافلوئورید اورانیوم که در صنعت با نام ساده هگز شناخته میشود ماده شیمیائی خورنده ایست که باید آنرا با احتیاط نگهداری و جابجا کرد. به همین دلیل پمپها و لوله هائی که برای انتقال این گاز در تاسیسات فراوری اورانیوم بکار میروند باید از آلومینیوم و آلیاژهای نیکل ساخته شوند. همچنین به منظور پیشگیری از هرگونه واکنش شیمیایی برگشت ناپذیر باید این گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب کننده دیگر نگهداری کرد.

    غنی سازی:
    هدف از غنی سازی تولید اورانیومی است که دارای درصد بالایی از ایزوتوپ U۲۳۵ باشد.

    اورانیوم مورد استفاده در راکتورهای اتمی باید به حدی غنی شود که حاوی ۲ تا ۳ درصد اورانیوم ۲۳۵ باشد، در حالی که اورانیومی که در ساخت بمب اتمی بکار میرود حداقل باید حاوی ۹۰ درصد اورانیوم ۲۳۵ باشد.

    یکی از روشهای معمول غنی سازی استفاده از دستگاههای سانتریفوژ گاز است.

    سانتریفوژ از اتاقکی سیلندری شکل تشکیل شده که با سرعت بسیار زیاد حول محور خود می چرخد. هنگامی که گاز هگزا فلوئورید اورانیوم به داخل این سیلندر دمیده شود نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش آن باعث میشود که مولکولهای سبکتری که حاوی اورانیوم ۲۳۵ است در مرکز سیلندر متمرکز شوند و مولکولهای سنگینتری که حاوی اورانیوم ۲۳۸ هستند در پایین سیلندر انباشته شوند.

    اورانیوم ۲۳۵ غنی شده ای که از این طریق بدست می آید سپس به داخل سانتریفوژ دیگری دمیده میشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. این عمل بارها و بارها توسط سانتریفوژهای متعددی که بطور سری به یکدیگر متصل میشوند تکرار میشود تا جایی که اورانیوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نیاز بدست آید.

    آنچه که پس از جدا سازی اورانیوم ۲۳۵ باقی میماند به نام اورانیوم خالی یا فقیر شده شناخته میشود که اساسا از اورانیوم ۲۳۸ تشکیل یافته است. اورانیوم خالی فلز بسیار سنگینی است که اندکی خاصیت رادیو اکتیویته دارد و از آن برای ساخت گلوله های توپ ضد زره پوش و اجزای برخی جنگ افزار های دیگر از جمله منعکس کننده نوترونی در بمب اتمی استفاده میشود.

    یک شیوه دیگر غنی سازی روشی موسوم به دیفیوژن یا روش انتشاری است.

    دراین روش گاز هگزافلوئورید اورانیوم به داخل ستونهایی که جدار آنها از اجسام متخلخل تشکیل شده دمیده میشود. سوراخهای موجود در جسم متخلخل باید قدری از قطر مولکول هگزافلوئورید اورانیوم بزرگتر باشد.

    در نتیجه این کار مولکولهای سبکتر حاوی اورانیوم ۲۳۵ با سرعت بیشتری در این ستونها منتشر شده و تفکیک میشوند. این روش غنی سازی نیز باید مانند روش سانتریفوژ بارها و باره تکرار شود.

    راکتور هسته ای:
    راکتور هسته ای وسیله ایست که در آن فرایند شکافت هسته ای بصورت کنترل شده انجام میگیرد. انرژی حرارتی بدست آمده از این طریق را می توان برای بخار کردن آب و به گردش درآوردن توربین های بخار ژنراتورهای الکتریکی مورد استفاده قرار داد.

    اورانیوم غنی شده ، معمولا به صورت قرصهائی که سطح مقطعشان به اندازه یک سکه معمولی و ضخامتشان در حدود دو و نیم سانتیمتر است در راکتورها به مصرف میرسند. این قرصها روی هم قرار داده شده و میله هایی را تشکیل میدهند که به میله سوخت موسوم است. میله های سوخت سپس در بسته های چندتائی دسته بندی شده و تحت فشار و در محیطی عایقبندی شده نگهداری میشوند.

    در بسیاری از نیروگاهها برای جلوگیری از گرم شدن بسته های سوخت در داخل راکتور، این بسته ها را داخل آب سرد فرو می برند. در نیروگاههای دیگر برای خنک نگه داشتن هسته راکتور ، یعنی جائی که فرایند شکافت هسته ای در آن رخ میدهد ، از فلز مایع (سدیم) یا گاز دی اکسید کربن استفاده می شود.



    1- هسته راکتور
    2-پمپ خنک کننده
    3- میله های سوخت
    4- مولد بخار
    5- هدایت بخار به داخل توربین مولد برق

    برای تولید انرژی گرمائی از طریق فرایند شکافت هسته ای ، اورانیومی که در هسته راکتور قرار داده میشود باید از جرم بحرانی بیشتر (فوق بحرانی) باشد. یعنی اورانیوم مورد استفاده باید به حدی غنی شده باشد که امکان آغاز یک واکنش زنجیره ای مداوم وجود داشته باشد.

    برای تنظیم و کنترل فرایند شکافت هسته ای در یک راکتور از میله های کنترلی که معمولا از جنس کادمیوم است استفاده میشود. این میله ها با جذب نوترونهای آزاد در داخل راکتور از تسریع واکنشهای زنجیره ای جلوگیری میکند. زیرا با کاهش تعداد نوترونها ، تعداد واکنشهای زنجیره ای نیز کاهش میابد.

    حدودا ۴۰۰ نیروگاه هسته ای در سرتاسر جهان فعال هستند که تقریبا ۱۷ درصد کل برق مصرفی در جهان را تامین میکنند. از جمله کاربردهای دیگر راکتورهای هسته ای، تولید نیروی محرکه لازم برای جابجایی ناوها و زیردریایی های اتمی است.

    بازفراوری:
    برای بازیافت اورانیوم از سوخت هسته ای مصرف شده در راکتور از عملیات شیمیایی موسوم به بازفراوری استفاده میشود. در این عملیات، ابتدا پوسته فلزی میله های سوخت مصرف شده را جدا میسازند و سپس آنها را در داخل اسید نیتریک داغ حل میکنند.



    در نتیجه این عملیات، ۱% پلوتونیوم ، ۳% مواد زائد به شدت رادیو اکتیو و ۹۶% اورانیوم بدست می آید که دوباره میتوان آنرا در راکتور به مصرف رساند.

    راکتورهای نظامی این کار را بطور بسیار موثرتری انجام میدهند. راکتور و تاسیسات باز فراوری مورد نیاز برای تولید پلوتونیوم را میتوان بطور پنهانی در داخل ساختمانهای معمولی جاسازی کرد. به همین دلیل، تولید پلوتونیوم به این طریق، برای هر کشوری که بخواهد بطور مخفیانه تسلیحات اتمی تولید کند گزینه جذابی خواهد بود.

    بمب پلوتونیومی:
    استفاده از پلوتونیوم به جای اورانیوم در ساخت بمب اتمی مزایای بسیاری دارد. تنها چهار کیلوگرم پلوتونیوم برای ساخت بمب اتمی با قدرت انفجار ۲۰ کیلو تن کافی است. در عین حال با تاسیسات بازفراوری نسبتا کوچکی میتوان چیزی حدود ۱۲ کیلوگرم پلوتونیوم در سال تولید کرد.


    بمب پلوتونیومی



    1- منبع یا مولد نوترونی
    2- هسته پلوتونیومی
    3- پوسته منعکس کننده (بریلیوم)
    4- ماده منفجره پرقدرت
    5- چاشنی انفجاری

    کلاهک هسته ای شامل گوی پلوتونیومی است که اطراف آنرا پوسته ای موسوم به منعکس کننده نوترونی فرا گرفته است. این پوسته که معمولا از ترکیب بریلیوم و پلونیوم ساخته میشود، نوترونهای آزادی را که از فرایند شکافت هسته ای به بیرون میگریزند، به داخل این فرایند بازمی تاباند.

    استفاده از منعکس کننده نوترونی عملا جرم بحرانی را کاهش میدهد و باعث میشود که برای ایجاد واکنش زنجیره ای مداوم به پلوتونیوم کمتری نیاز باشد.

    برای کشور یا گروه تروریستی که بخواهد بمب اتمی بسازد، تولید پلوتونیوم با کمک راکتورهای هسته ای غیر نظامی از تهیه اورانیوم غنی شده آسانتر خواهد بود. کارشناسان معتقدند که دانش و فناوری لازم برای طراحی و ساخت یک بمب پلوتونیومی ابتدائی، از دانش و فنآوری که حمله کنندگان با گاز اعصاب به شبکه متروی توکیو در سال ۱۹۹۵ در اختیار داشتند پیشرفته تر نیست.

    چنین بمب پلوتونیومی میتواند با قدرتی معادل ۱۰۰ تن تی ان تی منفجر شود، یعنی ۲۰ مرتبه قویتر از قدرتمندترین بمبگزاری تروریستی که تا کنون در جهان رخ داده است.

    بمب اورانیومی:
    هدف طراحان بمبهای اتمی ایجاد یک جرم فوق بحرانی ( از اورانیوم یا پلوتونیوم) است که بتواند طی یک واکنش زنجیره ای مداوم و کنترل نشده، مقادیر متنابهی انرژی حرارتی آزاد کند.

    یکی از ساده ترین شیوه های ساخت بمب اتمی استفاده از طرحی موسوم به "تفنگی" است که در آن گلوله کوچکی از اورانیوم که از جرم بحرانی کمتر بوده به سمت جرم بزرگتری از اورانیوم شلیک میشود بگونه ای که در اثر برخورد این دو قطعه، جرم کلی فوق بحرانی شده و باعث آغاز واکنش زنجیره ای و انفجار هسته ای میشود.

    کل این فرایند در کسر کوچکی از ثانیه رخ میدهد.

    جهت تولید سوخت مورد نیاز بمب اتمی، هگزا فلوئورید اورانیوم غنی شده را ابتدا به اکسید اورانیوم و سپس به شمش فلزی اورانیوم تبدیل میکنند. انجام این کار از طریق فرایندهای شیمیائی و مهندسی نسبتا ساده ای امکان پذیر است.



    قدرت انفجار یک بمب اتمی معمولی حداکثر ۵۰ کیلو تن است، اما با کمک روش خاصی که متکی بر مهار خصوصیات جوش یا گداز هسته ای است میتوان قدرت بمب را افزایش داد.

    در فرایند گداز هسته ای ، هسته های ایزوتوپهای هیدروژن به یکدیگر جوش خورده و هسته اتم هلیوم را ایجاد میکنند. این فرایند هنگامی رخ میدهد که هسته های اتمهای هیدروژن در معرض گرما و فشار شدید قرار بگیرند. انفجار بمب اتمی گرما و فشار شدید مورد نیاز برای آغاز این فرایند را فراهم میکند.

    طی فرایند گداز هسته ای نوترونهای بیشتری رها میشوند که با تغذیه واکنش زنجیره ای، انفجار شدیدتری را بدنبال می آورند. اینگونه بمبهای اتمی تقویت شده به بمبهای هیدروژنی یا بمبهای اتمی حرارتی موسومند.




    فیزیک هسته ای


    غنی سازی اورانیوم

    سانتریفیوژ دستگاهی است که برای جدا سازی مواد از یکدیگر بر اساس وزن آنها استفاده می شود. این دستگاه مواد را با سرعت زیاد حول یک محور به گردش در می آورد و مواد متناسب با وزنی که دارند از محور فاصله می گیرند.

    در واقع در این روش برای جدا سازی مواد از یکدیگر از شتاب ناشی از نیروی گریز از مرکز استفاده می گردد، کاربرد عمومی این دستگاه برای جداسازی مایع از مایع و یا مایع از جامد است.

    سانتریفیوژ هایی که برای غنی سازی اورانیوم استفاده می شود حالت خاصی دارند که برای گاز تهیه شده اند که به آنها Hyper-Centrifuge گفته می شود. پیش از آنکه دانشمندان از این روش برای غنی سازی اورانیوم استفاده کنند از تکنولوژی خاصی بنام Gaseous Diffusion به معنی پخش و توزیع گازی استفاده می کردند.


    Gaseous Diffusion
    در روش Gaseous Diffusion، گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF6) را با سرعت از صفحات خاصی که حالت فیلتر دارند عبور داده می شود و طی آن این صفحات می توانند به دلیل داشتن منافذ و خلل و فرج زیاد تا حدی می توانند اوانیوم 235 را از 238 جدا کنند. (به شکل بالا دقت کنید)

    در این روش با تکرار استفاده از این صفحات فیلتر مانند، بصورت آبشاری (Cascade)، میزان اورانیوم 235 را به مقدار دلخواه بالا می بردند. این روش اولین راهکارهای صنعتی برای غنی سازی اورانیوم بود که کابرد عملی پیدا کرد.

    Gaseous Diffusion از جمله تکنولوژی هایی بود که ایالات متحده طی جنگ جهانی دوم در پروژه ای بنام منهتن (Manhattan) برای ساخت بمب هسته ای، با کمک انگلیس و کانادا به آن دست پیدا کرد.

    نمونه ای از سانتریفیوژهای گازی آبشاری که برای غنی سازی اورانیوم از آنها استفاده می شود. Hyper-Centrifuge
    اما در روش استفاده از سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم، تعداد بسیار زیادی از این دستگاهها بصورت سری و موازی بکار می برند تا با کمک آن بتوانند غلظت اورانیوم 235 را افزایش دهند.


    گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF6) در داخل سیلندرهای سانتریفیوژ تزریق می شود و با سرعت زیاد به گردش در آورده می گردد. گردش سریع سیلندر، نیروی گریز از مرکز بسیار قوی ای تولید می کند و طی آن مولکولهای سنگین تر (آنهایی که شامل ایزوتوپ اورانیوم 238 هستند) از مرکز محور گردش دور تر می گردند و برعکس آنها که مولکول های سبک تری دارند (حاوی ایزوتوپ اورانیوم 235) بیشتر حول محور سانتریفیوژ قرار می گیرند.

    در این هنگام با استفاده از روشهای خاص گازی که حول محور جمع شده است جمع آوری شده به مرحله دیگر یعنی دستگاه سانتریفیوژ بعدی هدایت می گردد. میزان گاز هگزافلوراید اورانیوم شامل اورانیوم 235 ای که در این روش از یک واحد جداسازی بدست می آید به مراتب بیشتر از مقداری است که در روش قبلی (Gaseous Diffusion) بدست می آید، به همین علت است که امروزه در بیشتر نقاط جهان برای غنی سازی اورانیوم از این روش استفاده می کنند.

    بزرگترین دستگاههای آبشاری سانتریفیوژ در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، انگلستان و چین در حال غنی سازی اورانیوم هستد. این کشورها علاوه بر مصرف داخلی به صادرات اورانیوم غنی شده نیز می پردازند. کشور ژاپن هم دارای دستگاههای بزرگ سانتریفیوژ است اما تنها برای مصرف داخلی اورانیوم غنی شده تولید می کند

      
     





    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 19:00 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 1 نظر

    چه کسی بمب اتمی را اختراع کرد؟وگالری عکسهای اتمی!

    چه کسی بمب اتمی را اختراع کرد؟



    تاریخچه بمب اتم


    هانری بکرل نخستین کسی بود که متوجه پرتودهی عجیب سنگ معدن اورانیم گردیدبس ازان در سال 1909 میلادی ارنست رادرفوردهسته اتم را کشف کردوی همچنین نشان دادکه پرتوهای رادیواکتیودر میدان مغناطیسی به سه دسته تقیسیم می شود( پرتوهای الفا وبتا وگاما)بعدها دانشمندان دریافتند که منشاء این پرتوها درون هسته اتم اورانیم می باشد.

    در سال 1938 با انجام ازمایشاتی توسط دو دانشمند ا لمانی بنامهای ا توها ن و فریتس شتراسمن فیزیک هسته ای پای به مرحله تازه ای نهاد این فیزیکدانان با بمباران هسته اتم اورانیم بوسیله نوترونها به عناصر رادیواکتیوی دست یافتندکه جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانیم داشت او برای توصیف علت ایجاد این عناصرلیزه میتنرو اتو فریش پدیده شکافت هسته رادر اورانیم تو ضیح دادندودر اینجا بود که نا قوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا در امد.

    U235 + n -> fission + 2 or 3 n + 200 MeV

    زیرا همانطور که در شکل فوق می بینید هر فروپاشی هسته اورانیم0 میتوانست تا 200 مگاولت انرژی ازاد کند وبدیهی بود اگر هسته های بیشتری فرو پاشیده می شد انرژی فراوانی حاصل می گردید.

    بعدها فیزیکدانان دیگری نیز در این محدوده به تحقیق می پرداختند یکی ازانان انریکو فرمی بود( 1954 - 1901) که بخاطر تحقیقاتش در سال 1938 موفق به دریافت جایزه نوبل گردید.

    در سال 1939 یعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بین فیزیکدانان این بیم وجود داشت که المانیهابه کمک فیزیکدانان نابغه ای مانند هایزنبرگ ودستیارانش بتوانند با استفاده از دانش شکافت هسته ای بمب اتمی بسازندبه همین دلیل از البرت انیشتین خواستند که نامه ای به فرانکلین روزولت رئیس جمهوروقت امریکا بنویسددر ان نامه تاریخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هر گز هایزنبرگ ان را نساخت.

    چنین شدکه دولتمردان امریکا برای پیشدستی برالمان پروژه مانهتن را براه انداختندو از انریکو فرمی دعوت به عمل اوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد سه سال بعددر دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستین راکتور اتمی دنیا در دانشگاه شیکاگو امریکا ساخته شد.

    سپس در 16 ژوئیه 1945 نخستین ازمایش بمب اتمی در صحرای الامو گرودو نیو مکزیکو انجام شد.

    سه هفته بعد هیروشیمادرساعت 8:15 صبح در تاریخ 6 اگوست 1945 بوسیله بمب اورانیمی بمباران گردیید و ناکازاکی در 9 اگوست سال 1945 در ساعت حدود 11:15 بوسیله بمب پلوتونیمی بمباران شدند که طی ان بمبارانها صدها هزار نفر فورا جان باختند.

    انریکو فرمی (صف جلو نفر اول سمت چپ) و همکارانش در شیکاگو پس از ساخت نخستین راکتور هسته ای جهان به امید انکه از راکتور هسته ای تنها در اهداف صلح امیز استفاده شود و دنیا عاری از سلاحهای اتمی گردد

    لیزه میتنر ( مادر انرژی اتمی)

    لیزه در سال 1878 در یک خانواده هشت نفری بدنیا امد وی سومین فرزند خانواده بود باو جود تمامی مشکلاتی که بر سر راه وی بخاطر زن بودنش بود در سال 1901 وارد دانشگاه وین شد و تحت نظارت بولتزمن که یکی از فیزیکدانان بنام دنیا بود فیزیک را اموخت . لیزه توانست در سال 1907 به درجه دکتر نایل گردد و سپس راهی برلین گردید تا در دانشگاهی که ماکس پلا نک ریاست بخش فیزیک ان را بر عهده داشت به مطالعه و تحقیق بپردازد بیشتر کارهای تحقیقاتی وی در همین دانشگاه بود وی هیچگونه علاقه ای به سیاست نداشت و لی به علت دخالتهای روزن افزون ارتش نازی مجبور به ترک برلین گردید ودر سال 1938 به یک انستیتو در استکهلم رفت . لیزه میتنر به همراه همکارش اتو فریش اولین کسانی بودند که شکافت هسته را توضیح دادند انان در سال 1939 در مجله طبیعت مقاله معروف خود را در مورد شکافت هسته ای دادند وبدین ترتیب راه را برای استفاده از انرژی گشودند به همین دلیل پس از جنگ جهانی دوم به میتنر لقب مادر بمب اتمی داده شد ولی چون وی نمی خواست از کشفش بعنوان بمبی هولناک استفاده گردد بهتر است به لیزه لقب مادر انرژی اتمی داده شود



    آلبرت اینشتین






    نیلز بور...






    یکی از چند نابغه ی قرن ، انریکو فرمی(Fermi )






    پدر بمب اتمی و سرپرست پروژه ی مانهاتان ، رابرت اوپنهایمر






    پدر بمب هیدروژنی ، ادوارد تلر( Teller)






    پروفسور عبدالسلام(پدر فیزیک و انرژی اتمی پاکستان و برنده ی جایزه ی نوبل و بنیانگذار آکادمی علوم جهان سوم - مرحوم علامه جعفری از ایشان خاطرات شیرین زیادی داشت...) در کنار رابرت اوپنهایمر






    اولین بمب اتمی که در صحرای نیومکزیکو آزمایش شد...








    انفجار یک بمب هیدروژنی ضعیف(ابتدا در میان دانشمندان هراس این وجود داشت که در اثر انفجار بمب هیدروژنی و دمای ایجاد شده (معادل مرکز خورشید:15 میلیون درجه سانتیگراد) ، کل جو زمین بسوزد...)







    Little Boy ؛ بمب اورانیومی با قدرت 9000Ton TNT که بر روی هیروشیما انداخته شد و تصویر واقعه ی دردناک... .









    Fat Man ؛ بمب پلوتونیومی با قدرت 000'10 تن TNT که بر روی ناکازاکی منفجر شد و ... .









    تعداد (آزمایش) بمب های اتمی منفجر شده طی سالهای 1945 تا 1995 (دوران جنگ سرد) توسط شوروی و آمریکا








    تعداد کلاهک های جنگی اتمی شوروی سابق و آمریکا








    مکان ( آزمایش) بمب های اتمی منفجر شده توسط شوروی ، کشورهای اروپای غربی ، آمریکا ، پاکستان ، هند و... .(عددهای موجود در تصویر ، فقط شماره گذاری مکانهاست)







    تصویر یک کلاهک جنگی مجهز به بمب هیدروژنی (توضیح اینکه در کنار یک بمب هیدروژنی ، بمبی اورانیومی باید وجود داشته باشد تا ابتدا در اثر انفجار بمب اورانیومی ، دمای 15 میلیون درجه و شرایط لازم شروع بکار بمب هیدروژنی را مهیا کند)


    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:57 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    انرژی هسته ای وساختار نیروگاه های اتمی جهان و نیز شرح مختصری درب

    استفاده اصلی از انرژی هسته‌ای، تولید انرژی الکتریسته است. این راهی ساده و کارآمد برای جوشاندن آب و ایجاد بخار برای راه‌اندازی توربین‌های مولد است. بدون راکتورهای موجود در نیروگاه‌های هسته‌ای، این نیروگاه‌ها شبیه دیگر نیروگاه‌ها زغال‌سنگی و سوختی می‌شود. انرژی هسته‌ای بهترین کاربرد برای تولید مقیاس متوسط یا بزرگی از انرژی الکتریکی به‌طور مداوم است. سوخت اینگونه ایستگاه‌ها را اوانیوم تشکیل می‌دهد.
    چرخه سوخت هسته‌ای تعدادی عملیات صنعتی است که تولید الکتریسته را با اورانیوم در راکتورهای هسته‌ای ممکن می‌کند.

    اورانیوم عنصری نسبتاً معمولی و عادی است که در تمام دنیا یافت می‌شود. این عنصر به‌صورت معدنی در بعضی از کشورها وجود دارد که حتماً باید قبل از مصرف به صورت سوخت در راکتورهای هسته‌ای، فرآوری شود.
    الکتریسته با استفاده از گرمای تولید شده در راکتورهای هسته‌ای و با ایجاد بخار برای به‌کار انداختن توربین‌هایی که به مولد متصل‌اند تولید می‌شود.

    سوختی که از راکتور خارج شده، بعداز این که به پایان عمر مفید خود رسید می‌تواند به عنوان سوختی جدید استفاده شود.

    فعالیت‌های مختلفی که با تولید الکتریسیته از واکنش‌های هسته‌ای همراهند مرتبط به چرخه‌ سوخت هسته‌ای هستند. چرخه سوختی انرژی هسته‌ای با اورانیوم آغاز می‌شود و با انهدام پسمانده‌های هسته‌ای پایان می‌یابد. دوبار عمل‌آوری سوخت‌های خرج شده به مرحله‌های چرخه سوخت هسته‌ای شکلی صحیح می‌دهد.

    اورانیوم
    اورانیوم فلزی رادیواکتیو و پرتوزاست که در سراسر پوسته سخت زمین موجود است. این فلز حدوداً 500 بار از طلا فراوان‌تر و به اندازه قوطی حلبی معمولی و عادی است. اورانیوم اکنون به اندازه‌ای در صخره‌ها و خاک و زمین وجود دارد که در آب رودخانه‌ها، دریاها و اقیانوس‌ها موجود است. برای مثال این فلز با غلظتی در حدود 4 قسمت در هر میلیون (ppm4) در گرانیت وجود دارد که 60 درصد از کره زمین را شامل می‌شود، در کودها با غلظتی بالغ بر ppm400 و در ته‌مانده زغال‌سنگ با غلظتی بیش از ppm100 موجود است. اکثر رادیو اکتیویته مربوط به اورانیوم در طبیعت در حقیقت ناشی از معدن‌های دیگری است که با عملیات رادیواکتیو به وجود آمده‌اند و در هنگام استخراج از معدن و آسیاب کردن به جا مانده‌اند.
    چند منطقه در سراسر دنیا وجود دارد که غلظت اورانیوم موجود در آنها به قدر کافی است که استخراج آن برای استفاده از نظر اقتصادی به صرفه و امکان‌پذیر است. این نوع مواد غلیظ، سنگ معدن یا کانه نامیده می‌شوند.
    - چرخه سوخت هسته‌ای (شکل هندسی) (عکس)

    استخراج اورانیوم
    هر دو نوع حفاری و تکنیک‌های موقعیتی برای کشف کردن اورانیوم به کار می‌روند، حفاری ممکن است به صورت زیرزمینی یا چال‌های باز و روی زمین انجام شود.

    در کل، حفاری‌های روزمینی در جاهایی استفاده می‌شود که ذخیره معدنی نزدیک به سطح زمین و حفاری‌های زیرزمینی برای ذخیره‌های معدنی عمیق‌تر به کار می‌رود. به‌طور نمونه برای حفاری روزمینی بیشتر از 120 متر عمق، نیاز به گودال‌های بزرگی بر سطح زمین است؛ اندازه گودال‌ها باید بزرگتر از اندازه ذخیره معدنی باشد تا زمانی که دیواره‌های گودال محکم شوند تا مانع ریزش آنها شود. در نتیجه، تعداد موادی که باید به بیرون از معدن انتقال داده شود تا به کانه دسترسی پیدا کند زیاد است.

    حفاری‌های زیرزمینی دارای خرابی و اخلال‌های کمتری در سطح زمین هستند و تعداد موادی که باید برای دسترسی به سنگ معدن یا کانه به بیرون از معدن انتقال داده شوند به‌طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از حفاری نوع روزمینی است.

    مقدار زیادی از اورانیوم جهانی از (ISL) (In Sitaleding) می‌آید. جایی که آب‌های اکسیژنه زیرزمینی در معدن‌های کانه‌ای پرمنفذ به گردش می‌افتند تا اورانیوم موجود در معدن را در خود حل کنند و آن را به سطح زمین آورند. (ISL) شاید با اسید رقیق یا با محلول‌های قلیایی همراه باشد تا اورانیوم را محلول نگهدارد، سپس اورانیوم در کارخانه‌های آسیاب‌سازی اورانیوم، از محلول خود جدا می‌شود.
    در نتیجه انتخاب روش حفاری برای ته‌نشین کردن اورانیوم بستگی به جنس دیواره معدن کانه سنگ، امنیت و ملاحظات اقتصادی دارد.
    در غالب معدن‌های زیرزمینی اورانیوم، پیشگیری‌های مخصوصی که شامل افزایش تهویه هوا می‌شود، لازم است تا از پرتوافشانی جلوگیری شود.

    آسیاب کردن اورانیوم
    محل آسیاب کردن معمولاً به معدن استخراج اورانیوم نزدیک است. بیشتر امکانات استخراجی شامل یک آسیاب می‌شود. هرچه جایی که معدن‌ها قرار دارند به هم نزدیک‌تر باشند یک آسیاب می‌تواند عمل آسیاب‌سازی چند معدن را انجام دهد. عمل آسیاب‌سازی اکسید اورانیوم غلیظی تولید می‌کند که از آسیاب حمل می‌شود. گاهی اوقات به این اکسیدها کیک زرد می‌گویند که شامل 80 درصد اورانیوم می‌باشد. سنگ معدن اصل شاید دارای چیزی در حدود 1/0 درصد اورانیوم باشد.
    در یک آسیاب، اورانیوم با عمل سنگ‌شویی از سنگ‌های معدنی خرد شده جدا می‌شود که یا با اسید قوی و یا با محلول قلیایی قوی حل می‌شود و به صورت محلول در می‌آید. سپس اورانیوم با ته‌نشین کردن از محلول جدا می‌شود و بعداز خشک کردن و معمولاً حرارت دادن به صورت اشباع شده و غلیظ در استوانه‌های 200 لیتری بسته‌بندی می‌شود.
    باقیمانده سنگ معدن که بیشتر شامل مواد پرتوزا و سنگ معدن می‌شود در محلی معین به دور از محیط معدن در امکانات مهندسی نگهداری می‌شود. (معمولاً در گودال‌هایی روی زمین).
    پس‌مانده‌های دارای مواد رادیواکتیو عمری طولانی دارند و غلظت آنها کم خاصیتی سمی دارند. هرچند مقدار کلی عناصر پرتوزا کمتر از سنگ معدن اصلی است و نیمه عمر آنها کوتاه خواهد بود اما این مواد باید از محیط زیست دور بمانند.

    تبدیل و تغییر
    محلول آسیاب شده اورانیوم مستقیماً قابل استفاده به‌عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای نیست. پردازش اضافی به غنی‌سازی اورانیوم مربوط است که برای تمام راکتورها لازم است.
    این عمل اورانیوم را به نوع گازی تبدیل می‌کند و راه به‌دست آوردن آن تبدیل کردن به هگزا فلورید (Hexa Fluoride) است که در دمای نسبتاً پایین گاز است.
    در وسیله‌ای تبدیل‌گر، اورانیوم به اورانیوم دی‌اکسید تبدیل می‌شود که در راکتورهایی که نیاز به اورانیوم غنی شده ندارند استفاده می‌شود.
    بیشتر آنها بعداز آن که به هگزافلورید تبدیل شدند برای غنی‌سازی در کارخانه آماده هستند و در کانتینرهایی که از جنس فلز مقاوم و محکم است حمل می‌شوند. خطر اصلی این طبقه از چرخه سوختی اثر هیدروژن فلورید (Hydrogen Fluoride) است.



    ساختار نیروگاه های اتمی جهان و نیز شرح مختصری درباره طرز غنی سازی اورانیوم




    مطالبی در مورد ساختار نیروگاه های اتمی جهان و نیز شرح مختصری درباره طرز غنی سازی اورانیوم و یا سنتز عنصر پلوتونیوم :

    برحسب نظریه اتمی عنصر عبارت است از یک جسم خالص ساده که با روش های شیمیایی نمی توان آن را تفکیک کرد. از ترکیب عناصر با یکدیگر اجسام مرکب به وجود می آیند. تعداد عناصر شناخته شده در طبیعت حدود ۹۲ عنصر است.

    هیدروژن اولین و ساده ترین عنصر و پس از آن هلیم، کربن، ازت، اکسیژن و... فلزات روی، مس، آهن، نیکل و... و بالاخره آخرین عنصر طبیعی به شماره ۹۲، عنصر اورانیوم است. بشر توانسته است به طور مصنوعی و به کمک واکنش های هسته ای در راکتورهای اتمی و یا به کمک شتاب دهنده های قوی بیش از ۲۰ عنصر دیگر بسازد که تمام آن ها ناپایدارند و عمر کوتاه دارند و به سرعت با انتشار پرتوهایی تخریب می شوند. اتم های یک عنصر از اجتماع ذرات بنیادی به نام پرتون، نوترون و الکترون تشکیل یافته اند. پروتون بار مثبت و الکترون بار منفی و نوترون فاقد بار است.

    تعداد پروتون ها نام و محل قرار گرفتن عنصر را در جدول تناوبی (جدول مندلیف) مشخص می کند. اتم هیدروژن یک پروتون دارد و در خانه شماره ۱ جدول و اتم هلیم در خانه شماره ۲، اتم سدیم در خانه شماره ۱۱ و... و اتم اورانیوم در خانه شماره ۹۲ قرار دارد. یعنی دارای ۹۲ پروتون است.

    ایزوتوپ های اورانیوم

    تعداد نوترون ها در اتم های مختلف یک عنصر همواره یکسان نیست که برای مشخص کردن آنها از کلمه ایزوتوپ استفاده می شود.

    بنابراین اتم های مختلف یک عنصر را ایزوتوپ می گویند. مثلاً عنصر هیدروژن سه ایزوتوپ دارد: هیدروژن معمولی که فقط یک پروتون دارد و فاقد نوترون است. هیدروژن سنگین یک پروتون و یک نوترون دارد که به آن دوتریم گویند و نهایتاً تریتیم که از دو نوترون و یک پروتون تشکیل شده و ناپایدار است و طی زمان تجزیه می شود.

    ایزوتوپ سنگین هیدروژن یعنی دوتریم در نیروگاه های اتمی کاربرد دارد و از الکترولیز آب به دست می آید. در جنگ دوم جهانی آلمانی ها برای ساختن نیروگاه اتمی و تهیه بمب اتمی در سوئد و نروژ مقادیر بسیار زیادی آب سنگین تهیه کرده بودند که انگلیسی ها متوجه منظور آلمانی ها شده و مخازن و دستگاه های الکترولیز آنها را نابود کردند.

    غالب عناصر ایزوتوپ دارند از آن جمله عنصر اورانیوم، چهار ایزوتوپ دارد که فقط دو ایزوتوپ آن به علت داشتن نیمه عمر نسبتاً بالا در طبیعت و در سنگ معدن یافت می شوند. این دو ایزوتوپ عبارتند از اورانیوم ۲۳۵ و اورانیوم ۲۳۸ که در هر دو ۹۲ پروتون وجود دارد ولی اولی ۱۴۳ و دومی ۱۴۶ نوترون دارد. اختلاف این دو فقط وجود ۳ نوترون اضافی در ایزوتوپ سنگین است ولی از نظر خواص شیمیایی این دو ایزوتوپ کاملاً یکسان هستند و برای جداسازی آنها از یکدیگر حتماً باید از خواص فیزیکی آنها یعنی اختلاف جرم ایزوتوپ ها استفاده کرد. ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۵ شکست پذیر است و در نیروگاه های اتمی از این خاصیت استفاده می شود و حرارت ایجاد شده در اثر این شکست را تبدیل به انرژی الکتریکی می نمایند. در واقع ورود یک نوترون به درون هسته این اتم سبب شکست آن شده و به ازای هر اتم شکسته شده ۲۰۰ میلیون الکترون ولت انرژی و دو تکه شکست و تعدادی نوترون حاصل می شود که می توانند اتم های دیگر را بشکنند. بنابراین در برخی از نیروگاه ها ترجیح می دهند تا حدی این ایزوتوپ را در مخلوط طبیعی دو ایزوتوپ غنی کنند و بدین ترتیب مسئله غنی سازی اورانیوم مطرح می شود.

    ساختار نیروگاه اتمی

    به طور خلاصه چگونگی کارکرد نیروگاه های اتمی را بیان کرده و ساختمان درونی آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

    طی سال های گذشته اغلب کشورها به استفاده از این نوع انرژی هسته ای تمایل داشتند و حتی دولت ایران ۱۵ نیروگاه اتمی به کشورهای آمریکا، فرانسه و آلمان سفارش داده بود. ولی خوشبختانه بعد از وقوع دو حادثه مهم تری میل آیلند (Three Mile Island) در ۲۸ مارس ۱۹۷۹ و فاجعه چرنوبیل (Tchernobyl) در روسیه در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، نظر افکار عمومی نسبت به کاربرد اتم برای تولید انرژی تغییر کرد و ترس و وحشت از جنگ اتمی و به خصوص امکان تهیه بمب اتمی در جهان سوم، کشورهای غربی را موقتاً مجبور به تجدیدنظر در برنامه های اتمی خود کرد.

    نیروگاه اتمی در واقع یک بمب اتمی است که به کمک میله های مهارکننده و خروج دمای درونی به وسیله مواد خنک کننده مثل آب و گاز، تحت کنترل درآمده است. اگر روزی این میله ها و یا پمپ های انتقال دهنده مواد خنک کننده وظیفه خود را درست انجام ندهند، سوانح متعددی به وجود می آید و حتی ممکن است نیروگاه نیز منفجر شود، مانند فاجعه نیروگاه چرنوبیل شوروی. یک نیروگاه اتمی متشکل از مواد مختلفی است که همه آنها نقش اساسی و مهم در تعادل و ادامه حیات آن را دارند. این مواد عبارت اند از:

    ۱ _ ماده سوخت متشکل از اورانیوم طبیعی، اورانیوم غنی شده، اورانیوم و پلوتونیم است.

    عمل سوختن اورانیوم در داخل نیروگاه اتمی متفاوت از سوختن زغال یا هر نوع سوخت فسیلی دیگر است. در این پدیده با ورود یک نوترون کم انرژی به داخل هسته ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۵ عمل شکست انجام می گیرد و انرژی فراوانی تولید می کند. بعد از ورود نوترون به درون هسته اتم، ناپایداری در هسته به وجود آمده و بعد از لحظه بسیار کوتاهی هسته اتم شکسته شده و تبدیل به دوتکه شکست و تعدادی نوترون می شود. تعداد متوسط نوترون ها به ازای هر ۱۰۰ اتم شکسته شده ۲۴۷ عدد است و این نوترون ها اتم های دیگر را می شکنند و اگر کنترلی در مهار کردن تعداد آنها نباشد واکنش شکست در داخل توده اورانیوم به صورت زنجیره ای انجام می شود که در زمانی بسیار کوتاه منجر به انفجار شدیدی خواهد شد.

    در واقع ورود نوترون به درون هسته اتم اورانیوم و شکسته شدن آن توام با انتشار انرژی معادل با ۲۰۰ میلیون الکترون ولت است این مقدار انرژی در سطح اتمی بسیار ناچیز ولی در مورد یک گرم از اورانیوم در حدود صدها هزار مگاوات است. که اگر به صورت زنجیره ای انجام شود، در کمتر از هزارم ثانیه مشابه بمب اتمی عمل خواهد کرد.

    اما اگر تعداد شکست ها را در توده اورانیوم و طی زمان محدود کرده به نحوی که به ازای هر شکست، اتم بعدی شکست حاصل کند شرایط یک نیروگاه اتمی به وجود می آید. به عنوان مثال نیروگاهی که دارای ۱۰ تن اورانیوم طبیعی است قدرتی معادل با ۱۰۰ مگاوات خواهد داشت و به طور متوسط ۱۰۵ گرم اورانیوم ۲۳۵ در روز در این نیروگاه شکسته می شود و همان طور که قبلاً گفته شد در اثر جذب نوترون به وسیله ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۸ اورانیوم ۲۳۹ به وجود می آمد که بعد از دو بار انتشار پرتوهای بتا (یا الکترون) به پلوتونیم ۲۳۹ تبدیل می شود که خود مانند اورانیوم ۲۳۵ شکست پذیر است. در این عمل ۷۰ گرم پلوتونیم حاصل می شود. ولی اگر نیروگاه سورژنراتور باشد و تعداد نوترون های موجود در نیروگاه زیاد باشند مقدار جذب به مراتب بیشتر از این خواهد بودو مقدار پلوتونیم های به وجود آمده از مقدار آنهایی که شکسته می شوند بیشتر خواهند بود. در چنین حالتی بعد از پیاده کردن میله های سوخت می توان پلوتونیم به وجود آمده را از اورانیوم و فرآورده های شکست را به کمک واکنش های شیمیایی بسیار ساده جدا و به منظور تهیه بمب اتمی ذخیره کرد.

    ۲ _ نرم کننده ها موادی هستند که برخورد نوترون های حاصل از شکست با آنها الزامی است و برای کم کردن انرژی این نوترون ها به کار می روند. زیرا احتمال واکنش شکست پی در پی به ازای نوترون های کم انرژی بیشتر می شود. آب سنگین (D2O) یا زغال سنگ (گرافیت) به عنوان نرم کننده نوترون به کار برده می شوند.

    ۳ _ میله های مهارکننده: این میله ها از مواد جاذب نوترون درست شده اند و وجود آنها در داخل رآکتور اتمی الزامی است و مانع افزایش ناگهانی تعداد نوترون ها در قلب رآکتور می شوند. اگر این میله ها کار اصلی خود را انجام ندهند، در زمانی کمتر از چند هزارم ثانیه قدرت رآکتور چند برابر شده و حالت انفجاری یا دیورژانس رآکتور پیش می آید. این میله ها می توانند از جنس عنصر کادمیم و یا بور باشند.

    ۴ _ مواد خنک کننده یا انتقال دهنده انرژی حرارتی: این مواد انرژی حاصل از شکست اورانیوم را به خارج از رآکتور انتقال داده و توربین های مولد برق را به حرکت در می آورند و پس از خنک شدن مجدداً به داخل رآکتور برمی گردند. البته مواد در مدار بسته و محدودی عمل می کنند و با خارج از محیط رآکتور تماسی ندارند. این مواد می توانند گاز CO2 ، آب، آب سنگین، هلیم گازی و یا سدیم مذاب باشند.

    پی نوشت:
    * محقق مرکز اتمی فرانسه _ دکترای دولتی فرانسه در شیمی فیزیک اتمی



    غنی سازی اورانیم

    سنگ معدن اورانیوم موجود در طبیعت از دو ایزوتوپ ۲۳۵ به مقدار ۷/۰ درصد و اورانیوم ۲۳۸ به مقدار ۳/۹۹ درصد تشکیل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسید حل کرده و بعد از تخلیص فلز، اورانیوم را به صورت ترکیب با اتم فلئور (F) و به صورت مولکول اورانیوم هکزا فلوراید UF6 تبدیل می کنند که به حالت گازی است. سرعت متوسط مولکول های گازی با جرم مولکولی گاز نسبت عکس دارد این پدیده را گراهان در سال ۱۸۶۴ کشف کرد. از این پدیده که به نام دیفوزیون گازی مشهور است برای غنی سازی اورانیوم استفاده می کنند.در عمل اورانیوم هکزا فلوراید طبیعی گازی شکل را از ستون هایی که جدار آنها از اجسام متخلخل (خلل و فرج دار) درست شده است عبور می دهند. منافذ موجود در جسم متخلخل باید قدری بیشتر از شعاع اتمی یعنی در حدود ۵/۲ انگشترم (۰۰۰۰۰۰۰۲۵/۰ سانتیمتر) باشد. ضریب جداسازی متناسب با اختلاف جرم مولکول ها است.روش غنی سازی اورانیوم تقریباً مطابق همین اصولی است که در اینجا گفته شد. با وجود این می توان به خوبی حدس زد که پرخرج ترین مرحله تهیه سوخت اتمی همین مرحله غنی سازی ایزوتوپ ها است زیرا از هر هزاران کیلو سنگ معدن اورانیوم ۱۴۰ کیلوگرم اورانیوم طبیعی به دست می آید که فقط یک کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ خالص در آن وجود دارد. برای تهیه و تغلیظ اورانیوم تا حد ۵ درصد حداقل ۲۰۰۰ برج از اجسام خلل و فرج دار با ابعاد نسبتاً بزرگ و پی درپی لازم است تا نسبت ایزوتوپ ها تا از برخی به برج دیگر به مقدار ۰۱/۰ درصد تغییر پیدا کند. در نهایت موقعی که نسبت اورانیوم ۲۳۵ به اورانیوم ۲۳۸ به ۵ درصد رسید باید برای تخلیص کامل از سانتریفوژهای بسیار قوی استفاده نمود. برای ساختن نیروگاه اتمی، اورانیوم طبیعی و یا اورانیوم غنی شده بین ۱ تا ۵ درصد کافی است. ولی برای تهیه بمب اتمی حداقل ۵ تا ۶ کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ صددرصد خالص نیاز است. عملا در صنایع نظامی از این روش استفاده نمی شود و بمب های اتمی را از پلوتونیوم ۲۳۹ که سنتز و تخلیص شیمیایی آن بسیار ساده تر است تهیه می کنند. عنصر اخیر را در نیروگاه های بسیار قوی می سازند که تعداد نوترون های موجود در آنها از صدها هزار میلیارد نوترون در ثانیه در سانتیمتر مربع تجاوز می کند. عملاً کلیه بمب های اتمی موجود در زراد خانه های جهان از این عنصر درست می شود.روش ساخت این عنصر در داخل نیروگاه های اتمی به صورت زیر است: ایزوتوپ های اورانیوم ۲۳۸ شکست پذیر نیستند ولی جاذب نوترون کم انرژی (نوترون حرارتی هستند. تعدادی از نوترون های حاصل از شکست اورانیوم ۲۳۵ را جذب می کنند و تبدیل به اورانیوم ۲۳۹ می شوند. این ایزوتوپ از اورانیوم بسیار ناپایدار است و در کمتر از ده ساعت تمام اتم های به وجود آمده تخریب می شوند. در درون هسته پایدار اورانیوم ۲۳۹ یکی از نوترون ها خودبه خود به پروتون و یک الکترون تبدیل می شود.بنابراین تعداد پروتون ها یکی اضافه شده و عنصر جدید را که ۹۳ پروتون دارد نپتونیم می نامند که این عنصر نیز ناپایدار است و یکی از نوترون های آن خود به خود به پروتون تبدیل می شود و در نتیجه به تعداد پروتون ها یکی اضافه شده و عنصر جدید که ۹۴ پروتون دارد را پلوتونیم می نامند. این تجربه طی چندین روز انجام می گیرد.





    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:53 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    کاربرد های انرژی هسته ای وغنی سازی اورانیوم وشکاف هسته ای و

    دید کلی




    استفاده از نیروی هسته‌ای از 40 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند.

    به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هسته‌ای در 31 کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای 20 درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.

    همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و ... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

    نیروگاه هسته‌ای

    نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

    بمبهای هسته‌ای

    این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود.

     

    پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

    پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
    جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می‌باشد.

    کاربردهای پزشکی

    در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

    رادیو گرافی

    گاما اسکن

    استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

    رادیو بیولوژی

    کاربردهای کشاورزی

    تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

    موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

    کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

    جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

    انبار کردن میوه‌ها

    دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

    کاربردهای صنعتی

    در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

    نشت یابی با اشعه

    دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

    سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

    سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

    چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

    کشف عناصر نایاب در معادن


    غنی سازی اورانیوم




    مقدمه

    سنگ معدن اورانیوم موجود در طبیعت از دو ایزوتوپ 235U به مقدار 0.7 درصد و 238U ‏به مقدار 3.99 درصد تشکیل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسید حل کرده و ‏بعد از تخلیص فلز ، اورانیوم را بصورت ترکیب با اتم فلوئور (9F ) و بصورت مولکول ‏اورانیوم هگزا فلوراید تبدیل می‌کنند که به حالت گازی است. سرعت متوسط ‏مولکولهای گازی با جرم مولکولی گاز نسبت عکس دارد.

    غنی سازی اورانیوم با دیفوزیون گازی



    گراهان در سال 1864 پدیده‌ای را کشف کرد که در آن سرعت متوسط مولکولهای ‏گاز با معکوس جرم مولکولی گاز متناسب بود. از این پدیده که به نام دیفوزیون ‏گازی مشهور است برای غنی سازی اورانیوم استفاده می‌کنند. در عمل اورانیوم ‏هگزا فلوراید طبیعی گازی شکل را از ستونهایی که جدار آنها از اجسام متخلخل ‏‏(خلل و فرج دار) درست شده است عبور می‌دهند. سوراخهای موجود در جسم ‏متخلخل باید قدری بیشتر از شعاع اتمی یعنی در حدود 2.5 آنگسترم (7-‏25x10 سانتیمتر) باشد.

    ضریب جداسازی متناسب با اختلاف جرم مولکولها است. روش غنی سازی ‏اورانیوم تقریبا مطابق همین اصولی است که در اینجا گفته شد. با وجود این ‏می‌توان به خوبی حدس زد که پرخرج ترین مرحله تهیه سوخت اتمی همین ‏مرحله غنی سازی ایزوتوپها است، زیرا از هر هزاران کیلو سنگ معدن اورانیوم ‏‏140 کیلوگرم اورانیوم طبیعی بدست می‌آید که فقط یک کیلوگرم 235U ‏خالص در آن وجود دارد.

    غنی سازی اورانیم از طریق میدان مغناطیسی

    یکی از روشهای غنی سازی اورانیوم استفاده از میدان مغناطیسی بسیار قوی می‌باشد. در این روش ابتدا اورانیوم هگزا فلوئورید را حرارت می‌دهند تا تبخیر شود. از طریق تبخیر ، اتمهای اورانیوم و فلوئورید از هم تفکیک می‌شوند. در این حالت ، اتمهای اورانیوم را به میدان مغناطیسی بسیار قوی هدایت می‌کنند. میدان مغناطیسی بر هسته‌های باردار اورانیم نیرو وارد می کند ( این نیرو به نیروی لورنتس معروف می باشد) و اتمهای اورانیوم را از مسیر مستقیم خود منحرف می‌کند. اما هسته‌های سنگین اورانیم (238U ) نسبت به هسته‌های سبکتر (235U ) انحراف کمتری دارند و درنتیجه از این طریق می‌توان 235U را از اورانیوم طبیعی تفکیک کرد.

    کاربردهای اورانیوم غنی شده

    شرایطی ایجاد کرده اند که نسبت 235U به 238U را به 5 درصد می‌‏رساند. برای این کار و تخلیص کامل اورانیوم از سانتریفوژهای بسیار قوی استفاده ‏می‌کنند.

    برای ساختن نیروگاه اتمی ، اورانیوم طبیعی و یا اورانیوم غنی شده بین 1 تا 5 ‏درصد کافی است.

    شکافت هسته اورانیوم

    برای تهیه بمب اتمی حداقل 5 تا 6 کیلوگرم 235U صد درصد خالص نیاز ‏است. در صنایع نظامی از این روش استفاده نمی‌شود و بمبهای اتمی را از 239Pu که سنتز و تخلیص شیمیایی آن بسیار ساده‌تر است تهیه ‏می‌کنند.

    نحوه تولید سوخت پلوتونیوم رادیو اکتیو

    این عنصر ناپایدار را در نیروگاههای بسیار قوی می‌سازند که تعداد نوترونهای ‏موجود در آنها از صدها هزار میلیارد نوترون در ثانیه در سانتیمتر مربع تجاوز ‏می‌کند. عملا کلیه بمبهای اتمی موجود در زراد خانه‌های جهان از این عنصر ‏درست می‌شود.‏ روش ساخت این عنصر در داخل نیروگاههای هسته‌ای به این صورت که ‏ایزوتوپهای 238U شکست پذیر نیستند، ولی جاذب نوترون کم انرژی هستند.

    تعدادی از نوترونهای حاصل از شکست 235U را ‏جذب می‌کنند و تبدیل به 239U می‌شوند. این ایزوتوپ از اورانیوم بسیار ‏ناپایدار است و در کمتر از ده ساعت تمام اتمهای بوجود آمده تخریب ‏می‌شوند. در درون هسته پایدار 239U یکی از نوترونها خود به خود به ‏پروتون و یک الکترون تبدیل می‌شود. بنابراین تعداد پروتونها یکی اضافه شده و عنصر جدید را که 93 پروتون دارد ‏نپتونیوم می‌نامند که این عنصر نیز ناپایدار است و یکی از نوترونهای آن خود به ‏خود به پروتون تبدیل شده و در نتیجه به تعداد پروتونها یکی اضافه شده و عنصر ‏جدید پلوتونیوم را که 94 پروتون دارد ایجاد می‌کنند. این کار حدودا در مدت یک هفته ‏صورت می‌گیرد

    واکنش زنجیری شکافت
     

    روش‌های غنی‌سازی اورانیوم

    روش انتشار (پخش) حرارتی

    روش انتشار (پخش) گازها

    روش الکترومغناطیسی

    روش مرکزگریز گازی

    روش مرکزگریز گازی زیپه

    روش‌های لیزری

    روش شیمیایی



    شکافت هسته ای




     

     


     

     

     

    مقدمه

    در واکنشهای شکافت هسته‌ای مقادیر زیادی نیز انرژی آزاد می‌گردد (در حدود 200Mev)، اما مسئله مهمتر اینکه نتیجه شکستن هسته 235U ، آزادی دو نوترون است که می‌تواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. این چهار نوترون نیز چهار هسته 235U را می‌شکند. چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون می‌کنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم می‌باشند. سپس شکست هسته‌ای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه می‌یابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر می‌شود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هسته‌ای شروع می‌گردد. در واکنشهای کنترل شده هسته‌ای تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی بتدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته می‌شود.

    انرژی شکافت هسته‌ای

    کشف انرژی هسته‌ای در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت و اکنون برای شبکه برق بسیاری از کشورها هزاران کیلو وات تهیه می کند (نیرو گاه هسته ای). بحران انرژی بر اثر بالارفتن قیمت نفت در سال 1973 استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای بیشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپایی انرژی هسته‌ای را تنها انرژی می‌داند. که می‌تواند در اکثر موارد جایگزین نفت شود. استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای که بر روی یک ماده قابل احتراق کانی که بصورت محدود پایه گذاری می‌شود. برای سایر کشورها خطرات بسیار دارد در حال حاضر تولید الکتریسته با استفاده از شکافت هسته‌ای کنترل شده به میزان زیادی توسعه یافته و مورد قبول واقع شده است. تولید انرژی هسته‌ای در کشورهای توسعه یافته بخش مهمی از طرح انرژی ملی را تشکیل می‌دهد.

    انرژی بستگی هسته‌ای

    می‌توان تصور کرد که جرم هسته ، M ، با جمع کردن Z (تعداد پروتونها) ضربدر جرم پروتون و N تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست می‌آید.


    M = Z×Mp + N×Mn


    از طرف دیگر M همیشه کمتر از مجموع جرمهای تشکیل دهنده‌های منزوی هسته است. این اختلاف به توسط فرمول انیشتین توضیح داده می‌شود که رابطه بین جرم و انرژی هم ارزی جرم و انرژی را برقرار می‌سازد. اگر یک دستگاه مادی دارای جرم باشد در این صورت دارای انرژی کلی E است. E = M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژیی است که در اثر فروپاشی جرم M تولید می‌شود. بنابر این اصول انرژی هسته‌ای بر آزاد سازی انرژی پیوندی هسته استوار است. هر سیستمی که دارای انرژی پیوندی بیشتر باشد پایدار می‌باشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهای هسته‌ای طبق فرمول E = M C2 به انرژی تبدیل می‌شود. پس انرژی بستگی اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهای تشکیل دهنده آن است، که معرف کاری است که باید انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.

    مواد شکافتنی

    مواد ناپایدار برای اینکه به پایداری برسند، انرژی گسیل می‌کنند تا به حالت پایدار برسد. معمولا عناصری شکافت پذیر هستند که جرم اتمی آنها بالای 150 باشد ،235U و 238U در معادن یافت می‌شود. 99.3 درصد اورانیوم معادن 238U می‌باشد.و تنها 7% آن 235U می‌باشد. از طرفی 235U با نوترونهای کند پیشرو واکنش نشان می‌دهد. 238Uتنها با نوترونهای تند کار می‌کند، البته خوب جواب نمی‌دهد. بنابر این در صنعت در نیروگاههای هسته‌ای 235U به عنوان سوخت محسوب می‌شود. ولی به دلایل اینکه در طبیعت کم یافت می‌شود. بایستی غنی سازی اورانیوم شود، یعنی اینکه از 7 درصد به 1 الی 3 درصد برسانند.

    شکافت 235U

    در این واکنش هسته‌ای وقتی نوترون کند بر روی 235U برخورد می کند به 236U تحریک شده تبدیل می‌شود. نهایتا تبدیل به باریوم و کریپتون و 3 تا نوترون تند و 177 Mev انرژی آزاد می‌شود. پس در واکنش اخیر به ازای هر نوکلئون حدود 1 Mev انرژی آزاد می‌شود. در واکنشهای شیمیایی مثل انفجار به ازای هر مولکول حدود 30 Mev انرژی ایجاد می‌شود. لازم به ذکر است در راکتورهای هسته‌ای که با نوترون کار می‌کند، طبق واکنشهای به عمل آمده 2 الی3 نوترون سریع تولید می‌شود. حتما این نوترونهای سریع باید کند شوند

    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:49 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    انرژی هسته‌ای

    این مقاله در مورد انرژی هسته‌ای از دیدگاه فیزیکی است. برای مبحث انرژی هسته‌ای بعنوان یک منبع انرژی در صنعت و غیره، به مقالهٔ نیروگاه هسته‌ای و فناوری هسته‌ای مراجعه کنید.
    شکافت و همجوشی را میتوان با این نمودار انرژی بستگی توصیف کرد.
    انرژی هسته‌ای نوعی انرژی است که توسط واپاشی هسته‌ای، شکافت هسته‌ای، یا گداخت هسته‌ای تولید گشته و اساس آن را می‌توان با معادلهٔ ΔE = Δm.c² توصیف کرد.
    تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:40 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    تاریخچه فناوری نانو و برخی رویدادهای مهم این صنعت :

    در سال 1959 ریچارد فیلیپس فاینمن مقاله ای را درباره قابلیت های فناوری نانو در آینده منتشر ساخت.

    واژه "فناوری نانو" برای اولین بار در یک مقاله علمی در سال 1974 به کار رفت، و اریک درکسلر، مفاهیم فناوری نانو مولکولی را در انستیتوی فناوری ماساچوست درسال 1977 معرفی کرد.

    در سال 1981 میکروسکوپ تونل زنی روبشی که دانشمندان را قادر به مشاهده جزئیات ساختار اتم ها ودستـکاری آنهـا می نمود، اختراع شد.

     


    در سال 1985 باکی بال ( کربن خالص کره ای شکل و تو خالی ) کشف شد .

    در سال 1988 اولین درس دانشگاهی فناوری نانو عرضه شد .

    در سال1990 IBM دستگاهی اختراع کرد که به کمک آن می‌توان اتم‌ها را تک تک جا‌به‌جا کرد.

    در سال1991 نانو لوله‌های کربنی توسط دانشمندان ژاپنی کشف شدند.

    درسال 1993 اطلاعات مربوط به فناوری نانو مولکولی و محصولات مولکولی جمع آوری شد .

    درسال 1993 اولین نقاط کوانتومی با کیفیت بالا تولید شد.

    در سال1996 اولین کنفرانس اروپایی فناوری نانو برگزار شد .

    در سال 1997 اولین نانو ترانزیستور ساخته شد.

    در سال2000 اولین موتور DNA ساخته شد.

    در سال2001 یک مدل آزمایشگاهی سلول سوخت با استفاده از نانو لوله تولید شد.

    در سال 2002 شلوارهای ضد لک مبتنی برفناوری نانو به بازار عرضه شدند.

    در سال 2003 نمونه‌های آزمایشگاهی  نانوسلول‌های خورشیدی تولید شدند.

     

    تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 20:33 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    » فناوری نانو چیست

    قابلیت‌های استفاده از فناوری‌نانو در صنایع دریایی امروزه بحث‌های بسیاری در زمینة فناوری‌نانو، کاربردها، مزایا و دورنمای آیندة آن مطرح است. صنایع دریایی حوزة وسیعی از صنایع از قبیل ساخت کشتی؛ زیردریایی و سکوهای دریایی را شامل می‌شود که اغلب آنها در کشور ما نوپا هستند.... متن کامل

    » امولسیفایرها در صنعت غذا

    انتخاب امولسیفایرها در انتخاب امولسیفایرها سه نکته باید مدنظر قرار گیرد. 1)مشکل موردنظر که قرار بر رفع آن با استفاده از امولسیفایرها است باید توسط طراحان مواد غذایی مشخص شود. 2) مشخص کردن این‌که امولسیفایر چه کاری می‌تواند برای رفع این مشکل انجام دهد. 3) تصمیم گرفتن در این... متن کامل

    » کاربرد های نانوتکنولوژی

    یکی از پیشوندهای مقیاس اندازه گیری در سیستم SI نانو به معنی یک میلیاردم واحد آن مقیاس است.برای مثال یک نانومتر معادل یک میلیاردم متر است. با توجه به اینکه یک سلول بدن بیش از صدها نانومتر است می توان به کوچکی این مقیاس پی برد. از آنجایی که علوم نانو بخش وسیعی برگرفته از مباحث شیمی،... متن کامل

    » روشی جدید برای اندازه‌گیری اثرات مغناطیسی در مقیاس‌نانو

    روشی جدید برای اندازه‌گیری اثرات مغناطیسی در مقیاس‌نانو  گروهی از محققان ژاپنی، روش جدیدی برای ارزیابی ساختار مغناطیسی و الکترونیکی لایه‌های اتمی زیرسطحی در یک ماده ابداع کرده‌اند. این روش که «طیف‌سنجی پراش» نامیده شده‌است، برای اندازه‌گیری اثرات مغناطیسی... متن کامل

    » درمان بیماریها با ابزارهای نانوتکنولوژی

    17 سپتامبر 2001- جان‌راف نیز مانند مکانیک ، مهندس یا دانشمند برای کارش به ابزارهای دقیقی نیاز دارد. اما جائیکه دیگران به دنبال آچار، گیج یا پیچ‌گوشتی هستند، دکتر راف و تیم محققش در Starpharma در جستجوی لوله آزمایش هستند.   از سال 1996 آنها در حال پیشرفت بوده‌اند و ابزارهایی مولکولی... متن کامل

    » نانو تکنولوژی

    در طول تاریخ بشر از زمان یونان باستان، مردم و به‌خصوص دانشمندان آن دوره بر این باور بودند که مواد را می‌توان آنقدر به اجزاء کوچک تقسیم کرد تا به ذراتی رسید که خردناشدنی هستند و این ذرات بنیان مواد را تشکیل می‌دهند، شاید بتوان دموکریتوس فیلسوف یونانی را پدر فناوری و علوم... متن کامل

    » کاربرد نانو در صنایع دریایی

    مقدمه: قدرت دریایی هر کشور از عناصر مختلفی تشکیل می شود. این عناصر می توانند با ناوگان نظامی، ناوگان تجاری، ناوگان صیادی، ناوگان شناورهای مردمی ، مراکز آموزش دریایی و صنایع دریایی تشکیل شوند. یکی از قسمتهای مهم این قدرت دریایی، بخش صنایع دریایی است. در وضعیت فعلی که کشور ایران... متن کامل

    » سنتز نانوذرات اکسید سرب در حضور امواج اولتراسونیک

    نانوذرات اکسید سرب(II)ازواکنش نیترات سرب با کربنات سدیم در حضور امواج اولتراسونیک و افزودنی پلی وینیل پیرولیدون (PVP) به عنوان جهت دهنده سنتز شد. با فزایش کربنات سدیم به نیترات سرب، رسوب کربنات سرب تشکیل می شود که پس از جداسازی، در دمای C° 320 برای دو ساعت قرار گرفته تا بعد از دست دادن... متن کامل

    » استفاده از فناوری‌نانو در صنعت بسته‌بندی، تهیه و تولید غذاها

    از فناوری‌نانو در صنعت غذایی می‌توان به شکل‌های مختلفی استفاده کرد. این کاربردها می‌تواند شامل استفاده از فناوری‌نانو در مواد بسته‌بندی، کشاورزی، فرایندهای تولید غذا و خود غذا باشد. ابزارها یا روش‌‌های فناوری‌نانو که طی کشت، تولید، فرآوری یا بسته‌بندی... متن کامل

    » محلولهای مغناطیسی نانو

    محلول‌های مغناطیسی یکی از شاخه‌های فناوری نانو است که کمتر از دیگر شاخه‌های نانو به آن پرداخته شده‌است، ولی به تازگی کاربردهای جدیدی برای آن یافت شده است.محلول‌های مغناطیسی (Ferro fluid) از ذرات بسیار ریز کلوییدی ( درحدود۱۰۰ - ۱۰ نانومتر ( m ۹- ۱۰) ) از جنس فلزاتی که خاصیت مغناطیسی...
    تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 20:31 | نویسنده: روزگار نامرد | چاپ مطلب 0 نظر

    کاربرد نانو تکنولوژی درساخت صنایع گوناگون

    جهان امروز نیازمند استفاده از ابزارهای جدیدی برای ارتقای سطح زندگی بشر است. روزانه مواد گوناگونی بر اثر کار و کوشش و تحقیقات به دست آمده، در چرخه تولید انبوه قرار گرفته و به بازار تجاری عرضه می شوند. برای مثال افزایش کارایی وسایل الکترونیکی با کاهش اندازه آنها، مانند کامپیوترهای بسیار پیشرفته و یا پیشرفت عظیم صنعت ارتباطات تنها با استفاده وسیع از نانو تکنولوژی میسر شده است. در این مقاله به بررسی کاربرد کنونی فناوری نانو تکنولوژی در میان مدت و بلند مدت پرداخته ایم که مواردی از آن به طور خلاصه نقل می شود.
    صفحات خورشیدی و کیهانی: دی اکسید تیتانیم و اکسید روی در اندازه های نانو در صفحات خورشیدی برای جذب و یا انکسار پرتوهای ماورای بنفش که شفافیت لازم را برای عبور نور قابل رویت دارند، کاربرد بسیاری پیدا کرده است.
    ترکیبات مرکب: یکی از موارد مهم کاربرد نانوتکنولوژی ساخت ترکیبات مرکب از چند ماده مختلف است. برای